وقتی مجبورم توی زمان معین نوشتهای رو تحویل بدم جوری دست و پام میلرزه و سگ استرس میشم که برای خودمم ترسناکه. مغزم توقف میکنه و قلب دوبرابر کارش رو ادامه میده. آخر هم گند میزنم و تمام. و این دلیلیه که بین امتحانها بیشتر همه از انشا وحشت دارم. بعد امتحان هیچچیزم شبیهِ آدمهای عادی نیست، یه سکته زدهی لرزون رو به موت.
اویمن;
این چه کاریه ممدلی، به خودت بیا مرد.
آزمون تعیین سطح برای دورهی پیشرفته توی نیم ساعت؟ شوخی خوبی نبود.