eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
اضحك حيث بکیت.
"به‌هرحال، همونجا که گریه کردی بخند."
اوی‌من;
«روی زخم‌ها کم‌کم دلَمه می‌بندد، و فکر می‌کنم تمام شد. گذشتم. بالأخره، توانستم بگذارم و بروم. اما فق
فکر می‌کنی فراموش کردی اما یه‌شب، موقعی که داری لقمه‌ی نون و پنیر رو می‌ذاری گوشه‌ی لپ‌ت، نگاهت روی میز متوقف می‌شه. چیزی توی گلوت گیر می‌کنه و فشارِ سیل سنگینی-انگار که تک‌تکِ روزها و اتفاق‌ها، با حرف‌حرفِ حس چیده شده از جمله‌ها- روی پستی و بلندی چین‌های مغزت حس می‌شه. به وضوح. چیزی مثل شن‌دونه‌های تیز طوفان، توی تنت انگار دور بر می‌داره و می‌چرخه و شتاب می‌گیره. لرزیدن رگ‌های قلبت رو زیر استخون‌های سینه‌ت حس می‌کنی و بعد، انگار لقمه‌ی گوشه‌ی لُپ شورتر از قبل‌ه. خیلی شورتر از مزه‌ی پنیر روی نون. معلومه، تو فراموش کردی. من هم همین‌طور. ـ ــ سین‌حانون،اندریوم.
این‌ها فقط یه‌سری دیالوگِ لوس بود، اگه داستان رو نمی‌دونستم.
اما به تصویر کشیدن درد و رنج، اون هم انقدر دقیق، هنریه که ساده هم نمی‌شه از کنارش گذشت. این‌که کاری کنی مخاطب با درد و جدایی و گریه و مرگ یه‌سری شخصیتِ ساخته‌ی ذهن تو همراه بشه و لمس‌ش کنه، چیزیه که کمتر نویسنده‌ای به این وضوح درش می‌آره. و حرفِ آخر این‌که اگر دنبال قلم و داستان‌پردازی خوب هستید و با نویسنده‌ی مازوخیسمی مشکل ندارید حتماً خالد رو بخونید.
اوی‌من;
برام آهنگ بفرست، شاید خوشحال شدم.
برام آهنگ بفرست، این وضعیت درست نیست‌ها.
چیه نه قهره نه آشتی؟