eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
من می‌تونم مدت‌ها برای غمی که ذره‌ای به خودم تعلق نداره ناراحت بمونم و به‌هم بریزم، اگه اون‌و تو چشم‌هایی ببینم که روزی باهم خندیده بودیم.
من نمی‌دونم"تموم می‌شه این غم، صبح می‌شه این شب" یا نه. اما اگه سپیده هم سر نزد، بدون من "کنارتم هنوز".
همینجا، پشت سرت.
هدایت شده از کاش‌ابر‌بودم.
چرا انقدر درک اینکه دلم میخواد یه بیکار خوشحال توی رشته‌مورد علاقم باشم، تا یه کارمند ناراحت تو رشته‌ای که ازش خوشم نمیاد برای دیگران سخته؟
اوی‌من;
حالا هرچی هم من بگم مکن ای صبح طلوع، باز هم سمج‌وارانه قراره طلوع کنه و ادامه پیدا کنه. پس طلوع کن، انقدر طلوع کن تا پدرت در بیاد.
مرسی،اه.
نگذشتم، این رو وقتی از اون فاصله با چشم‌هاش روبه‌رو شدم فهمیدم. نگذشتم اما، فرار مثل قبل طاقت‌فرسا نبود. یک اجبارِ پذیرفته شده. جای زخم عزیزی که با همه‌ی مراقبت‌ها، وقتِ لمس دوباره، درد رو تا عمق جونت بالا می‌بره. من حتماً کم‌طاقت شدم. ببخش عزیزم، که دیگه جون لمس زخم و فشار و لذت کوتاهِ مازوخیستی درد رو ندارم. من ازت گذر نکردم، اما ترجیحم جابه‌جا شدن قلبم تو سینه از دوره. برای نزدیک‌ت بودن، جون زیادی ندارم.
اوی‌من;
همون‌هایی که تکرار نمی‌شن. از همون‌ها که حس‌ش تا سال‌ها زیرِ پوستت، نمی‌ذاره دل‌ت بغل هیچ بنی‌بشرِ د
امروز بی‌تکلف آغوش باز کردم، برای اون‌هایی که دلتنگ‌شون بودم. این انحصارِ مسخره هم شکست.
مدرسه زیاد بد نیست، گمونم امسال یکم کم‌تر بپیچونم.
هی می‌خوام به اونجا برسم که بگم انتخاب رشته درست این‌شکلیه، اما چی فکر کردی؟ من هنوزم موقع قاطع گفتن‌ش می‌ترسم.