اویمن;
برای بیستُمین شب از آخرین ماهِ پاییز؛ #نوامیسِاویمن :)
این ترجیعبند انقدر قشنگه که لطفاً اگه زندگی افتخارآمیزی داشتم، بهعنوان تیتراژ پخشش کنید.
فکر میکنم بزرگشدن از اونجایی خیلی جدی شد که دیگه بابتِ تلاش بهمون جایزه ندادن. انگار که خوب و بینقص بودن وظیفهی حقیر و بدیهی هر جنبندهای برای زندگی توی دنیا باشه.
جدی جدی چرا همه طلبکارن کیومرث؟ انگار ارثِ باباشونی که قاچاقی برای خودش زندگی داره.
اویمن;
تو مثل شربتِ مامانی، بعد برگشتن از کلاسی که کولر نداره.
تو مثل نت یهویی از آسمونی، وقتی کارِت لنگه و دستت بسته.