از دست شخصیتها همیشه حرصم میگیره. لازم نیست انقدر همهچیز رو سخت کنید، فقط به موقعش حرف بزنید احمقها.
اویمن;
شنبه یعنی بعدِ مدرسه دوتا کلاس پشتِ هم تا هشت شب، برگشت و خوندن برای امتحان جغرافی، تا سرحد مرگ گسست
ترکیب شنبههای مفید با رمضون و امتحان و دردِ فک و سر، یکم داره سخت میشه. یکم.
اویمن;
واقعاً بهنظرم اکتِ "هیچوقت تموم نمیشه" رو کسی به خوبی ایشون، در نیاورده و نخواهد آورد.
حالا و در رویارویی با چیزی که بارها بهش فکر کردهم و برنامه ریختم، باز هم دستپاچهام. البته که رفتن توی دل ترس لذتبخشه، اما امیدوارم صحبت فردا جلوی جمع! نهمیها و توضیح رشته زیاد هم ناامیدم نکنه.