اویمن;
هربار که پوستِ نیمه ترمیمشده لبم رو بیاراده-درحالی که عذاب وجدان داره منو-میکنم:
مرا ببخش، و ساعت نُه بگذار سر کوچه.
در مقایسه دغدغههای سابق و حال، بنده به اندازهی یک استندآپ کمدی حرف برای گفتن دارم.
اویمن;
تو مثل «آخیش» بعدِ تمومشدن یه درسِ تموم نشدنیای.
تو مثل ظرافتِ شکوفههای لطیف بهاری، و عطسه من رو.