انگار هنوزم زندگی قشنگه، پیش میآد که خشونت و التزام تنهایی رو کنار بذاره و روی لطیف و مهربونی نشون بده. حس امروز یادم میمونه، حتی اگه مثل هر چیزی "درگذر" باشه.
شاید اگه سر هرچیزی سوزنم تو تحلیل منطقی ابعادِ مختلف و زمینه و پیامد و درک موقعیت و چراییش گیر نمیکرد، خیلی ساده برخوردم مثل بقیه بود. انقدر همهچیز رو سختکردن حال میده؟ ذهن تحلیلگر مریض.