حال جسمیم یه جوریه. یه وقت خوب خوبم، یهو سردرد و معده درد و کتف و گردن و کهیر و دندون درد و آفت و همه چی باهم اتفاق میافته. رسما قاطی کردم🗿
سبزِ متمایل به نارنجی.
بیاید اشک بریزیم.
پینترست نباید با من این کارو میکرد😭
فکرشو بکن شب باشه، خونه تنها باشی، بری بالای پشت بوم لباسارو پهن کنی، و یهو برقا بره. حالا این وسط اگر از تاریکی بترسی که دیگه الفاتحه🗿💔
آره دوستان الفاتحه.
از اون بالا یه نگاه کردم به حیاط، یهو یاد جواد جوادی افتادم وقتی نگاه میکرد به ته اون زیرزمینه💔
دومین باریه که لوازم التحریر نجاتم میده. بار اول بعد از نجات یافتن چنلمو دلیت زدم😂
این چند روز رسما گند زدم با این درس خوندنم. اینجوری قراره قبول شی فائزه خانوم؟ آره گذاشتن برات.
رو موتور که میشینم هرکی تو خیابون بوق بزنه اول یه نگاه میندازم ببینم چادرم آویزون نباشه. (اغلب اوقات بقیه بهم تذکر میدن بابت آویزون بودم چادرم🗿)
یه بارم پشت چراغ قرمز وایساده بودیم یه آمبولانس پشتمون بود. طرف با بلندگوی آمبولانس گفت چادرو جمع کن🗿😂