#بیــــــــــــــــــــو💚
روےقَبرمبنویسیدْبِہیڪ
خطدرشٺ🖤🖊
دورےازشارعبِینُالحرمین
مَنراکُشټ💔🥀
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
#تلنگر💚
حقالناس اوج حماقت است،
نه زرنگی!❌
چون روزقیامت اعمال خوبت را
مجبور میشویبهکسیبدهی
کهدر زندگی از آن مُـتنفر بودی
وغیبتش راکردے...
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
با سلام به همراهان کانال ریحانة النبی س💚😊
برآن شدیم ک از بین دلنوشته های زیبای شما انتخاب کرده و در کانال قرار دهیم
به عنوان دلنوشته های #عطر_ریحان😍
ممنون از دلنوشته های زیباتون روز میلاد پیامبر به سه تا از بهتریناش هدیه ای ناقابل هدیه میدیم😊👌
خادم کانال
@oshahid
#دلنوشته ای با مولا❤
فضای مجازے را دوست ندارم!😓
-آمده بودیم بجنگیم
پاتک خوردیم!
-آمده بودیم مفید باشیم
دچارِ سرگردانی شدیم
-آمده بودیم خوبی ها را جار بزنیم
اسیرِ بدی هایش شدیم
-آمده بودیم برای مهدے(عج) یارگیری کنیم!
واردِ ارتش شیطان شدیم!
-آمده بودیم ندانسته ها را یاد بگیریم!
داریم فراموش می کنیم همان دانسته ها را!
-آمده بودیم، که بگوییم: آری، ما هم هستیم!
درگیرِ دیده شدن شدیم و نیت ها، یادمان رفت.
-آمده بودیم و آمده بودیم،
خوب آمدیم ... بـد نرویم!😓
❤مولاجان دستمان را بگیر تا غرق در شبکه های مجازی نشویم.
هدف تویی آقاجان❤ ما را در مسیر خودت نگه دار 🤲آمین
👈تمام قدمها و اعمالمان نذر ظهور شما مولاجان✅
اَللّٰهُمَ عَجْل لوَلِیِّکَ اَلفَرَج
دلنوشته اعضای کانالمون😊👌🌹
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
#دم_اذانی😍💚
#نماز_اول_وقت♥
💠 امام صادق علیه السلام:
فضیلت نماز اول وقت خواندن
مانندفضیلت آخـرت است بر دنیا
#التماسدعاۍفرج💚
نماز_اول_وقتش_میچسبه😍👌
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
1_427779206.attheme
حجم:
136K
• #شهید_محسن_حججی ۱۵
• #تم_رفیق_شهید 📲
• #تم 😍
انواع تمهای ورزشی طبیعت فانتزی فرهنگی مذهبی شهدایی پسرانه دخترانه و.....😊
🔰تنوع حق شماست👇👇
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
#همســــــــــــــــــــردارے💚
❤️
*⛔️ پیام های مسموم نفرستید
⇦ به کار بردن جملاتی مانند :
✖ کاش ازدواج نکرده بودم
✖ یاخوش به حال مجردها که هرکاری دلشان می خواهدانجام می دهند و...
📌 فقط به رابطه شما لطمه میزند*
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
#قرار_هشت 🌺🖤🌺
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى
الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ
وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ
وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ
صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
✨💕 قـبـلـه ے مــن 💕✨
#پارت_19
نگـاهم رااز روی چای تلخش به صورتم میکشاند
_ چرا؟
_ خب...
مکثی میکنم و ادامه میدهم
_ راسـتش بابـا... مـن فـک مـی کنـم تاهمیـن حـد کافیـه مـن علاقه ای
نـدارم ادامـش بـدم.
ابروهایش درهم می رود.
_ پس به چی علاقه داری؟
_ اممـم... ینـی خب...مـن االن خطـم خیلـی خـوب شـده...یعنی عالی شـده.
دیگـه نیـازی نیسـت کلاس برم...
_ جواب من این نبودا.
_ فعلا به هیچی علاقه ندارم...میخوام یه مدت استراحت کنم..
_ یعنی میگی بزارم دختر من تا اخر تابستون بیکار باشه؟
_ خب... اسمش بیکاری نیس
یــک لقمــه ی کوچــک مربــا مــی گیــرد و بــه مــادرم مــی دهــد. عادتــش
اســت! همیشــه عشــقش را درلقــمه، هــای صبحانــه بــروز میدهــد.
_ پس اسمش چیه؟
_ اسـراحت!... خـب... ببیـن بابارضا...مـن...دوروز دیگـه مدرسـه ام شروع میشه
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
✨💕 قـبـلـه ے مــن 💕✨
#پارت_20
بعدشـم بحـث کنکـور و... حسـابه درس خوندن.دانشـگاه هـم کـه
ماجـرای مهـم زندگیـه.
عمیق به چشمانم زل می زند و بعد ازجایش بلند می شود...
_ خب پس یعنی امروز نمیری کلاس؟
دهانـم را پـر میکنـم از یـک » نـه » بـزرگ کـه یکدفعـه یـاد قـرارم مـی
افتـم. ازجایـم بلنـد مـی شـوم و همانطـور کـه انگشـت اشـاره ام را درظرف
مربـا فـرو مـی بـرم ، جـواب قاطعـی مـی دهـم: ایـن تـرم رو تموم میکنـم
و بعـدش اسـراحت!
وبعـد انگشـتم را در دهانـم میکنـم و میـک مـی زنم.مـادرم روی دسـتم مـی
زنـد و میگویـد: اه چنـد بـار بگـم نکـن ایـن کارو!؟
باپررویی جواب می دهم: صدبار دیگه!
قـری بـه گردنـش مـی دهـد و نگاهـش راازمـن میگیـرد. شـانه بـالا مینـدازم
و از اشـپزخانه بیـرون میـروم. پـدرم کتـش رااز روی سـنگ اپـن بـر میـدارد
و مـی گویـد: صبحانتـم نخـوردی. بـرو کتونیـت رو بپوش...منـم بایـد بـه
کارم برسـم!
چشمی می گویم و به سمت در می روم.
» کی میفهمن من بزرگ شدم؟«
پـدرم جلـوی در آموزشـگاهم پـارک و بالبخنـد خداحافظـی میکند.پیـاده
مـی شـوم و آرام مـی گویـم: ممنـون کـه رسـوندید.
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid
✨💕 قـبـلـه ے مــن 💕✨
#پارت_21
سری تـکان مـی دهـد ودور مـی شـود. وارد اموزشـگاه مـی شـوم و در راه
پلـه منتظـر مـی مانـم. میخواهـم مطمـئن شـوم کـه کامـلا دور شـده و مـرا
دیگـر نـمی بینـد. تلفـن همراهـم را ازجیـب مانتـوام بیـرون مـی آورم و بـه
سـحر زنـگ مـی زنـم.
چندبوق ازاد و بعدهم صدای نازک و زنگ دارش درگوشم می پیچد..
_ جون؟
_ سلام سحری ! کجایی؟
_ علیک! میچرخم واسه خودم.حاجی ولت کرد؟
_ اره بابا! میشه بیای دنبالم؟
_ عاره. کجایی بیام؟
_ دم در آموزشگام. کی میرسی؟
_ ده مین دیگه اونجام.
_ باش.
_ فعلا گلم.
تمـاس قطــع مــی شــود و مــن بــا بــی حوصلگــی روی پلــه مــی شــینم و
دســتم را زیــر چانــه مــی زنــم. ســخت گیــری هــای پــدرم آنقدرهــا هــم
نسـبت بـه تصمیـم گیـری هـا شـدید نبـود. همیشـه خـودم انتخـاب مـی
کـردم کـه چـه کالاسـی بروم.پوزخنـدی مـی زنـم و زیرلـب مـی گویـم: البتـه
تـو چهارچـوب میـل بابـا.
#ما_ملت_شهادتیم
#من_ماسک_میزنم
@oshahid