eitaa logo
استاد مجاهدی 🌹🍃 و شاگردان
198 دنبال‌کننده
964 عکس
669 ویدیو
24 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
احمد حسین پور علوی معروف به  از خوبان شعر هیات است. وی که متولد سال 1354 می باشد اصالتا یزدی است ولی سالهای سال ساکن قم و مشرف به حضور در سایه سار لطف کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها است. اشعار علوی احمد علوی که در مدح و منقمت امیرالمومنین علیه السلام سروده شده اند، خاص و کم نظیرند. غزل🌷 لطف خداوند است، شاعرها خبر دارند غزل خوب است در وصف 🌷 باشد از وی کتابهایی منتشر شده است که دو کتاب از آن مجموعه به نامهای  '(انتشارات فصل پنجم) و  (انتشارات جمهوری) است. .┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @ostadmojahedi ┗━━━🍂━
هر کدام از ما که نزدیک تو شد مبهوت گشت کعبه از ما، ذوالفقار از او دهانش بازتر @sherashoor
هیچ کس در عشق تو مانند دل بی تاب نیست ساقیا هر صاف یکرنگ و روان که آب نیست بر در درگاه مسجد گفت شیخی زیر لب میکده خوب است که در بند هیچ آداب نیست گر که رهن جام گردد جامه ی ما نیست غم تیغ عریان را لباسی بهتر از خوناب نیست بی سبب یاد نجف کردم مسبب رحم کن طی راه عشق را جز لطف تو اسباب نیست زاهدا ساقی ما گر که امام تو بود اصل میخانه چرا در گوشه ی محراب نیست مثل کعبه دل شکست و حضرت حیدر رسید گفت بیت الله را حاجت به دق الباب نیست گفتم این ذره نوازی ها دلیلش چیست، گفت شمع را اشکی است که بر چهره مهتاب نیست عشق حیدر هست فطري كاتبا زحمت مکش خواندن (عشق على) محتاج هیچ اعراب نیست ماه را هر قوم با نامی دگر خوانند ماه گرچه نام او على باشد خود از اعراب نیست با چه جرات سجده کردی از نجف سوی حجاز چشم دلبر مست باشد ای دل اما خواب نیست تربت کرببلا و آب زمزم کم ولی از کرم در نجف در دست ما كمیاب نیست کلب درگاہ علی گشتن غريبا آرزوست بر زبان، خوشتر از این در کشور القاب نیست @ghasemi_gharib
استاد مجاهدی 🌹🍃 و شاگردان
#حضرت_زینب سلام الله  شرط پیروزی جام را با نوگلی پاک و معطر داشتن بهتر از سجاده و سودای منبر داش
قصیده نو سروده تقدیم به علیه السلام روی شط خون دل هر دم نگارش داشتن بهتر است از هر جهت با ظلم سازش داشتن تکیه بر مردم نکن ای دل که پیش آید سقوط سنگ روی سنگ دارد میل لغزش داشتن اشک درد دل نهان گوید به تو از این جهت چشم وقت گریه شد بسته ز سوزش داشتن کوه هم گر که شدی خاکی به رنگ آب باش کوه سنگی چیست غیراز بیم ریزش داشتن خوش بود چون غنچه در وقت سحر با چشم تر جام را دیدن به سوی جامه یورش داشتن پوزه ی نفست به خاک عشق مالیدن سپس پیش دلبر تا همیشه عرض پوزش داشتن کرده ام تحقیق مستی بایدت در معرفت شیخ تحصیلت شود جهل از پژوهش داشتن قصد زاهد هست از تسبیح و اذکار مدام حور را با دانه ی سبحه شمارش داشتن خرقه ی صوفی، عبای شیخ، عریانی ما کعبه کی شد رو سپید از حیث پوشش داشتن؟ تا هدف بیرون شو از خانه دلا وقتی کمان تیر خندان را بگریاند ز ترکش داشتن خوش بود در بیشه ها چون شیر غرش داشتن خوشتر از آن پیش شیر دهر کرنش داشتن چیست مردی چیست مردی چیست مردی چیست چیست شعله بودن لیک با هر آه لرزش داشتن چیست مردی اینکه جای لولیان و مهوشان با جزامی ها شبانگاهان خوش و بش داشتن چیست مردی اینکه باشی شاه و در خود پروری به کمی نام و نمک هر شب گرایش داشتن چیست مردی اینکه جای نافله در نیمه شب مثل ابری بر سر ایتام بارش داشتن معرفت باید که بشناسی نخ از حبل المتین زد گره بر ریسمان مقراض دانش داشتن در هوای وصل حتی جامه را وصله زند من فدای اینهمه پاکی بینش داشتن گفت احمد بین دلداران علی گفتیم چشم مرحبا ما را از این طرز گزینش داشتن هفت شهر عشق در پیچ و خم یک موی اوست سالکا تا کی عبث در راه کوشش داشتن تیر از پایش درآمد سر ز سجده برنداشت ای بنازم من به این طرز نیایش داشتن گاهگاهی گفتن یک یا علی بهتر بود از هزاران بار همراه خود ارتش داشتن با علی بودن ندارد غیر از این معنی مرا روی نرد زندگی در لحظه ها شش داشتن در میان دوره گردان و جهان گردان نبود مدعی چون ذوالفقار او به گردش داشتن یا که دستش یا که پایش یا که تیغش این سرم در سرش پرورده آهنگ نوازش داشتن از سکون خیری نخیزد ذوالفقارا جهد کن گاهواره میشود معنا ز جنبش داشتن بعد جنگ مرتضی در روز خندق، نه! نداشت هیچ جنگ دیگری شأن گزارش داشتن لذتی باشد مرا خواهش نمودن از علی ذلتی باشد مرا از غیر خواهش داشتن بیشتر از احتیاج ماست در راه طلب اشتیاقی که علی دارد به بخشش داشتن با همه بد بودنم خوشحالم از این رسم که ننگ باشد شاه را از خلق رنجش داشتن جز علی و فاطمه کی دیده ایی حاجی صفت مهر عالم را به گرد ماه چرخش داشتن گر نباشد می زدن از کاسه ی دست علی صبح محشر نیست ما را خیر خیزش داشتن گر که پامال غمت گشتم مرنج از ناله ام برگ پاییزم که محکومم به خش خش داشتن خواستم قنبر شوم تنها شدم خاک رهت غوره انگور است از سودای کشمش داشتن نیست دستان گدا کمتر ز دستان کریم شب نباشد شمع کی خندد ز تابش داشتن؟ از عیوب قافیه آگاهم اما چاره چیست شعری از روح القدس را چون سفارش داشتن ◾️@ostadmojahedi @ghasemi_gharib
چنان خلیل اگر بین شعله بنشینم هزار لاله از آتش برات میچینم .
قصیده نو سروده تقدیم به علیه السلام روی شط خون دل هر دم نگارش داشتن بهتر است از هر جهت با ظلم سازش داشتن تکیه بر مردم نکن ای دل که پیش آید سقوط سنگ روی سنگ دارد میل لغزش داشتن اشک درد دل نهان گوید به تو از این جهت چشم وقت گریه شد بسته ز سوزش داشتن کوه هم گر که شدی خاکی به رنگ آب باش کوه سنگی چیست غیراز بیم ریزش داشتن خوش بود چون غنچه در وقت سحر با چشم تر جام را دیدن به سوی جامه یورش داشتن پوزه ی نفست به خاک عشق مالیدن سپس پیش دلبر تا همیشه عرض پوزش داشتن کرده ام تحقیق مستی بایدت در معرفت شیخ تحصیلت شود جهل از پژوهش داشتن قصد زاهد هست از تسبیح و اذکار مدام حور را با دانه ی سبحه شمارش داشتن خرقه ی صوفی، عبای شیخ، عریانی ما کعبه کی شد رو سپید از حیث پوشش داشتن؟ تا هدف بیرون شو از خانه دلا وقتی کمان تیر خندان را بگریاند ز ترکش داشتن خوش بود در بیشه ها چون شیر غرش داشتن خوشتر از آن پیش شیر دهر کرنش داشتن چیست مردی چیست مردی چیست مردی چیست چیست شعله بودن لیک با هر آه لرزش داشتن چیست مردی اینکه جای لولیان و مهوشان با جزامی ها شبانگاهان خوش و بش داشتن چیست مردی اینکه باشی شاه و در خود پروری به کمی نام و نمک هر شب گرایش داشتن چیست مردی اینکه جای نافله در نیمه شب مثل ابری بر سر ایتام بارش داشتن معرفت باید که بشناسی نخ از حبل المتین زد گره بر ریسمان مقراض دانش داشتن در هوای وصل حتی جامه را وصله زند من فدای اینهمه پاکی بینش داشتن گفت احمد بین دلداران علی گفتیم چشم مرحبا ما را از این طرز گزینش داشتن هفت شهر عشق در پیچ و خم یک موی اوست سالکا تا کی عبث در راه کوشش داشتن تیر از پایش درآمد سر ز سجده برنداشت ای بنازم من به این طرز نیایش داشتن گاهگاهی گفتن یک یا علی بهتر بود از هزاران بار همراه خود ارتش داشتن با علی بودن ندارد غیر از این معنی مرا روی نرد زندگی در لحظه ها شش داشتن در میان دوره گردان و جهان گردان نبود مدعی چون ذوالفقار او به گردش داشتن یا که دستش یا که پایش یا که تیغش این سرم در سرش پرورده آهنگ نوازش داشتن از سکون خیری نخیزد ذوالفقارا جهد کن گاهواره میشود معنا ز جنبش داشتن بعد جنگ مرتضی در روز خندق، نه! نداشت هیچ جنگ دیگری شأن گزارش داشتن لذتی باشد مرا خواهش نمودن از علی ذلتی باشد مرا از غیر خواهش داشتن بیشتر از احتیاج ماست در راه طلب اشتیاقی که علی دارد به بخشش داشتن با همه بد بودنم خوشحالم از این رسم که ننگ باشد شاه را از خلق رنجش داشتن جز علی و فاطمه کی دیده ایی حاجی صفت مهر عالم را به گرد ماه چرخش داشتن گر نباشد می زدن از کاسه ی دست علی صبح محشر نیست ما را خیر خیزش داشتن گر که پامال غمت گشتم مرنج از ناله ام برگ پاییزم که محکومم به خش خش داشتن خواستم قنبر شوم تنها شدم خاک رهت غوره انگور است از سودای کشمش داشتن نیست دستان گدا کمتر ز دستان کریم شب نباشد شمع کی خندد ز تابش داشتن؟ از عیوب قافیه آگاهم اما چاره چیست شعری از روح القدس را چون سفارش داشتن ◾️@ostadmojahedi @ghasemi_gharib
بسم الله الرحمن الرحیم گنجینه «مجموعه‌ای از رباعیات علوی» رباعی۱ ای در پی گنج، گنج و گنجینه علی‌ست ای اهل عمل، دست پر از پینه علی‌ست ای آن که به دنبال خدا می‌گردی دنبال علی باش که آئینه علی‌ست رباعی۲ صدشکر که داریم تعصّب به‌علی این عشق شده راه تقرّب به‌علی فرمود نبی؛ «خلق نمی‌شد آتش لَو اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلی» رباعی۳ هم‌واره به فکر دیگران بود علی با دشمن‌ودوست مهربان بود علی تاریخ گواه است که تا روز ابد مظلوم‌ترین مرد جهان بود علی رباعی۴ هردل که شناخته‌ست راهی به‌علی پس رو زده با کوه گناهی به‌علی پیغمبر ما که «مُستَجابُ الدَّعوة» است هر آینه می‌گفت؛ «الهی بِعلی...» رباعی۵ هم مزد تو سهم این‌وآن است علی هم خنده‌ی تو خطّ امان است علی در هر دو جهان کدام اقیانوسی جز فضل تو «بحر بی‌کران» است علی رباعی۶ هرکس که در این جهان گرفتار علی‌ست با قیمت جان و دل خریدار علی‌ست عمری‌ست جهان ریزه‌خور سفره‌ی اوست هرچند که نان‌ونمک افطار علی‌ست رباعی۷ بار غم اگر به شانه برداشت علی در کوفه نهال عشق را کاشت علی هر شب در اوج خلوت نخلستان باچاه قرار درددل داشت علی رباعی۸ شب‌های زمین بدون تو بی‌بدر است حتی شب قدر بعد تو بی‌قدر است در زمره‌ی خوبان جهان در تاریخ تا روز حساب نام تو در صدر است رباعی۹ ای رکن وجود خلق ای «نون لنا» عالم همه بی‌تو می رود رو به‌فنا تو نفس‌رسول هستی ای جان جهان ثابت شده این کرامت از «انفسنا» رباعی۱۰ تا دید «دو قطره اشک جاری»ها را بخشید از ما گناه‌کاری‌ها را جز او چه‌کسی فاتح جنگ است ولی تعقیب نمی‌کند فراری‌ها را؟ رباعی۱۱ بودند اگرچه دورش افراد دورو هرگز دو خورش نبود بر سفره‌ی او از جهلِ زمانه با علی عمری بود؛ خاری در چشم و استخوانی به گلو رباعی۱۲ امشب خبری نشد از آن مرد کریم خالی مانده‌ست ظرف طفلان یتیم این‌بار به دست کافری معجزه شد در مسجد کوفه ماه گردید دونیم رباعی۱۳ در لوح وجود، بهترین قاب علی‌ست در ظلمت شام تیره، مهتاب علی‌ست شب اهل‌عبادت است و روز اهل‌نبرد سرلوحه‌ی هرشهید محراب علی‌ست رباعی۱۴ شب شاهد چشم‌های بیدار علی‌ست تاریخ در انتظار تکرار علی‌ست خوشبخت کسی که مُهر پرونده‌ی او امضای «براءَةٌ مِنَ النّارِ» علی‌ست 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @Yaqoote_sorkh @Mojtaba_khorsandi