eitaa logo
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
12.3هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
31 فایل
𝐈𝗇 𝐭h‌𝖾 𝐍𝖺m‌𝖾 𝗈𝖿 𝐆o‌𝖽 ‌ ‌𓂃 ˖ ۫‌ جایی برای ریختنِ تمامِ آنچه در دل مانده ☕️ 𖦹 ׂ ۪ ‌بی‌هیچ آداب و رسمی؛ فقط من و تو و روایت‌هایِ ساده‌یِ زندگی. ✨ ⸼ ⋆ ۪۪
مشاهده در ایتا
دانلود
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
🕊معبرهای ما با معبرهای شما فرق میکند... ما آنچنان گرفتار سیم خاردارهای نفسمان هستیم ک هیچ تخریبچی قادر به بازگشاییشان نیست... ... میشود تخریبچی نفسمان شوید؟!! 🌷
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
به همسرم می گفتم فعلا بچه نیاوریم، چون پول نداریم، شغل نداری، مستاجریم، ماشین نداریم و سخت می شود. می گفت خدا که دندان می دهد، نانش هم می دهد. می گفت خدا بزرگ است. همانطور هم شد... دو هفته بعد از تولد فرزندمان، عباس توی شرکت مشغول به کار شد.. ❤️❤️
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
یک روز داخل لشکر بودم که چشمم به محسن افتاد. لباس پاسداری به تن داشت ودرجه هم زده بود اما این محسن باآن محسنی که من میشناختم خیلی فرق میکرد. موهایش رایک ورزده بودوریش گذاشته بود. رفتم سلام کردم. همدیگر رابغل کردیم. به اوگفتم:((خیلی عوض شدی!)) گفت:((آدم باید آدم باشه.)) وقتی میخاستیم ازهم جداشویم.، زدم روی شانه اش وگفتم:((زودتر این ستاره هارو زیادکن وسرهنگ شو.)) گفت:((این ستاره هابه درد نمیخوره،میاد ومی ره   آدم باید ستاره هاش روبرای خدازیاد کنه.)) 🦋🦋🦋🦋🦋
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
جایت همیشه در دلمان درد می کند..💔
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
◖🧕🏻🌿◗ -میگفت‌‌.. خواهران‌عزيز،مانندزينب‌زندگی‌كنيد،‌ شماازخون‌سرخ‌من‌مهم‌تراست، شمشيری‌است‌وبه‌چشم‌منافقان‌ميخورد.. ‹🧕🏻⇢› ‹🌿⇢›