سوختم و دم نزدم و هرچی توان داشتم گذاشتم .
سوختم و دود شدم و اینقدر آتیش گرفتم که خاکستر شدم .
خاکسترم سرد شد ؛
الان هم یه مدته که به جز یه خاکستر سردِ بی روح و بی توان که باد هرجا که میخواد با خودش می برتش چیزی نیستم .
• اتاق 95 •
سوختم و دم نزدم و هرچی توان داشتم گذاشتم . سوختم و دود شدم و اینقدر آتیش گرفتم که خاکستر شدم . خاکس
شرح این آتشِ جان سوز نگفتن تا کی؟
🫀: هِی ! قول میدم دیگه اذیتش نکنم ، اینبارم کمکش کن .
🧠 : کمک ؟!
هه . دیگه کمکی نیاز نداره ، هرچی که نباید میشد شد .
خدایا ، بنده هات دارن روز به روز بیشتر اذیتم میکنن .
نمیشد من و کنار خودت نگه میداشتی و نمیفرستادی اینجا ؟
If I knew everything, would I do it again? If they didn't know what they were saying was true, what would they say instead?
Come back come back to the moment...
Hold on hold on we can stay...
Where did you go?
I can't lose another life...
I couldn't love someone...
And I don't care if that is a lie.