eitaa logo
پاراگراف| امیرحسن‌اوصالی
3.4هزار دنبال‌کننده
587 عکس
31 ویدیو
5 فایل
📃روزنامه‌نگار _ حافظ‌پژوه و منتقدِ سینما 🎤تبیین با چاشنی اندیشه 🔎اینجا فکر کردن یاد می‌گیری ❌️ کپی با ذکر منبع 👌 ارتباط با من: @a_h_osali #آموزش_نویسندگی #آموزش_نقد_فیلم
مشاهده در ایتا
دانلود
. ▪️نقد را ذوقی و سلیقه‌ای نکنید. نام این کار نقد نیست! نقد هم باشد، نقد مبتذل است. یادداشت جدید را بخوانید👇 🕙 22:00 .
▪️بسمه‌‌تعالی [نقد مبتذل چگونه است؟] 🔸ابتذال را به معنای «بی‌ارزشی» و «پیش پا افتادگی» تعریف کرده‌اند؛ و فرهنگ معین نیز آن را چنین شرح می‌دهد: «بسیار به کار بردن چیزی تا اندازه‌ای که از ارزش آن بکاهد.» 🔸نقد مبتذل نقدی است که گوینده دست به دامان یک منطق آبکی و تکراری می‌شود؛ گزاره‌ای که آنقدر تکرار می‌شود که پای استدلالش چوبین و بی‌اثر شده و صدای شکسته‌شدنش همه جا را پر می‌کند. 🔸اینکه مدام وارد «مصداق» شویم، عکس‌ها را کنار هم بچینیم و صرفاً به دنبال تأیید معنایی باشیم که از پیش در ذهن داریم، بیهوده است. نقد اصیل، اندازه و معیاری دارد. نقد مصداقی صرفاً بی‌سوادی و دست خالی بودن گوینده را نمایان می‌سازد. وقتی منتقد مسلط به مفاهیم و مبانی مسئله باشد، تلاش می‌کند به‌جای سرخ کردن ماهی، به مخاطبش «ماهی‌گیری» بیاموزد. 🔸حالا هی بگوییم فلانی نفوذی است و توهم خود را فریاد بزنیم؛ آیا مردم قانع می‌شوند؟ توهم نفوذی دانستن این و آن تبعاتی ندارد؟ آیا بدگمانی به زمین و زمان نامش نقد و تبیین است؟ آیا عکس در کربلا «سفیدشویی» است، اما عکس با یک بازیگر «سیاه‌شویی»؟ تاختن به دشمنِ سلیقه‌ای ما خوب است، اما سخن گفتن برخلاف ذوق ما، نفوذی بودن تلقی می‌شود؟ 🔸این منطق مضحک نیست؟ رقص کشتی‌گیر ملی در عروسی خوب است، اما رقص فوتبالیست در عروسی دیگر بد؟! معیار ما برای نقد چیست؟ اگر با یک عکس بتوان نفوذی بودن کسی را اثبات کرد، دود قضاوتمان چشممان را کور نمی‌کند؟ چرا ما نباید مورد ظن دیگری در باب نفوذی بودن قرار گیریم؟ خط‌کش اندازه‌گیری‌مان برای افراد چیست؟ اصلاً چرا به‌جای مفاهیم و مبانی، سراغ مصادیق و افراد و جزئیات می‌رویم؟ 🔸نقد و تبیین در دام مصداق‌گرایی، سرانجام گریبان خودِ ما را نیز می‌گیرد. چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم محتوایمان از زندگی شخصی و روزمرگی‌های تصنعی فراتر نمی‌رود و با فوروارد کردن مطالب از این و آن، تبلیغات محدود نیز قبول می‌کنیم!!!! وجه تمایزمان تنها به حجاب ظاهری و ادعایی تقلیل پیدا می‌کند. (اگر نمایش روزمرگی و زندگی شخصی بد است، پس برای همه باید بد باشد.) فراموش نکنیم که عدم نمایش چهره، به خودی خود به معنای عدم «بلاگری» نیست؛ زیرا ماهیت بلاگری صرفاً در چهره خلاصه نمی‌شود. ▪️وقتی نقد سلیقه‌ای شد، ما نیز هدف نوک پیکان نقد قرار می‌گیریم. اما حواسمان باشد هر منتقدی نفوذی نیست! ✍امیرحسن اوصالی 🆔 @paragraph_osali
🪴پس چنين گفته‌اى و گفته تو حق و راست‌ترين است و سوگند خوردى و سوگندت راست‌ترين و رساترين است «و روزى شما و آنچه به شما وعده داده شده در آسمان است» 🪴سپس گفته‌اى «پس به پروردگار آسمان و زمين سوگند همان گونه كه شما سخن مى‌گوييد اين سخن حق است» صحیفه سجادیه _ دعای ۲۹ _ بند چهارم و آخر ترجمه: محسن غرویان 🆔 @paragraph_osali
Screen_Recording_۲۰۲۵۱۲۰۳_۰۷۲۸۵۹_Samsung Internet.mp3
زمان: حجم: 2.1M
🔹صحیفه سجادیه _ دعای ۲۹ 🔸روزمون رو با دعای امام سجاد(ع) شروع کنیم. ▪️منبع فایل: صحیفه دل https://sahefedel.com/avaha/d29/ 🆔 @paragraph_osali
. دعای ۲۹ صحیفه سجادیه دعای رزق و روزی‌ست. دعا رو گوش کنید و کنارش متن ترجمه رو که قرار دادم بخونید... . . امروز یه بحث جذاب درمورد این دعا داریم. رزق و روزی 😍👌 .
یکی از مسائلی که باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشیم، مناجات‌ها و دعاهای مأثور از اهل‌بیت (علیهم السلام) است. معارفی که در این مناجات‌ها وجود دارد، در بسیاری از روایات کمتر یافت می‌شود؛ زیرا در قالب روایت، معصوم (ع) در حد مخاطب و سائل سخن گفته است؛ اما در دعا و مناجات، امام معصوم (ع) بی‌واسطه و مستقیم با خداوند متعال راز و نیاز می‌کند. دعای کمیل، مناجات شعبانیه، صحیفه سجادیه و دیگر ادعیه، مملو از حقایق و معارف عالی دینی است که شاید نظیر آن را به سادگی در میان سایر روایات نتوان یافت. 🆔 @paragraph_osali
دعای بیست و نهم صحیفه سجادیه به طور خاص به موضوع رزق اختصاص دارد. بنابراین، هنگامی که دچار تنگی در رزق‌ و روزی شدیم، تلاوت این دعا توصیه می‌شود. البته، این به معنای آن نیست که بلافاصله صاحب رزق فراوان خواهیم شد؛ بلکه دعا بر رفع موانع و حجاب‌های ما متمرکز است تا از این طریق، نگرش ما نسبت به مسئله روزی اصلاح شود. این اصلاح دیدگاه به ما کمک می‌کند تا تفاوت میان آنچه رزق است و آنچه رزق نیست را درک کنیم. چه بسا با این تغییر نگرش، عنایت الهی شامل حال ما شده و رزقی لایحتسب نصیبمان گردد. 🆔 @paragraph_osali
در دعای ۲۹ صحیفه سجادیه می‌خوانیم که (ما در رزق‌مان دچار سوءظن به خداوند متعال شده‌ایم، و چشم‌مان به سمت و سوی افرادی است که خود روزی‌خور خداوند هستند.) و این درجاتی از شرک است که دیگری را در روزی دادن شریک خدا قرار داده‌ایم، و خیال می‌کنیم آن رئیس و معاون است که رزق مارا تعیین می‌کنند. برای درک بیشتر این مطلب به نامه‌ی۳۱ نهج‌البلاغه رجوع می‌کنیم: 🆔 @paragraph_osali
🔹حضرت علی(ع) خطاب به امام حسن(ع): وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ مَا أَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحَاجَةِ وَ الْجَفَاءَ عِنْدَ الْغِنَى إِنَّمَا لَكَ مِنْ دُنْيَاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاكَ و....  ۲ رزق داریم: یکی تو می‌روی دنبال او یکی او می‌آید و تو را پیدا می‌کند شارحین نوشته‌اند رزق آنی‌ست که امور دنیا و آخرت تورا اصلاح کند. حال با این مبنا: کدام پول و ثروت و رفاقت و زندگی و... رزق ما هستند؟ به این سوال فکر کرده‌اید؟ 🆔 @paragraph_osali
فرهنگ، در "موقعیت" خلق می‌شود. عادت کرده‌ایم، در زمین دیگری بازی کنیم؛ و از خلق کردن موقعیت‌های جدید هراسانیم. کافه‌ها، گعده‌های مختلط، تورهای طبیعت‌گردی و.... از خرده موقعیت‌هایی هستند که به صورت تدریجی فرهنگ جامعه را می‌سازند.... . از موقعیت‌های مغفول مانده همین روضه‌های بی‌ریای خانگی است. مجالسی که آمادگی پذیرش برای هر سخن اصیلی فراهم است. آگاهی مادران مساوی است با آگاهی جامعه. مادران را در یابیم. _ امیرحسن اوصالی
شرح حال این تصویر را بخوانید: 👇
کار خدا را می‌بینید؟ ۱۳_۱۴ سالم بود، یکی از بچه‌های محله دستم را گرفت و آورد وسط این هيئت! نمی‌دانستم، کجا آمده‌ام؟ این دیوانه‌ها کیستند اینگونه مثل مادر مرده‌ها گریه می‌کنند؟ به اندازه‌ای با فضا غریبه بودم که حتی یکبار وسط هيئت تخمه می‌شکستم! که یکی از پشتِ سر روی شانه‌ام زد و گفت: "یه کم یواش بخور!!". نفس در سینه‌ام حبس شد و آب دهانم رو زورکی قورت دادم! خیلی خجالت کشیدم. سرم را انداختم پایین و خودم را شبیه دیوانه‌ها کردم. سن و سالم کم بود خب، نمی‌فهمیدم. اما امان از آن شب به یاد ماندنی که هنوز هم غبطه‌ی حالش را می‌خورم. نمی‌دانم مجید بود یا مصطفی که روضه‌ی حضرت رقیه(س) می‌خواند. تک‌تک کلماتی که وجودم را تکّه‌تکّه کرد بخاطر دارم. دختری ۳ساله که داشت در خرابه با پدر راز و نیاز می‌کرد. سن و سالم کم بود. اما انگار به غیرتم یر خورد. غیرت که سن و سال نمی‌شناسد. آن هم برای ما آذری‌زبان‌ها. ما غیر از گل چیز دیگری به دختر بچه‌ها می‌گوییم مگر؟ روضه را بخاطر دارم، نمی‌توانم بگویم... . ابهتش را بعد از این همه سال در دلم از دست می‌دهم. بگذارید در دلم بماند و بسوزانتم. اما آن شب فهمیدم برخی روضه‌ها ناموسی‌اند. صحبت ناموس که می‌شود آدم هق‌هق می‌زند. آن‌شب طوری گریه کرده بودم که مادرم در منزل گفت: "معلومه امشب زیاد گریه کردی، چشمات سرخ شده!." خجالت کشیدم‌. انگار خیلی زود بزرگ شده‌ام و نمی‌خواهم ریا بشود!!! شب عجیبی بود. شاید شب سومی برایتان نوشتم آن جمله چگونه بنیانم را فرو ریخت و شخص دیگری از من ساخت. اما چرخ روزگار آنقدر بالا و پایینم کرد که چند روزهای بسیاری از مسیر دور شدم و بیراهه رفتم. اما هر بار که کم می‌آوردم باز در دلم آن شب‌ها را تداعی می‌کردم و خودم را خودی نشان می‌دادم. پر فراز و نشیب بود این جوانی‌‌ام. حالا ۳۰ سالگی‌ام را رد کرده‌ام. اینجا به عنوان سخنران و منبری قال ‌الصادق(ع) می‌گویم. کار خداست. در هیئتی که وسط روضه‌اش تخمه شکسته‌ام، سخنرانی می‌کنم! _ امیرحسن اوصالی 🆔 @paragraph_osali