eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.8هزار دنبال‌کننده
14.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
41 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @khomool3
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه توی خونه صدام میزد: همسرِ شهید نوروزی همسرِ شهید جان.... وقتی زل میزد بهم میگفتم باز چیشده؟☺️ میگفت: سن و سالت کوچیکتر از اونیه که بهت بگن همسرِ شهید هنوز بچه ای آخه....😊 عوضش میشی کوچکترین همسر شهید...😍 روزی که بعد از شهادتِ آقا مهدی رفتیم زیارت دمشق، خیلی دلتنگ بودم... گلایه کردم به بی بی جان... همون شب اومد به خوابم... تو اتاق هتل بودیم اومد تو اتاق، بغلم کرد سرمو بوسید.... گفت نبینم تنهایی ؛من همیشه کنارت هستم....♥️😔 🌷همسر شهید مهدی نوروزی 🌷 @parastohae_ashegh313
♥️ 🥀 ۳ روز بعد از تولد فرزندم مهدی، ساعت ۳ صبح از منطقه برگشت، عوض اینکه برود سراغ بچه، آمد پیش من و گفت: «تو حالت خوبست ژیلا، چیزی کم و کسری نداری بروم برات بخرم؟ گفتم: الان؟ (۳ صبح بود) گفت: خوب آره هر چیزی بخواهی بدو می روم، می گیرم، می آورم.» گفتم: احوال بچه را نمی پرسی؟ گفت: تا از تو خیالم راحت نشود نه... آمد همان جا روی زمین پیش من و مهدی نشست. البته نیم ساعت بعدش از شدّت خستگی خوابش برد. ┅═ೋ❅✿🌹✿❅ೋ═┅ @parastohae_ashegh313 ┅═ೋ❅✿🌹✿❅ೋ═┅
🍃🍃🥀 ♥️ ازدواج به سبک شهــدا 💍سفره عقدمان با همه سفره ها فرق داشت! به جای آینه شمعدان، تفسیر المیزان رو دور تا دور سفره چیده بودیم! 😍← برکتی که این تفسیر به زندگیمون میداد، می ارزید به هزاران که آینه شمعدان می خواست داشته باشه. 💠 برای هم برنج اعلا خریدیم ولی فتح الله نذاشت بارش کنیم! می گفت: حالا که این همه آدم ندار و گرسنه داریم، چطوری شب عروسیم چنین غذای قیمتی بدم؟! 🍚 برنج ها رو بسته بندی کردیم و به های دادیم. 😌❤️🍃 🌹وقتی برنج ها رو میدادیم. فتح الله می گفت: این امام خمینی(ره) است 🎙راوی: همسرشهید فتح الله ژیان پناه ┄┅═✧❁🖤❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🖤❁✧═┅┄
**@parastohae_ashegh313** 🌸قهر بودیم😒 در حال نماز خواندن بود… نمازش که تموم شد نشسته بودم و توجهی به همسرم نداشتم … کتاب شعرش را برداشت وبا یک لحن دلنشین شروع کرد به خواندن… 🧕ولی من باز باهاش قهر بودم! کتاب را گذاشت کنار… به من نگاه کرد و گفت: ♡“غزل تمام”…نمازش تمام…دنیا مات سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد…♡ 🌸باز هم بهش نگاه نکردم…. 🌸اینبار پرسید:عاشقمی؟؟؟ سکوت کردم…. گفت: عاشقم گرنیستی لطفی بکن نفرت بورز…. بی تفاوت بودنت هرلحظه آبم می کند… ❣دوباره با لبخند پرسید:عاشقمــــــی مگه نه؟؟؟؟؟❣❣❣ 🌸گفتم:نـــــــه گفت:”تو نه می گویی و پیداست می گوید دلت آری…” “که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری…”♡♡ زدم زیر خنده….و روبروش نشستم…. 💓💓دیگر نتوانستم به ایشان نگویم که وجودش چقدر آرامش بخشه… بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم… خداروشکر که هستی….💓💓 🎙راوی: همسر شهید بابایی @parastohae_ashegh313
🏷همسرِ شهید روح الله قربانی میگه: 🍁وقتی روح‌الله شهید شد چند وقت بعد خیلی دلم براش تنگ شده بود،به خونه خودمون رفتم،وقتی کتابی که روح‌الله به من هدیه داده بود رو باز کردم دیدم روی برگ گل رز برام نوشته بود: 🌹عشق من دلتنگ نباش! مدافع حرم اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج ┄┅═✧🌻❁🌻✧═┅┄ @parastohae_ashegh313