eitaa logo
پرتو اشراق
802 دنبال‌کننده
28.7هزار عکس
18.4هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
پرتو اشراق
🌷 🩸لحظات پس از شهادت فریدون عباسی از زبان شهره پیرانی 🌷 شهره پیرانی همسر شهید داریوش رضایی‌نژاد درباره‌ی لحظات پس از شهادت نوشت: 🎬 پلان اول: نمی‌دانم با آن همه اشک و بغض چطور رسیده‌ایم بیمارستان، من و آرمیتا. با مکافات وارد بیمارستان شده‌ایم. انگار روز شهادت داریوش دارد تداعی می‌شود. همان بیمارستان همان بخش اورژانس... نیازی ندارم کسی راهنماییم کند کجا بروم. خودم این راه را رفته‌ام. خودم این درد را کشیده.ام. ضحی و خانم دکتر قاسمی (همسر شهید شهریاری) را می‌بینم، چقدر این آغوش گرفتن‌ها، این گریه‌ها، تکراری شده. پرده را کنار می‌زنم. خانم دکتر عباسی را می‌بینم، روی تخت بخش اورژانس. بغضم می‌ترکد. جای‌مان عوض شده. چهارده سال پیش من در آن بخش اورژانس بستری بودم و او آمده بود الان او آنجا و من رفته‌ام. کمی بعد همسر و دختر شهید علیمحمدی و کمی بعدتر همسر شهید احمدی روشن هم می‌آیند. جمع‌مان جمع شده. چقدر بدم می‌آید از این تکرار‌ها... 🎬 پلان دو: خانم دکتر عباسی در میانه‌ی درد و اندوهش صبوری می‌کند. او دارد به ما دلداری می‌دهد. از ضحی می‌پرسد: بابا چه شکلی بود؟ ضحی می‌گوید صورتش خاکی بود و کمی دودی... خانم دکتر عباسی می‌گوید ضحی بابا یک عکس دارد روز آزادسازی خرمشهر. صورت و موهایش خاکی است، یادت هست؟ می‌گوید بله یادم است. می‌گوید همیشه به فریدون می‌گفتم تصورم از صورتت موقع شهادت شبیه آن عکس است. بابا شبیه آن عکس بود ضحی؟ ضحی با گریه‌های نم نم و صدای بغض آلود سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید بابا شبیه همان عکس بود... 🎬 پلان سوم: ضحی اصرار دارد تا مادرش را ببرند تا با پیکر پدرش که در سردخانه بیمارستان است، وداع کند. همه جمع ما همسران شهدا به همراه دختران شهدا می‌رویم سمت سردخانه بیمارستان. دم در می‌گویند همسر شهید و دو همراه فقط می‌توانند وارد شوند. نفر دوم ضحی است قرعه به نام من می‌افتد که همراشان وارد شوم. کسی به متصدی می‌گوید دکتر عباسی... کشو را می‌کشند بیرون. دکتر عباسی را در این شمایل ندیده‌ام هیچ‌گاه. سمت راست صورتش را خاک و خون پوشانده. سمت چپ صورت و موهایش خاکی است. درست مثل همین عکسی که می‌بینید. درست مثل همان تصوری که همسرش از او برای شهادتش داشته... 🤲🏻 یا صاحب الزمان ادرکنا ✋🏻 حسبنا الله و نعم الوکیل 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
🌷 🌹 این یاس که ریحانه‌ای از ریحان است 💚 خود سیّده‌ای ز سیّد خوبان است 💚 در وادی تفتیده‌ی طف بود حسین 🌹 فرمود سکینه سیّد نسوان است 🕯 من با رقیه در پیِ خورشید بودم و 🕯 حالا بدونِ همدم و غمخوار مانده ام... 🏴 پنجم ربیع الاول سالروز وفات خانم حضرت سکینه بنت الحسین (سلام الله علیها) تسلیت باد 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ⁉️ دیگه برنمیگردی بابا؟ ‼️ ذوالجناح حرکت نمی‌کرد… 🌷 خم شد، نگاه کرد… دختر سیزده ساله دامن پدر رو چسبیده بود…سکینه بود… گفت: بابا! اگه این آخرین باره…اگر دیگه برنمی‌گردی…خودت ما رو برسون مدینه…ما نمی‌خوایم با شمر و خولی هم‌سفر بشیم…خودت ما رو برگردون، بابا… 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن و سالروز وفات حضرت سکینه بنت الحسین سلام الله علیها 🌘 محرم ۱۴۰۴ 🕌 تهران، حسینیه هدایت 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
Haj Meysam Motieeمنم سکینه دخترت، شناختی؟!.mp3
زمان: حجم: 5.4M
🎧 | 🎶 منم سکینه دخترت، شناختی؟! 🎤 حاج 🌘 شب نهم ۱۴۴۵ ه.ق 🗓 چهارشنبه ۴ مرداد ماه ۱۴۰۲ 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن و سالروز وفات حضرت سکینه بنت الحسین سلام الله علیها 🔻 متن شعر: 🌐 Meysammotiee.ir/post/1669 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
خیلی وقته حاضرم (1).mp3
زمان: حجم: 7.3M
🎧 | دلنشین 🎶 شبِ جمعه حرم کنارِ تو میچسبه خیلی 🎶 دل من جز زیارتت آقا نداره میلی 🎤 کربلایی 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🌘 شب هجدهم ۱۴۴٧ ه.ق 🗓 یکشنبه ۲۲ تیر مـاهِ ۱۴۰۴ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
سید مهدی حسینیهمه جا کربلا همه جا نبنوا.mp3
زمان: حجم: 4.3M
🎧 | دلنشین 🎶 همه جا کربلا همه جا نینوا 🎶 من ابوالفضلیم به امید خدا 🎤 کربلایی 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🌘 شب نهم ۱۴۴۶ ه.ق 🗓 یکشنبه ٢۴ تیرماه ۱۴۰۳ 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
پرتو اشراق
❤️‍🔥 خواب جانسوز 🐪 دخت ارجمند حسین علیه السّلام، «سکینه»، در میان کاروان اسیران آزادیبخشی بود که آنان را به شام وارد کرده و با شرایط غمباری در منزلگاهی فرودشان آوردند؛ جایی که نه روزها از تابش خورشید در امان بودند و نه شبها از تیرگی و ظلمت شب و سرمای سوزان! 🌌 در یکی از آن شبهای سخت و غمبار بود که دخت سرفراز حسین، خواب عجیبی دید! در عالم رؤیا دید که درهای آسمان گشوده گردید و پنج مرکب آسمانی از نور، به سوی زمین فرود آمد که بر هر یک از آنها بزرگمرد و بزرگواری پرشکوه نشسته و فرشتگانی بر گرد او حلق زده اند؛ و به همراه هر یک از آنان یک نوجوان یا خدمتگزار بهشتی است که سخن می گوید و از رویدادها پرده بر می دارد! او می افزاید: پس از پیاده شدن آن چهره های نورانی و فرشتگان، مرکبها رفتند و سخنگوی آنان به من روی آورد و گفت: 👤 هان ای سکینه! نیای گرانقدرت بر تو سلام می رساند و درودت می گوید. ❓من در پاسخ گفتم: درود بر پیامبر خدا باد! و آن گاه پرسیدم: شما که هستید؟ 👤 پاسخ داد: من یکی از نوجوانان و خدمتگزاران بهشت هستم. ❓پرسیدم: این چهره های پر شکوه و ملکوتی که فرود آمدند، چه کسانی هستند؟ 👤 گفت: آدم، ابراهیم خلیل، موسی و مسیح... ❓پرسیدم: آن شخصیت پر شکوهی که دست به محاسن سپید و شریفش گرفته و گاه می افتد و گاه بر می خیزد، کیست؟ 👤 پاسخ داد: نیای گرانقدرت، پیامبر است. ❓پرسیدم: اینان کجا می روند؟ 👤 گفت: به دیدار پدرت، حسین علیه السّلام. ✨ با شنیدن این سخن، بر آن شدم تا خودم را به نیای گرانقدرم، پیامبر، برسانم و شکایت روزگار و ظالمان را به آن حضرت بنمایم، که درست در این هنگام دیدم پنج هودج نوری از آسمان فرود آمد که در میان هر یک بانویی پرشکوه و بزرگ است. ❓از آن فرشته آسمانی پرسیدم: این بانوان گرانقدر چه کسانی هستند؟ 👤 پاسخ داد: «حوّاء» مام ارجمند آدمیان، «آسیه»، دختر «مزاحم»، «مریم»، دختر «عمران»، «خدیجه»، دختر «خویلد»، و آن بانویی که دست بر سر نهاده و افتان و خیزان است مادرت، فاطمه، دخت فرزانه پیامبر خداست. ☝️🏻با شنیدن این خبر گفتم: به خدای سوگند می روم تا بیدادی را که در حقّ ما رفته است به مادرم، فاطمه گزارش کنم! 👣 به سویش دویدم و پس از سلام بر او با چشمانی گریان و دلی بریان در برابرش ایستادم و گفتم: ▪️مادر جان! به خدای سوگند که حقوق ما را انکار و پایمال ساختند! مادر جان! به خدای سوگند که گروه ما خاندان پیامبر و نسل او را بیدادگرانه پراکندند! مادر جان! به خدای سوگند که حریم حرمت ما را شکستند و بر ما ستم روا داشتند! مادر جان! به خدای سوگند، پدر گرانقدرم، حسین را با لب تشنه کشتند! 🌹 دخت فرزانه پیامبر- که سیلاب اشک از دیدگانش جاری بود- با شنیدن سخنان من فرمود: ▪️سکینه جان! نور دیده ام! بیش از این مرا مسوزان! و دیگر مگو! مگو که جگرم را سوزاندی و پاره کردی؛ و بند دلم را بریدی! دخترم! این پیراهن پدرت، حسین است که به همراه من خواهد بود تا در روز رستاخیز خدای را دیدار کنم! 🌟 اینجا بود که از خواب بیدار شدم و بر آن شدم تا آن رؤیای شگفت انگیز را نهان دارم، امّا سرانجام به دلایلی آن را به خاندان و نزدیکانم باز گفتم و جریان این خواب میان مردم راه یافت. [۱] 📚 پی نوشت: ۱. بحار، ج ۴۵، ص ۱۴۰. 📗 در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الاحزان)؛ جعفر بن محمد ابن نما 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ب و نشر دهید | 💞 شیرین‌تر از بغل مادر 💚 ممنون شماییم، یا امام رضا (ع) ❤️ ممنون شماییم، یا اباعبدالله (ع) 🌖‌ خیلی با شما صفا کردیم در این دو ماه 🎙حجت الاسلام 🌷 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق 🔰 به ما بپیوندید... 🆔 eitaa.com/partoweshraq 🆔 splus.ir/partoweshraq
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا