پرتو اشراق
🌷 #شهیدانه
🤲🏻 شهیدی که حاج قاسم با تربت محل شهادتش نماز خواند!
🗞 همسر شهید، در مصاحبه با کیهان درباره عید نوروزی که سردار شهید قاسم سلیمانی نخستین مهمانشان بود، گفته بود:
🎙«در این دیدار سردار وارد اتاق آقا مهدی شدند؛ دوستان آقا مهدی از خاک محل شهادتش چند عدد مُهر درست کرده بودند؛ من این مُهرها را به سردار نشان دادم و ایشان گفتند «میخواهم با مهر تربت شهید در این اتاق نماز بخوانم».
❤️🔥یعنی ما دیگه بابا نداریم؟
📔 در بخشی از کتاب «پلهها تمام نمیشدند» درباره روزی که شهید به شهادت رسیده ولی هنوز خبر شهادت را به همسرش ندادند، میخوانیم:
📱«برادرم اصرار کرد با هم حال و احوال کنیم. وقتی زنگ زد صدایش مثل همیشه نبود. اما خودم آن قدر بی رمق بودم که پیگیر نشدم. مطمئن بودم اگر اتفاقی برای مهدی بیفتد من که توی سوریه هستم اول با خبر میشوم. اما آنهایی که ایران بودند از طریق فضای مجازی زودتر خبردار شده بودند. مهدی وقت غروب شهید شده بود. زیارت عاشورا را باز کردم بلکه با خواندنش آرام بگیرم هنوز السلام علیک اول را نگفته اشکهایم ریختند پایین. انگار به مهرانه الهام شده باشد آمد جلو و گفت: «یعنی ما دیگه بابا نداریم؟»
‼️ یکهو خشکم زد. نمیدانستم جوابش را چه بدهم؟!
⁉️ گفتم: «این چه حرفیه مامان جان؟! بابا فردا می آد بغل مون میکنه... میبوسدمون مثل همیشه!»
🦋 اینها را که به مهرانه گفتم، مهدی با همان لباس خاکی و چهره خسته اما شاد و سر حالش آمد جلوی چشمم که دارد به سر بچهها دست میکشد که میبوسدشان که با اشاره چشم و ابرو خروار خروار عشق میریزد توی دلم. بچهها را خواباندم روی پاهایم تا اشکهایم را نبینند. تا زیارت عاشورا تمام شود خوابشان برد. ریحانه عادت داشت قبل از خواب خدا را شکر کند میگفت: «خدا رو شکر بابا دارم. مامان دارم. آجی دارم. با هم هستیم. کنار هم میخوابیم.» بعد شب به خیر میگفت و میخوابید. اسم بابا را که آورد دلم کنده شد. «یعنی از فردا شب ریحانه دیگه برای نبودن پدر کنارش خدا رو شکر نمیکنه؟ از فردا جواب این دخترهای بابایی رو چی بدم؟»
🌷 #شهید_مدافع_حرم_مهدی_نعمایی_عالی
🌷 #سالروز_شهادت (۱۳۹۵/۱۱/۲۳)
📱ڪـانـال ݐـرٺـو اشـراق
🔰 به ما بپیوندید...
🆔 eitaa.com/partoweshraq
🆔 splus.ir/partoweshraq