راه کج بود نشد تا به ديارم برسم
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم🪦
شهریار | پروانگے...
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
وقتی گریبانِ عدم با دستِ خلقت میدرید
وقتی ابد چشمِ تو را پیش از ازل میآفرید
وقتی زمین نازِ تو را در آسمانها میکشید
وقتی عطش طعمِ تو را با اشکهایم میچشید
من عاشقِ چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمقِ چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینیتر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمانِ تو، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشقِ چشمت شدم، شاید کمی هم بیشتر
چیزی از آنسوی یقین، شاید کمی همکیشتر
آغاز و ختمِ ماجرا لمسِ تماشای تو بود
دیگر فقط تصویرِ من در مردمکهای تو بود
#افشین_یداللهی
‹𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹›♥️
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
_
باید در خودت
گوشه ای از وجودت
آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت نیازی به پناه بردن به هیچ کجا و هیچ کس نداشته باشد...!
از طرفی چشمِ تو
از طرفی پاکی ام
آخ که پیشانی ات
وای مسلمانی ام.... 🚶♂
بگذار با محاسبه حال و روز خویش
آسان کنیم زحمت روز حساب را🧮
#فاضل_نظری | پروانگے...
دچار افسردگی بود.
میدانی افسردگی یعنی چه؟
تا به حال کسوف دیدهای؟ 🌘
خب، این هم مثل همان است؛
ماه جلوی قلب میآید و قلب
دیگر نوری از خودش نمیپراکند. 🫀
روز روشن تبدیل به شب تاریک میشود . . .
کریستنبوبن
من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم :)❤️