مرگ پشت سرمان بود ،نمي دانستيم
بوسه ي آخرمان بود ،نمي دانستيم...
زندگي حسرت يک شادي معمولي بود
زندگي چرخش تنهايي و بي پولي بود
#حامد_ابراهیمپور | پروانگے...💸
تراش و قوسِ شانههای مرمریات
هر شوالیــه مغروری را
از اسب پیاده میکند .
•پࢪوانگے•
آنچه من دوشْ از قیامِ قامتت دیدم به خواب
تا قیــامت عـاشقم خـــوابِ شبِ دوشینه را :)
اهلیشیرازی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم👀🫀
یک آسمان پرندگیام دادی و مرا
در تنگنایِ از تـــو پریدن گذاشتی
مهدیفرجی
اونجایی که محمود درویش میگه:
«چگونه میشود به شاخه شکسته فهماند
که باد عذرخواهی کرده است؟»
شاید بهترین توصیف برای عذرخواهی بعد از دل شکستنه :))