صبح یعنی وسطِ قصهے تردید شما
ڪسی از در برسد، نور تعارف بڪند...
#سهراب_سپهری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
با مردم بی درد ندانی ڪہ چہ درديست...
#مهرداد_اوستا
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یکی ز شب گرفتگان، چراغ بر نمیکند
کسی به کوچهسارِ شب، در این سحر نمیزند
نشستهام در انتظارِ این غبار بیسوار
دریغ کز شبی چنین، سپیده سر نمیزند
#هوشنگ_ابتهاج
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
یکی ز شب گرفتگان، چراغ بر نمیکند کسی به کوچهسارِ شب، در این سحر نمیزند نشستهام در انتظارِ این غ
به دشتِ پر ملالِ ما،
پرنده پر نمیزند!
رخ گل شکفت و قد سرو شد خوش
تو ای گلرخ و سرو بالا کجایی؟
#قمری_آملی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
نامہات را تازه خواندم آفتاب بیغروبم!
بیگمان وقتی تو خوبی، من هم اینجا
خوب خوبم
مہربانی ڪردی و گفتی ڪہ از حالم بگویم؛
گاه دریاے شمالم، گاه توفان جنوبم
گاه برگم، گاه بادم، گاه سنگم، گاه چوبم
گاه رودے پُرخروشم، گاه سرگرم رسوبم
گاه چون آبادےِ دورے اسیر گردبادم
گاه مانند درختی در مسیر دارڪوبم
ڪاش آب چشمہ باشم، از تنت تب را برانم
ڪاش باد تشنہ باشم، از دلت غم را بروبم
غصّه خشڪ و تر ندارد، این سر و آن سر ندارد
شیشہے رنج و غمت را ڪاش بر سنگی بڪوبم...
#ناصر_حامدی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
جام می برکف و میگفت خُذُوا یا اَحباب
#اسیری_لاهیجی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
چہ ڪسی گفت ڪہ
مستی فقط از جام شراب است
من ز میخانہے
چشمان تو هر لحظہ خرابم....
#فرشته_هراتی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹