هدایت شده از 『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
دست در دست رقیب آمدهاے دلبر من
خواستی جان بدهم یا ڪہ حسادت بڪنم؟!
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
عاشقان را
بگذاريد
بنالند همہ
مصلحت نيست
ڪہ اين
زمزمہ خاموش ڪنيد . . . !
#معينی_کرمانشاهی | پروانگے...
صبح شکوفه چون کف سیل بهار رفت
خوش موسمی ز کیسه لیل و نهار رفت
خون میچکد ز غنچه منقار بلبلان
زین نقد تازه کز گره روزگار رفت
دوران اعتدال نسیم چمن گذشت
از سینه جهان ، نفس بی غبار رفت
پروانگے
جا برا؎ منھ گنجشڪ زیاد است ولی ؛
من بھ درختان خیابان تو عادٺ دارم!
پروانگے...🚶🏻♀
رها کنی،
برود از دلت جدا باشد؛
به آن که
دوست تَرش داشته
به آن برسد...
#نجمه_زارع | پروانگے...
آن طبیبی که مرا دید درگوشم گفت:
دردِ تو دوریِ یار است، به آن عادت کن!
#مهدی_گچینی | پروانگے...
نبینمت که غریبی! بیا در آغوشم...
کدام خانه سزاوار توست جز وطنت؟ :)
#فاطمه_معصومی|پروانگے🦋
صدایت میزنم گوش بده
قلبم صدایت میزند...
شب گِردا گِردَم حصار کشیده است
و من به تو نگاه میکنم ،
از پنجرههای دلم به ستارههایت نگاه میکنم...
چرا که هر ستاره آفتابیست ،
من آفتاب را باور دارم ،
من دریا را باور دارم
و چشمهای تو سرچشمهی دریاهاست ،
انسان سرچشمهی دریاهاست...
#شاملو | پروانگے...