『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
برا؎ ڪسی دل بھ دریا بزنید؛ ڪھ همسفر بخواهد، نھ قایق... •پࢪوانگے•
خيال غرق شدن در نگاه ژرف تو بود
ڪھ دل زديم بھ دريا؎ بیخيالیها . . .
•پࢪوانگے•
تا
نیاراید
گیسوی کبودش رابه
شقایق ها
صبح فرخنده در آیینه
نخواهد
خندید🌄💛
#هوشنگ_ابتهاج | ''پروانگے''
من نمیترسم ڪھ ڪس دیگہا؎
رو دوست داشته باشی
من از این میترسم ڪھ باور ڪنی
ڪسی بیشتر از من تو رو دوست داره :)
#فَڪْت | °پࢪوانگے°
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
می نوشتم عشق ,دستم بوی شبنم میگرفت
آهِ حوای درون ,دامان آدم میگرفت
می نوشتم شعر ,یک توده شقایق بود و آه
آشنا دستی ,ز دست باد مریم میگرفت
می نوشتم شاعری سر در گریبان غروب
یادگاری مینویسد، عشق ماتم میگرفت
می رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج
انتشار آبی امواج ,را غم میگرفت
می گذشتم از گلاب کوچه ی اردیبهشت
بوی گلهای اشارت در پناهم میگرفت💐✨
#غزل_تاجبخش | پروانگے...
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
من نمیترسم ڪھ ڪس دیگہا؎ رو دوست داشته باشی من از این میترسم ڪھ باور ڪنی ڪسی بیشتر از من تو رو دو
•♥️🌱•
اندر دل من درون و بیرون همہ اوست
اندر تن من جان و رگ و خون همہ اوست :)
•پࢪوانگے•
نور دل خواهی غبار طبع مظلومان مباش
بایدت آیینه جایی بردکانجا آه نیست
#بیدل_دهلوی | پروانگے 🌎🐾
چقد تو این شعر سعدی غم نهفته:
مرا بھ هیچ بداد؎
و من هنوز بر آنم
ڪھ از وجود تو مویی
بھ عالمی نفروشم :)))💔
『 پَــروانگے ! 🇵🇸 』
چقد تو این شعر سعدی غم نهفته: مرا بھ هیچ بداد؎ و من هنوز بر آنم ڪھ از وجود تو مویی بھ عالمی نفروشم :
بعد از هزار مرتبه خواهش، دم ودا؏
چیز؎ نداشتم ڪھ بگویم، گریستم :)💔
•پࢪوانگے•