eitaa logo
پیام کوثر
840 دنبال‌کننده
15.2هزار عکس
8.9هزار ویدیو
177 فایل
برنامه های ثابت کانال پیام کوثر : #امام_زمانم ، #یاران_آسمانی، #سبک_زندگی_اسلامی ، #جهاد_تبیین ، #فرزندآوری ، #تربیت_فرزند ، #داستانک ، #مسابقه ، #تلنگر ، #پندانه ، #گزارش و... ارتباط با ما : @Hkosar
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴روزنامهٔ آمریکایی: السنوار در نامه‌هایش نبرد غزه را به واقعهٔ کربلا تشبیه می‌کند 🔹وال‌استریت‌ژورنال مدعی افشای محتوای نامه‌ها و پیامهای السنوار، رهبر حماس در غزه طی چند ماه گذشته به میانجی‌گرها و اعضای دفتر سیاسی این جنبش در خارج از کشور شد. 🔹براساس این گزارش السنوار طی ده‌ها نامه‌ای که به میانجی‌گران و مقامات حماس فرستاده، تأکید کرده که اسرائیل در وضعیت بهتری از مقاومت نیست و «چیزهای زیادی برای ازدست‌دادن در این جنگ دارد». 🔹به نوشتهٔ این روزنامهٔ آمریکایی، السنوار در نامه‌هایش از آمادگی‌اش «برای مرگ در میدان نبرد» می‌نویسد و در نامهٔ جدیدش جنگ غزه را به نبرد امام‌حسین(ع) در کربلا و شهادت ایشان تشبیه می‌کند و می‌نویسد: باید در همان مسیری که شروع کرده‌ایم پیش برویم؛ یا بگذار کربلای جدیدی باشد». 🔹وال‌استریت‌ژورنال همچنین نوشته: هدف نهایی السنوار دستیابی به آتش‌بس دائمی است که به حماس اجازه می‌دهد با ایستادگی و پایداری در برابر اسرائیل و هدایت آرمان ملی فلسطین، پیروزیِ تاریخیِ خود را اعلام کند. ~•~🌿꧁🌹꧂🌿~•~ @payame_kosar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فصل چهاردهم فردا صبح، صمد رفت کمی خرید کند. وقتی برگشت، دو سه کیلو گوشت و دو تا مرغ و سبزی و کلی میوه خریده بود. گفتم: «چقدر گوشت! مهمان داریم؟! چه خبر است؟!» گفت: «این بار که بروم، اگر زنده بمانم، تا دو سه ماهی برنمی گردم. شاید هم تا عید نیایم. شاید هم تا آخر جنگ.» گفتم: «اِ... همین طوری می گویی ها! شاید جنگ دو سه سالی طول بکشد.» گفت: «نه، خدا نکند. به هر جهت، آنجا خیلی بیشتر به من نیاز دارند. اگر به خاطر تو و بچه ها نبود، این چند روز هم نمی آمدم.» گوشت ها را گذاشتم توی ظرفشویی. شیر آب را باز کردم رویش. دوباره گفتم: «به خدا خیلی گوشت خریدی. بچه ها که غذاخور نیستند. می ماند من یک نفر. خیلی زیاد است.» رفت توی هال. بچه ها را روی پایش نشاند و شروع کرد با آن ها بازی کردن. گفتم: «صمد!» از توی هال گفت: «جان صمد!» خنده ام گرفت. گفتم: «می شود امروز عصر برویم یک جایی. خیلی دلتنگم. دلم پوسید توی این خانه.» زود گفت: «می خواهی همین الان جمع کن برویم قایش.» شیر آب را بستم و گوشت های لخم و صورتی را توی صافی ریختم. گفتم: «نه... قایش نه... تا پایمان برسد آنجا، تو غیبت می زند. می خواهم برویم یک جایی که فقط من و تو و بچه ها باشیم.» آمد توی آشپزخانه بچه ها را بغل گرفته بود. گفت: «هر چه تو بگویی. کجا برویم؟!» گفتم: «برویم پارک.» پردة آشپزخانه را کنار زد و به بیرون نگاه کرد و گفت: «هوا سرد است. مثل اینکه نیمة آبان است ها، خانم! بچه ها سرما می خورند.» گفتم: «درست است نیمه آبان است؛ اما هوا خوب است. امسال خیلی سرد نشده.» گفت: «قبول. همین بعدازظهر می رویم. فقط اگر اجازه می دهی، یک تُک پا بروم سپاه و برگردم. کار واجب دارم.» خندیدم و گفتم: «از کی تا به حال برای سپاه رفتن از من اجازه می گیری؟!» خندید و گفت: «آخر این چند روز را به خاطر تو مرخصی گرفتم. حق توست. اگر اجازه ندهی، نمی روم.» گفتم: «برو، فقط زود برگردی ها؛ و گرنه حلال نیست.» زود خدیجه و معصومه را زمین گذاشت و لباس فرمش را پوشید. بچه ها پشت سرش می رفتند و گریه می کردند. بچه ها را گرفتم. سر پله خم شده بود و داشت بند پوتین هایش را می بست. پرسیدم: «ناهار چی درست کنم؟!» بند پوتین هایش را بسته بود و داشت از پله ها پایین می رفت. گفت: «آبگوشت.» آمدم اول به بچه ها رسیدم. تر و خشکشان کردم. چیزی دادم خوردند و کمی اسباب بازی ریختم جلویشان و رفتم پی کارم. گوشت ها را خرد کردم. آبگوشت را بار گذاشتم و مشغول پاک کردن سبزی ها شدم. ساعت دوازده و نیم بود. همة کارهایم را انجام داده بودم. غذا هم آماده بود. بوی آبگوشتِ لیمو عمانی خانه را پر کرده بود. سفره را باز کردم. ماست و ترشی و سبزی را توی سفره چیدم. بچه ها گرسنه بودند. کمی آبگوشت تریت کردم و بهشان دادم. سیر شدند، رفتند گوشة اتاق و سرگرم بازی با اسباب بازی هایشان شدند. کنار سفره دراز کشیدم و چشم دوختم به در. ساعت نزدیک دو بود و صمد نیامده بود. یک باره با صدای معصومه از خواب پریدم. ساعت سه بعدازظهر بود. کنار سفره خوابم برده بود. بچه ها دعوایشان شده بود و گریه می کردند. کاسه های ترشی و ماست و سبزی ریخته بود وسط سفره. عصبانی شدم؛ اما بچه بودند و عقلشان به این چیزها نمی رسید. سفره را جمع کردم و بردم توی آشپزخانه. بعد بچه ها را بردم دست و صورتشان را شستم. ~•~🌿꧁🌹꧂🌿~•~ @payame_kosar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5791935884542609352.mp3
21.06M
💬 قرائت دعای "عهــــد" 🎧 با نوای علی فانی هدیه میڪنیــم به امام زمــان ارواحنافداه ❤️🌹 •┈••••✾•☘️🌸☘️•✾•••┈• @payame_kosar
🔴نتيجه تحقیر کردن...! 🔰شخصي در بني اسراييل فاسد بود به حدی که اورا از آنجا بیرون انداخته بودند. ✳️روزي آن شخص به راهي مي رفت به عابدي برخورد كرد كه دید كبوتري بر بالاي سر او پرواز مي كند و سايه بر او انداخته است . 🌟پيش خود گفت : من رانده شده هستم و او عابد است اگر من نزد او بنشينم اميد مي رود كه خدا به بركت او به من هم رحم كند. 🌹اين رو بگفت و نزد آن عابد رفت و همانجا نشست. ❄️عابد وقتي او را ديد با خود گفت : من عابد اين ملت هستم و اين شخص فاسد است. 🔴 او بسيار مطرود و حقير و خوار است چگونه كنار من بنشيند؟! از او رو گردانيد و گفت : از نزد من برخيز و برو! 💚در همین حین خداوند به پيامبران آن زمان وحي فرستاد كه نزد آن دو نفر برو و بگو اعمال خود را از سر گيرند ... 🌺 زيرا من تمام گناهان آن فاسد را بخشيدم و اعمال آن عابد را به خاطر خودبيني و تحقير آن شخص ،محو كردم... 📕شنيدنيهاي تاريخ ص 373 - محجه البيضاء 6 / 239 ~•~🌿꧁🌹꧂🌿~•~ @payame_kosar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تفاوت فاحش مغز مرد و زن از نگاه جنسیآیا گفتگو و رابطه دوستانه خنثی میان زن و مرد نامحرم، ممکن است؟ 🔹از لحاظ نوروسایکولوژی و یافته های FMRI‌ چیزی به عنوان just friend (دوستی خنثی و بدون دخالت بعد جنسی) در رابطه مرد با زن معنا ندارد. 🖌 لذا دخترها نباید پسرها را از بعد‌ احساسات جنسی مثل خود بپندارند و‌ فریب بخورند اگر اسلام در نوع روابط زن و مرد نامحرم، حریمهایی قرار داده و توصیه هایی را پیشنهاد می کند، حاکی از کمال دقت علمی اسلام است 🔺کشف فلسفه احکام اسلام پس از ۱۴۰۰ سال   با ما همراه شوید: ╔══✧༅࿐✾ 🆔@payame_kosar ╚═══ 🍃🌺🍃 ════════
🔹علت خواب زیاد پاسخ استاد الهی حفظه الله 🦋 🦋 🦋@payame_kosar🦋
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 سنت های غلط در ازدواج 🔹شهوت زمان نمی شناسد 💠حجت الاسلام قرائتی حفظه الله 🦋 🦋 🦋 🦋@payame_kosar🦋 🦋 🦋 🦋