eitaa logo
پیک صبا
15.8هزار دنبال‌کننده
27.6هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️ بعضی کلاس‌های نو+جوانه‌های صالحین پایگاه‌های مشکات و عقیله بنی هاشم ناحیه علیه‌السلام، به کمک سرگروهشون، دنیای خودشونو با هنر آشتی دادن. 🌟 یه گروه گوشواره‌‌سازی می‌کنه با کلی ذوق، اون یکی گروه هم با گلدوزی‌‌ غوغا می‌‌کنند. 🌟 کلاس‌های تابستونی آنقدر قدرت جذب داشته که با یکی دو جمله‌ی سال قبلی‌ها، کلی جذب جدید داشته باشند و اون‌ها هم اومدن تا شریک این حال خوب بشن! 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران✾••
مدتی است که فرمانده‌ی ناحیه و مدیر تعلیم و تربیت بسیج هرروز از یک پایگاه سرکشی می‌کنند. علتش واضحه! امسال، «سال تربیت» در بسیج نام‌گذاری شده و چه فرصتی بهتر از تابستان برای جذب و تثبیت به مسجد و پایگاه. این سرزدن‌ها و سرکشی‌ها برای عرض خداقوت و ارزیابی وضعیت تربیتی پایگاه انجام می‌شود. مثلا در پایگاه محبان‌الزهرا علیهاالسلام، که برنامه‌های تربیتی به تازگی رونق جدی گرفته، این حضور باعث شده تا نوجوانان شرکت‌کننده در کلاس‌های تابستانه روحیه و انگیزه بیشتری بگیرند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
بستنی‌ می‌خورد و گوش می‌داد. یه جاهایی هم یادش می‌رفت که داره آب می‌شه! جلسه دومش بود که اومده بود. خوبی جلسه‌ی صحيح‌خوانی قرآن پایگاه حضرت زینب سلام‌الله‌‌علیها همینه که هر جلسه، یک مهمون تازه‌وارد داریم و خانم مربی با قدرت جذبی که داره، کاری می‌کنه که پایه‌ی ثابت برنامه‌ها بشه... 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
پشت سر هم صدای زنگ و تَق‌تَق در بلند شده بود. محدثه با عجله در رو باز کرد. مرضیه رو دید که نفس‌نفس می‌زد و گفت: "بُدــــ بُدو بیا! همه رفتن مسجد!" محدثه چادرش رو سر کرد و مثل فرفره دوید سمت مسجد. سرگروه از شهر کلی عروسک، گل سر، گیره و شکلات آورده بود و با بچه‌ها مشغول بسته‌‌بندی بودن برای هدیه به دختران عراقی که توی موکب‌ها خدمت می‌کنند. سرگروه از قبل گفته بود هر کی امسال نمی‌تونه بره کربلا، بیاد کمک برای بسته‌بندی هدایا و هر کسی از اهالی روستا که عازم پیاده‌روی هست، چندتاش رو ببره. هدیه‌هایی که قرار بود از طرف پایگاه فاطمه الزهرا سلام‌الله‌علیها و مردم روستای کوچک و دورافتاده نوده‌پشنگ ، برسه به دستانی کوچک با قلب‌های بزرگ. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾
🔺️چرخ دوره‌های آموزشی بعد از پایان جنگ تحمیلی رژیم جنایتکار صهیونی در شهرستان در حال گردش است. 🔺در هفته جاری دوره‌ی ویژه برادران با حضور معاون تعلیم و تربیت سپاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام استان در هوای ۵۰ درجه و در برخی مواقع علی‌رغم قطعی برق برگزار شد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🔹 رفته بودیم بازدید از ایستگاه آتش‌نشانی کیانشهر ، از طرف مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السلام. از اول که وارد شدیم، همه‌چی برامون هیجان‌انگیز بود؛ لباس‌ها، ماشین‌های بزرگ، و وسایل نجات! آتش‌نشانی که برامون توضیح می‌داد جدی بود و مهربون. چندتا عملیات واقعی رو هم برامون شبیه‌سازی کردن! 🔹آخر برنامه، نشستیم و درباره شجاعت، مسئولیت و کمک به دیگران صحبت کردیم. منم گفتم تحمل این لباس‌ها در گرمای جنوب به‌صورت معمولی هم عجیبه؛ چه برسه به این‌که بخوای بری وسط آتیش! واقعاً این بازدید یه تجربه‌ی فوق‌العاده و آموزنده بود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتابخانه‌ی پایگاه شهیدان فهیمی ناحیه شهر شیراز، پاتوق خوبی است برای گروه‌های صالحین. مثلا همین تابستان، کتاب‌خانه علاوه بر محل برگزلری کلاس‌ها، کارگاه آموزش تعمیرات گوشی‌همراه، هم شده و پسرهای حلقه، با رازهای ناشنیده و نادیده‌ی جعبه‌ی جادویی آشنا می‌شوند. بچه‌ها دوست دارند پشت‌پرده‌ی گوش‌های کوچک و بزرگی که دائم دست می‌گیرند را کشف کنند و مربی از این شوق دانستن خوشحال است. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاغذهای خاصی بودند. بچه‌های پایگاه خاتم‌الانبیاء به گروه‌های سه / چهار نفری تقسیم شدند و با دقت کاغذهایی که سرگروه بینشون توزیع کرده بود را نگاه می‌کردند. روی کاغذها، مراحل و اذکار نماز نوشته شده بود و بچه‌ها ضمن این‌که با دقت مطالعه می‌کردند، با هم به حالت عکس‌های روی کاغذ دقیق می‌شدند. مربی به سراغ‌ یک‌یک آنان می‌رفت و با لبخند سوال‌هایشان را پاسخ می‌داد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا قبل از اردو فکر نمی‌کردم یه سفر بتونه این‌قدر حال دلمو خوب کنه. با کلی ذوق و شوق راهی شدیم. نه فقط برای زیارت امام رضا، بلکه برای یه اردوی تربیتی که انگار قرار بود یه چیزایی رو توی وجودمون بیدار کنه. از لحظه‌ای که سوار اتوبوس شدیم، همه‌چی فرق داشت. برنامه‌ها دقیق، فضا معنوی، و رفاقت‌ها واقعی‌تر از همیشه. حاج آقا حسینی، مدیر تعلیم و تربیت بسیج ، مثل برادر بزرگ‌تر کنارمون بود. با اون لبخند همیشگیش، با حرف‌هایی که ته دل آدمو روشن می‌کرد. پیگیر بود؛ این‌قدر که استراحتش رو‌ما کمتر دیدیدم. وقتی چشمم افتاد به گنبد طلا، یکی از بهترین لحظات سفر بود. اون زیارت دسته‌جمعی و گریه‌های بی‌ریا شد نقطه‌ی عطف زندگی خیلی‌هامون. برای اینکه بفهمیم می‌تونیم دل به جان جانان بدیم؛ مثل شهدا، مثل شهدای پایگاه خودمون، پایگاه صاحب‌الامر دلیجان 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••