eitaa logo
پیک صبا
15.7هزار دنبال‌کننده
27.7هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
پایگاه شهید مطهری این‌قدر از خودش مطمئنه که یک چالش راه‌انداخته و پرسیده «برای تحلیل مسائل روز، انتخاب اول شما کدام است؟» 🔴صدا و سیما 🟤 روزنامه‌ها 🟣 فضای مجازی 🔵حلقه شهید محمدباقر فتح‌اللهی همین‌قدر جدی، همین‌قدر با اعتماد به نفس! از تحلیل تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا و پاسخ قاطع موشکی ایران، تا نقش روحانیت در جنبش مشروطه؛ از نقش تعیین کننده ولیّ فقیه در جنگ تحمیلی اخیر تا تجربیات مذاکره با آمریکا همراه با تلاوت قرآن، بیان نکات قرآنی، برنامه ورزشی هفتگی، معجونی از تفریح، دین و سیاست ویژه پسران این پایگاه وجود دارد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مدیر تعلیم و تربیت بسیج به اتفاق فرمانده و سرمربی حوزه امام سجاد تصمیم گرفتند سری به پایگاه‌های بسیج بزنند. مقصدشان پایگاه‌های شهیدبهشتی و شهید معتمدی بود. با ورودشان به اولین پایگاه، پای حرف‌ نو+جوانه‌ها نشستند، از مطالبی که در کلاس‌ها یادگرفته‌اند پرسیدند. یکی از متربیان با صدایی رسا گفت: "ما اینجا یاد گرفتیم که دروغ نگیم، غیبت نکنیم، تهمت نزنیم، احترام به پدر و مادر بذاریم و نماز رو اول وقت بخونیم." حجةالاسلام باقر یاوری لبخندی زد و گفت: "همین انگیزه و چهره‌های کودکانه و بیان شیرین شماست که دل‌گرمی ما را هم بیشتر می‌کند." 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚 سلسله جلسات سیره‌ی مجاهدت برگرفته شده از تفسیر سوره برائت رهبر معظم انقلاب 🎙حجةالاسلام‌ امین ذوالفقاری معاون تعلیم و تربیت سپاه ولی‌عصر عجل‌الله‌فرجه 🎞جلسه چهاردهم 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🎁زیرِ دُو خَم : کار نکردن می‌شه هزار بهونه آورد که امکانات نداریم، پول نیست، فضای تربیتی و ورزشی نیست وگرنه من کاری می‌کردم کارستون! برای کار کردن هم میشه از کمترین امکانات استفاده کرد و زیر دو خم کار رفت و مخلصانه جهاد کرد. مثل بچه‌های پایگاه مقاومت امام جعفر صادق علیه السلام که برای اجرای برنامه های تابستانه و طرح نوجوانه‌های صالحین تُشک های تاتامی رو زیر بغلشون زدن و رفتن توی فضای سبز تا هم به متربیان آموزش دفاع شخصی بدن و هم تو دورهمی باصفاشون کنار سرگروه، نکاتی رو یاد بگیرند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
📚 آی قصه قصه قصه «کودک هوشیار» نام قصه‌ای بود که این هفته سرگروه حلقه شهید آرمان علیوردی پایگاه زینبه چترود ناحیه انتخاب کرده بود تا برای متربیانش بگه... حالا کجا؟ یه بوستان که هم مخصوص بانوان ‌و پاتوقِ دختران جوان و نوجوانه، هم به نام زیبای مادر هست. این خوش سلیقگی سرگروه علاوه بر اینکه کلی بچه‌ها رو سر شوق آورده بود و دل تو دلشون نبود که زودتر برسند و بازی کنند، باعث شد متربیان سر ذوق بیان و خودشون قصه کودک هوشیارو به صورت نمایش بازی کنند و متوجه بشن تو بزنگاه‌های مختلف هوشیاری می‌تونه چقدر به دردشون بخوره و از خطر نجاتشون بده. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزها بارانداز دل‌های عاشق عازم کربلاست. مربی صالحین پایگاه ام البنین علیهاالسلام هم حسينيه‌ی کودک را در موکب صاحب‌الزمان اداره می‌کند. در این موکب با برگزاری مسابقه نقاشی و رنگ آمیزی برای کودکان زائر کربلا خاطرات شیرینی ثبت می‌شود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••      
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه ای از جنس عشق 🔸️چند روزی بود که دخترهای آسمانی پایگاه ساجده، عصرها دور هم جمع می‌شدند. صدای خنده‌شون با صدای مهره‌هایی که نخ می‌شد، قاطی می‌شد. یکی گیره‌های مو رو با دقت تزئین می‌کرد، یکی نخ دستبندها رو با حوصله رد می‌کرد، یکی هم بسته‌بندی‌ها رو مرتب می‌چید. بین کارها، حرف می‌زدند از اینکه این هدیه‌ها قراره برسه به دخترهایی که شاید هیچ‌وقت ندیدنشون، اما دلشون باهاشونه. همین فکر، لبخند می‌نشوند روی صورت‌هاشون. 🔸️وقتی همه چیز آماده شد، هدیه‌ها رو گذاشتند توی کوله‌پشتی یکی از پدرهای مهربون. قرار بود توی مسیر راهپیمایی اربعین، هر جا دختری عراقی رو دید، یکی از اون هدیه‌ها رو با لبخند به دستش برسونه. بعضی از دخترها با تعجب نگاه می‌کردند، بعضی‌ها هم بی‌درنگ گیره رو به موهاشون می‌زدند یا دستبند رو دور دستشون می‌بستند. انگار منتظرش بودند. 🔸️هیچ کلمه‌ای لازم نبود. همون نگاه، همون لبخند، خودش یک دنیا حرف داشت. محبت، بی‌صدا از دل بچه‌ها گذشته بود و آروم نشسته بود روی دل اون دخترهای غریبه اما آشنا. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
من محمدطاها هستم، ۱۵ سالمه، اهل روستای چناس . اگه ازم بپرسی تابستون امسال چی بود، نمی‌گم گرما، نمی‌گم فوتبال، نمی‌گم گوشی... می‌گم تابستون امسال من خلاصه می‌شه در اتاق کوچیک زیرزمینی پایگاه بسیج مرصاد، همون اتاق ساده، با دیوارای نم‌دار، یه پنجره کوچیک که فقط نور کم‌جون عصر رو رد می‌کرد و یه پنکه قدیمی که بیشتر از این‌که باد بده، صدا می‌داد! ولی اونجا، یه مرد بود که با دلش فضا رو عوض کرده بود؛ «آقای عابدینی» اولش گفت می‌خواد کلاس صالحین بذاره، همه‌مون گفتیم: «تو این گرما؟ تو زیرزمین؟ مگه می‌خوای ما آب‌پز بشیم؟!» حاجی خندید و گفت: «اگه دل‌تون خنک باشه، هوا زورش بهتون نمی‌رسه...» جلسه اول، با یه پارچ شربت اومد. نشست وسطمون، نه پشت میز، نه رو صندلی و گفت: «اینجا نه کلاس درسه، نه جلسه رسمی. اینجا قراره با هم رفیق بشیم، حرف بزنیم، رشد کنیم.» و واقعاً همین شد. هر جلسه با یه موضوع جدید می‌اومد: از رفاقت و غیرت گرفته تا داستان‌های شهدا و سبک زندگی. گاهی وسط بحث، پنکه خاموش می‌شد، همه‌مون عرق‌ریزان، ولی کسی نمی‌رفت. چون حرفاش دلمونو جلا می‌داد. یه بار یکی از بچه‌ها گفت: «حاجی، اینجا نه کولر داره، نه راحتی. چرا ادامه می‌دی؟» یه نگاه کرد، گفت: «چون شماها آینده‌اید. اگه الان خوب ساخته بشین، فردا روستامون می‌درخشه.» الان که فکرشو می‌کنم، می‌فهمم اون اتاق زیرزمینی، با همه‌ی سادگی و گرماش، برامون شد یه پناهگاه... 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••