💯سفر به بی نهایت
🗓بنا بود یک دوره معارف و اندیشه اسلامی (دانا) در دیار رودهای خروشان #نهاوند برگزار بشه. مخاطبین دوره هم دختر خانمهای دوره متوسطه دوم بودند.
▫️قرار شد دوره با محوریت کتاب بینهایت که صدها سوال معرفتی و اعتقادی رو پاسخ داده برگزار بشه.
🌷اساتید این دوره پیشنهاد دادند با توجه به اینکه برای مخاطبین این دوره جذابیت حرف اولّه تا خوب پای این درس بشینن، بخشی از دوره در کنار سراب زیبای گاماسیاب برگزار بشه.
🌟یه کلاس درس در فضای بینظیر طبیعت با تجربههایی شیرین و جذاب برای فراگیران و کُلّی مطلب قشنگ دینی براشون موند.
#همدان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
نوجوانهای پایگاه بسیج مهدیه #فراهان وقتی حرفهای خانم سلمآبادی درباره کار تشکیلاتی رو تو کلاسای نو+جوانههای صالحین شنیدن، یه جرقه تو ذهنشون خورد؛ تصمیم گرفتن خودشون یه هیئت راه بندازن؛ نه با کمک بزرگترها، نه با بودجه، فقط با همت خودشون.
از طراحی بنر تا پخش چای، از صوت تا مداحی، همهچی رو خودشون چیدن، حتی وقتی هیچکس نیومد، باز هم ایستادن و اجرا کردن، چون فهمیده بودن کار تشکیلاتی یعنی ساختن از صفر، یعنی مسئولیتپذیری، یعنی تمرین برای روزی که قراره جمعی رو حرکت بدن.
#مرکزی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
دیدار افتخار آمیز
مراسم سوگواری امام حسن مجتبی علیهالسلام بود. در پایگاه شهیده زهره بنیانیان #لنجان دختران گروه سرود معراج آماده اجرا بودند.
اما زینب، که دایی عزیزش در جنگ تحمیلی هشتساله برای دفاع از کشورش به شهادت رسیده بود شگفتانهای رقم زد. مادر بزرگ خودش که مادر شهید بود را به پایگاه دعوت کرده بود تا دوستانش را عزیزجون ببیند.
پایگاه مفتخر شد به حضور سرکارخانم امیری مادر شهید گرانقدر یونس امیری در مراسم نو+جوانههای پایگاه.
دخترها پروانهوار گرد حاج خانم میچرخیدند و برایش بلبل زبانی میکردند. عکس یادگاری با بچهها هم به سفارش مادربزرگ ثبت شد تا یادگاری بماند.
#نو_جوانه_ها
#اصفهان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🎨نقش بندان
دیوارِ خاکستری و سطلهای رنگِ ردیف چیده شده. سرگروه گفت: «شروع کنید!»
دیوار مدرسه که همیشه پر از خطخطی و اسمِ این و اون بود، یکهو تبدیل شد به بوم نقاشی نوجوونای صالحین مسجد. این دستهای خود بچهها بود که میخواستند داستانی تازه روی آن خلق کنند.
هر کدوم از بچههای پایگاه، قلمو به دست گرفتند. اولش فکر میکردن سخته، ولی بعد... دیوار با آنها حرف زد. با هر رنگ که میزدن، خاطرهای تازه روی دیوار جان میگرفت.
بوی تینر و صداهای خنده همهجا را پر کرده بود. «مدرسه هما» داشت با دستهای بچههای پایگاه روستای مکی #کوهسرخ، نقاشی میشد.
و حالا؛ دیوار خاکستری، تبدیل شده بود به قشنگترین خاطرهٔ تابستون اونها.
#خراسان_رضوی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
کفشش رو در آورد و گذاشت روی پیشخوان و گفت: “خدا خیرتون بده! دمتون گرم!” اون یکی گفت: “عجب کار قشنگی! اجرتون با امام حسین!” پیرمردا قربون صدقهشون میرفتن و دعای خیر میکردن. بعضیا هم فقط لبخند دلنشینی حوالهی چشمان مشتاقشوندمیکردن و میرفتن.
هر چی ساعت جلوتر میرفت، تعداد کفشهایی که واکس میخوردن بیشتر میشد. دستهای کوچیک طاها و رفقاش خسته نمیشد. چون هر حرکت فرچهشون، نیتش عشق بود و ارادت.
خیابون #زرقان علاوه بر بوی عطر عزاداری آل الله، بوی واکس هم میداد. بوی اسفند هم میآمد. بیشتر از همهچیز بوی از خودگذشتگی و معرفت طاها و رفقاش از متربیان پایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام بود. اونها نشون دادن که اگه دل پاک باشه و نیت خیر، میشه حتی با یه کار کوچیک، بزرگترین ارادتها رو نشون داد.
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یکی از آن ده تا!
🦋 رازی که آیتالله بهجت از امام رضا سلاماللهعلیه نقل کرد...
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••