eitaa logo
پیک صبا
15.8هزار دنبال‌کننده
27.6هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️فرهنگ ایثار و شهادت، یکی‌ از ستون‌های اصلی هویت ملی و دینی ماست. شهدای دوازه روزه جنگ تحمیلی نمادی از بالاترین ارزش‌های انسانی، فداکاری، از جان گذشتگی و عشق به وطن هستند. انتقال این فرهنگ غنی به نسل‌های آینده، به ویژه کودکان و نوجوانان، امری حیاتی برای حفظ و تداوم آرمان‌های انقلاب اسلامی و تربیت نسلی آگاه، متعهد و مسئولیت پذیر می‌شود. پایگاه اسماء برای آشنایی بیشتر نوجوانان و کودکان با قهرمانان واقعی میهن، برنامه‌ای برای اعضای گروه سرود و خانواده‌هایشان تدارک دید که تا نو+جوانه‌ها در فضایی معنوی و سرشار از عطر شهادت افتخار دیدار مادران شهدا، به ویژه مادر شهید امیرحسین باجلان را داشته باشند. ۱۴ نفر از اعضای گروه سرود در هم‌نشینی با مادر شهید، روسری‌هایی که از قم برایشان هدیه گرفته شده بود را در کنار گلزار شهدا به سر کردند و بعد در چایخانه سید حسن نصرالله به اجرای سرود پرداختند و پای روایت‌ زندگی شهدا نشستند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
▫️بهره‌مندی مادران کردستانی از برکات طرح اوقات فراغت نو+جوانه‌ها ▫️در طرح ملی غنی‌سازی اوقات فراغت تابستانه جدا از استفاده‌هایی که فراگیران نوجوان از برنامه‌های متنوع‌ پایگاه‌ها در تابستان داشتند، مادران این فراگیران نیز با شرکت در برنامه‌های فوق‌العاده در کنار فرزندانشان و با شرکت در کارگاه‌های مهارتی استفاده‌های فراوانی برده‌اند. ▫️شرکت در کلاس‌های آموزش سواد رسانه، امداد و نجات و همچنین کلاس‌های مهارتی صنایع دستی و‌ گیوه‌بافی از برنامه‌های فوق‌العاده پایگاه‌های مجری طرح نو+جوانه‌ها در گوشه و‌ کنار کردستان بود. ▫️گیوه‌بافی یا به اصطلاح کردها «کلاش» یکی از پرطرف‌دارترین مشاغل خانگی در کردستان می‌باشد که کمک درآمدی برای مخارج خانواده به شمار می‌رود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🌞سوگند به خورشید امروز توی حلقه صالحین نوجوان پایگاه ام فروه که از ابتدای سال حفظ سوره‌های جز سی رو در پیش گرفتن، نوبت حفظ سوره شمس بود. سوره‌ای که با سوگندهای قدرتمندش به خورشید و ماه، شب و روز، زمین و آسمان، قلب‌ها رو به سمت تفکر در آیات پروردگار فرا می‌خونه... خانم مربی با لحنی آرام برای بچه‌ها سوره شمس رو قرائت می‌کرد‌، اما فاطمه گوش نمی‌داد و مشغول بلند خوندن معنی سوره بود که یهو گفت مگه خدا هم قسم می‌خوره؟ اونم به خورشیدی که می‌ره و میاد، چیییی؟! وقتی قرائت به انتها رسید، خانم مربی که لبخندی توی چهره‌اش بود، گفت: بله عزیزم، این‌ها قسم‌های خداوند هستن به عظمت مخلوقاتش، تا به ما یادآوری کنه که چقدر مهمن و چقدر باید به خلقتش فکر کنیم. مربی توضیح می‌داد این‌ها سوگندهای خدا برای یادآوری عظمت خلقتش و اهمیت موضوعیه که به خاطرش قسم می خوره، فاطمه دوباره به فکر فرو رفت. شاید با خودش فکر می‌کرد که خورشید و ماه و زمین، چقدر می‌تونن بزرگ باشن که خدا بهشون قسم خورده! اینطوری بود که سوره شمس، نه فقط در گوش‌ها، که در قلب کوچک بچه‌ها جا می‌گرفت. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از اشعار حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها خطاب به حجّت زمانش، رسول خداﷺ فَلَو أَنّني أمسَيتُ فِي كلِّ نِعمَة. وَ دامَت لِي الدُّنيا وَ مُلك الأكاسِرة. فَما سَوِيَت عِندي جَناح بَعُوضَة. إذا لَم يَكن عَيني لِعَينك ناظِرة. «اگر همه نعمت‌های دنیا از آن من باشد؛ اگر سلطنت همه پادشاهان مال من باشد؛ همه‌ی این‌ها به اندازه بال مگسی نمی‌ارزد وقتی چشمانم نتواند چشمانت را ببیند» 📚 بحارالأنوار، جلد ۱۶، ص ۵۲ 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
👥 وقتی وارد محوطه شدم، همه‌چیز حال و هوای خاصی داشت؛ نوجوانان بسیجی حلقات صالحین عضو پایگاه مالک اشتر ، با چهره‌هایی مصمم کنار هم ایستاده بودند. سکوت عجیبی بر فضا حاکم بود، گویی هرکدام در ذهن خود، لحظه شلیک را مرور می‌کردند. تفنگ‌های بادی در دستانشان مثل ابزاری ساده نبود؛ بلکه وسیله‌ای برای آزمودن صبر، دقت و تمرکز بود. ✨ داور مسابقه که شروع را اعلام کرد، نفس‌ها در سینه حبس شد. هر شلیک مثل صدای یک تصمیم بود؛ تصمیمی برای بهتر بودن، برای جلو زدن از رقیب و برای اثبات توانایی‌های خویش. نگاه‌ها دنبال تیرها می‌رفت و هر بار که گلوله به سیاهه هدف می‌نشست، برق شادی در چشم‌ها می‌درخشید. گویی هر نوجوان در همان لحظه به خودش ثابت می‌کرد که می‌تواند دقیق‌تر و قدرت‌مندتر باشد. 🏅در پایان، وقتی نفرات برتر معرفی شدند، شادی و هیجان با تشویق هم‌رزمانشان آمیخته شد. اما حقیقت ماجرا تنها در جوایز و لوح تقدیر خلاصه نمی‌شد؛ بلکه در روحیه‌ای بود که میان نوجوانان شکل گرفت. روحیه‌ای از جنس رقابت سالم، همدلی و تلاش برای رسیدن به قله‌های بالاتر. من آن روز نه فقط یک مسابقه، بلکه مدرسه‌ای از اراده، تمرکز و برادری را میان بسیجیان جوان دیدم. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«امیر» نفس عمیقی کشید. روبیک در دستانش، نه فقط مکعبی رنگی، که صحنه نبردی بود که باید با ریتم در هم می‌شکست. باخت در «جنگا» هنوز توی ذهنش بود، اما الان تمرکزش بر روی چرخش‌های دقیق و سریع بود. مربی‌ و داور المپیاد رویش پایگاه امام حسین علیه‌السلام با لبخندی اطمینان‌بخش گفت: «امیر جان، هر حرکت، یه نت موسیقاییه. یه ضربه به صفحه، یه ریتم برای پیروزی. به انگشتات اعتماد کن، بذار حرکت کنن.» امیر چشمانش را بست. صدای بچه‌ها، همهمه، و بعد سکوت. «یاسین»، سرگروهشان، آرام کنارش زمزمه کرد: «یادته چطور برای این تمرین کردی؟ هر رنگ، یه هدف ویژه. بذار هماهنگ شن.» یک جرقه در ذهنش زده شد. باز کرد. انگشتانش شروع به ورزیدن روی وجه‌های روبیک کردند. چرخش، چرخش، چرخش... صدای کلیک‌های کوچک، حالا دیگر مثل نت‌های موسیقی هماهنگ و دلنشین بودند. مثل یک سمفونی موزون، هر حرکت، مرحله‌ای از حذف رنگ‌های ناهمگون بود. ناگهان، همه رنگ‌ها در جای درستشان قرار گرفتند! با ناباوری به روبیک کامل شده نگاه کرد. یک لبخند پیروزمندانه روی لب‌هایش نشست. او نه تنها روبیک را حل، بلکه ریتم پیروزی را در دستانش حس و ثابت کرده بود که می‌تواند! 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••