18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از چند هفته، حلقههای تربیتی صالحین پایگاه بسیج حضرت رقیه #خنداب، با هماهنگی «آجی نرجس»، مربی دلسوز و پرانرژیشون، راهی زیارت "امامزاده محمد مسعود" شدن.
همه با لباس ساده و دلهایی پر از شوق، تو مسیر حرفهایی رد و بدل میکردن که نشون میداد جلسات تربیتی داره اثر میذاره.
یکی از بچهها گفت: «آجی نرجس همیشه میگه زیارت یعنی دیدن خودمون تو آینهی اولیا خدا. امروز حس میکنم یه قدم نزدیکتر شدم.»
کنار ضریح، سکوت بود و نگاههای عمیق. اون روز، زیارت فقط یه برنامه نبود؛ یه تمرین بود برای فهمیدن، برای ساختن، برای بندگی.
#مرکزی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
از «وای! کتاب؟!» تا «وای کتاب»
📚 تابستان که میرسد، برای خیلیها یعنی آزادی از کتاب و درس. اما امسال، در پایگاه شهیدان فهیمی ناحیه #بقیة_الله شیراز، طرح "۹ کتاب در سه ماه" غوغایی به پا کرد.
اول کار اوضاع این بود: "کتاب؟ توی تابستون؟ آخه چرا؟!" گرچه این واکنش طبیعی نوجوانانی بود که تازه از مدرسه رها شده بودند و کتاب برایشان، فقط بوی امتحان میداد.
📚 واقعیت این بود که شروعش سخت بود؛ ورق زدن صفحهها و غرق شدن در کلمات، برای بعضیها مثل کشیدن بار سنگین بود. اما کتابها نقشههای دیگری داشتند. آهسته و پیوسته، جرقههای کنجکاوی زده شد. یک کتاب، دو کتاب، سه کتاب... و ناگهان طلسم شکست! دیگر خبری از آن غرولندهای اول تابستان نبود.
📚 حالا، ساعتها در سکوت و تمرکز، غرق دنیای کلمات میشدند. بحثهای داغ کتابی راه افتاد، نقل قولها و تحلیل شخصیتها، شده بود پای ثابت دورهمیها. آن نوجوانی که اول تابستان کتاب دست گرفتن برایش شکنجه بود، حالا با چشمهای برقزده دنبال کتاب بعدی میگشت.
📚 آنها با افتخار، از ۹ کتاب (۱۰۰۰ صفحه) خوانده شدهشان میگفتند؛ گنجی که در دلِ این صفحهها پیدا کرده بودند. تابستانِ شهیدان فهیمی، از یک "چالش"، به "جشن دلدادگی به کلمات" تبدیل شده بود.
#کتاب_بخوانیم
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
چند وقت پیش از آقا پرسیدم: «چطور می شود امام زمان را درک کرد؟» گفتند: «زیاد قرآن بخوانید و به قرآن زیاد نگاه کنید.» از وقتی این حرف را زدند، قرآن خواندن روزانه ام ترک نشده بود؛ اما امروز خیلی دلم گرفت. با خودم گفتم: «توی این مدت، چرا نباید یک حس نزدیکی به امام زمان عجلاللهفرجه داشته باشم؟»
بعد از جلسه، بدون اینکه حرفی بزنم، آقا برگشتند به من گفتند: «چشم آدم باید مواظب باشه. اگر کسی میخواد آقا امام زمان عجلاللهفرجه رو ببینه، باید مواظب چشمش باشه که گناه نکنه.»
سرم را انداختم پایین. حساب و کتاب چشمهایم خیلی وقت بود از دستم در رفته بود. (براساس خاطره یکی از اطرافیان آیت الله بهجت)
📚 در خانه اگر کس است، ص ۴٣
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••