هوای خنک پاییز، ورودم را به دبیرستان دخترانه توحید #میامی همراهی میکرد. در محفل انس با قرآن، تفسیر آیاتی از سوره زمر در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را برای دختران که با دقت گوش میدادند، را بیان کردم.
پس از پایان تفسیر آیات، اذان ظهر فضای سالن را بیشتر از قبل روحانی کرد. به نماز ایستادیم. صفهای منظم نماز جماعت، تصویری به یادماندنی از معنویت و اتحاد را در آن روز پاییزی خلق کرد.
#سمنان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🪄پشتپردههای کلاس پردهخوانی
طبق معمول، باز هم دیر رسید! اما اینبار بیسروصدا وارد شد. دید فاطمه و زینب و محدثه با بقیه گرم صحبتاند. دستهایش را به شکل قلب قاب کرد و با لبخند گفت: «تو قلب منین، بچهها!». آنها هم با لبخند، پاسخ مهرش را دادند.
آن روز خانم دوستعلی قرار بود آموزش پردهخوانی و نقالی داشته باشد و ریحانه، مثل همیشه، پایه ثابت چنین برنامههایی بود؛ هم اعتماد به نفس داشت و هم قدرت بیان.
با توجه به مناسبتهای پیش رو، سرگروه پایگاه حضرت خدیجه سلاماللهعلیها #مه_ولات تصمیم گرفته بود بچهها را برای اجراهای صحنهای آماده کند. باورش این بود که بچههای امروز پر از استعداد و تواناییاند.
در پایان، خانم دوستعلی به همه یک جفت جوراب هدیه داد. یکی از دخترها با شیطنت پرسید: «خانم! این جوراب برای قدم برداشتن توی این مسیره؟!» و همه زدند زیر خنده…خندههایی که شروع یک مسیر تازه بود.
#وَ_ما_یَسطُرون
#خراسان_رضوی
••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
در مجموعههای شاخص تربیتی، توجه به خانواده، همطراز با توجه به متربی اهمیت دارد. خانواده، همان نهاد کوچک، اما پر اثر است. جایی که پدر و مادر، رهبران یک دنیای آراماند؛ دنیایی که اگر آگاهی در آن کمرنگ شود، چالشهای فردی و اجتماعی خیلی زود درِ خانه را میزنند.
با همین دغدغه، بیستوششمین همایش خانوادگی مــــاح در سالن پایگاه بسیج مسجد امام حسین علیهالسلام #جهرم برگزار شد؛ گردهماییای صمیمی میان خانوادهها و مربیان، تا بار دیگر یادمان بیاید تربیت نوجوان در عصر تکنولوژی، نه با نصیحت، بلکه با همراهی آگاهانه و زبان مشترکِ نسلها معنا پیدا میکند.
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
30.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از مسجد صاحبالزمانِ گروغ شهرستان #بشاگرد با نوجوانهای حلقات صالحین زدیم بیرون. مقصد دقیق معلوم نبود؛ فقط یک عالمه شور و حال برای رفتن به اردو در چهرهها موج میزد!
در مسیر، باغی دیدیم که کنارش آبی زلال روان بود. کفشها را درآوردیم و زدیم به آب! صدای خندهها و شرشر رودخانه قاطی شده بود؛ حسی قشنگ و بیدغدغه.
نماز جماعت که تمام شد، سفرهی ناهار پهن کردیم. هنوز لقمهی اول پایین نرفته بود که باران گرفت! همه دویدند زیر سایهبان، جز دو نفر…آقای کرمشاهی و مرادیان! زیر باران نشسته بودند، خونسرد و ریلکس!
آقای عیدزاده داد زد: «آقا بیاین، خیس میشین!» آقای کرمشاهی خندید و گفت: «آب که از سر گذشت، چه یه وجب چه یه متر!» آقای مرادیان هم ادامه داد: «تو بیا حاجی! ناهار با طعم بارون خوشمزهتره!»
اون روز فهمیدیم بعضی لذتها وقتی معنا دارند که ساده زندگی کنی و قدرش را بدانی...
#هرمزگان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
@Navaye_mazhabi زیباترین غم | ابوذر روحی - @Navaye_mazhabi.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
🔸 «زیباترین غم»
آدم هرچی حسین حسین بگه سیر نمیشه
دل با تو جوونه دیگه پیر نمیشه
🎤 ابوذر روحی
#نوش_گوش
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••