eitaa logo
پیک صبا
15.6هزار دنبال‌کننده
27.9هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅علامه حسن‌زاده آملی رحمةالله‌علیه: همان‌طور که پایان شب سیه سپید است، چون آدمی از شب طبیعت به در رفت و از ظلمت تن رهایی یافت، به عالم نور می‌رسد و ربّ الفلق، تاریکی را به نور می‌کشاند. خوشا به حال آن که جز او به کسی توجه ندارد، سر جز به پیشگاه او نمی‌نهد، و خوردن، نوشتن، حرف زدن و سکوت او جز برای خدا نیست. 📚دستورالعمل‌های عرفانی و اخلاقی سیر و سلوک 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
💫حلقه‌ی سیّار وقتی دل‌ها به هم گره می‌خورد، هیچ مانعی نمی‌تواند دیدار را به تأخیر بیندازد. یک مشکل کوچک، نمی‌توانست پیوند میان سرگروه و دختران نوجوان حلقه‌ی صالحین شهیده کمایی از پایگاه نسیبه را قطع کند. آن‌ها تصمیم گرفتند حلقه‌ی هفتگی‌شان را به خانه‌‌ی فرد غایب از جلسه بیاورند. سرگروه به‌دلیل مشکلی که برایش پیش آمده بود، آن روز در جمع حلقه صالحین حضور نداشت؛ حالا این متربیان نوجوان بودند که مهمان خانه‌ی او شدند. جمع صمیمی بچه‌ها شکل گرفت؛ یکی خاطره‌ای از شهیده کمایی نقل کرد، دیگری آیه‌ای از قرآن خواند و همه با هم درباره‌اش به گفت‌وگو نشستند. در پایان، لقمه‌هایی را که نذر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها شده بود، با صفا و عشق نوش جان کردند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
قند در دلم آب شد! از مهر و محبت این دختر کوچولوهای دوست داشتنی به وجد آمدم. دو ماهی هست که در قالب طرح شهید عزیزاللهی و با هماهنگی و همکاری مدیر دبستان ۱۵ خرداد، وارد این مدرسه شدم و ساعت‌هایی به وقتِ تربیت داریم. حالا که به‌خاطر آلودگی هوا و شاید برای پیشگیری از شیوع بیماری آنفولانزا، برخی استان‌ها تعطیل و مدارس مجازی شدند و شاد برای خودش شاخه و شانه می‌کشد، دخترهای خوش ذوقم دسته‌جمعی، عکس کلاس‌مان را روی نمایه‌هایشان گذاشته‌اند. کلی صوت هم برای خانم مدیر فرستاده‌اند که خواستار برگزاری کلاسِ به وقت تربیت در شاد هستند، از شما چه پنهان؛ من ِ مربی هم قند در دلم آب شد. 📝 اصغری مربی تربیتی پایگاه ریحانه النبی 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صدای شیرین دختر‌ بچه‌ها در فضای مسجد پیچده، هر کدام آیات قرآن را بادقت و آهسته می‌خوانند. بعد از تمرین، خانم رحمانی‌پور، مربی با تجربه‌ی حوزه حضرت فاطمه علیهاالسلام، جمله به جمله، تلفظ صحیح را یادآوری می‌کند. حضور مستمر و پر شور نوجوانان در کلاس‌های قرآنی و مسجد نشانه‌ای از تلاش پیوسته نسل جدید برای مانوس شدن با قرآن و معنویات است. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
هدایت شده از دارالقرآن بسیج کشور
30.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | نماهنگِ جشن: چلچراغ‌ آیه‌ها 🔻کاری از دارالقرآن‌ بسیج با موضوع ، بسیج و جبهه مقاومت 👌سرود همگانی گردهمایی اختتامیه مرحله‌ی مقدماتی مسابقات قرآن و عترت بسیج در سراسر کشور (چلچراغ آیه‌ها) 💌 قرار ما پنجشنبه ۲۰ آذرماه ۱۴۰۴ 🔻دریافت فایل با کیفیت: https://s32.picofile.com/file/8480470592/Final_204_2.mp4.html ❤️ چلچراغ آیه‌های امسالمون را به یاد شهید سلامی برگزار خواهیم کرد. ┏━🥀🕊🥀🕊━┓ 🆔 @quranbsj_ir ┗━🥀🕊🥀🕊━┛
💎 غافل‌گیری پشت غافل‌گیری وسط صحبت‌های سرگروه، ناگهان در باز شد و چهره‌ی آشنا، اما غیرمنتظره‌ای وارد مسجد شد. بچه‌ها درِ گوش هم پچ‌پچ می‌کردن؛ یکی می‌گفت "آقا سید میثم اومده" اون‌ طرف‌تری می‌گفت "نه بابا! امام‌جمعه اومده" یکی بلند شد و داد زد؛ "بر جمال پاک محمد صلوات" همه بلند شدیم و آقاسید میثم موسوی امام‌جمعه و استادیار وارد شد و بعد کلی چاق‌سلامتی و احوال‌پرسی گرم، بین حلقه نشست. هنوز تو شوک حضور آقا سید بودیم که یکی از سرگروها با کیک و شمع و کلی هدیه وارد شد. متوجه شدیم که هنوز نفهمیدیم داستان از چه قراره و انگار بازم غافل‌گیری در پیش داریم. حاج آقای خادمی مربی مسجد اباالفضل علیه‌السلام کیان رو صدا کرد و بین خودش و آقا سید میثم نشوند. سید گفت: فکر کنم تا اینجای کار متوجه شدید که من چرا اینجام! بله؛ درست حدس زدید امروز تولد آقا کیان هستش و ما هم اومدیم تا تولدش رو تبریک بگیم... حال و هوای جلسه یک‌باره عوض شد. شادی و اشتیاق، به چهره‌ی بچه‌ها گل انداخت. بعد مداحی "احمدآقا" قاری مسجد و پذیرایی مختصر، کیان شمع‌ها رو فوت کرد. اما گرمای محبت آقا سید میثم در دلش موند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
از همون اول جلسه معلوم بود حال‌و‌هوای حلقه امروز فرق داره. بحث در مورد «امید» بود و آقای قربانی، مربی پایگاه شهدا، مثل همیشه بحث رو دوطرفه جلو می‌برد و ما هم مشارکت می‌کردیم و البته جایزه می‌گرفتیم! هنوز ذوق جایزه‌هامونو داشتیم که یهو گفتن: «بچه‌ها… آماده‌‌ی رفتن به سفری کوتاه هستید؟ می‌خوایم کاری کنیم که بشه امید و ناامیدی رو لمس کرد.» چشم‌هامون گرد شد! با سین جیم بچه‌ها بالاخره فهمیدیم موضوع پیاده‌روی و کوه‌پیماییه. راهی شدیم. تو مسیر تپه‌های کوچیک اطراف روستای گلیجان ، راه می‌رفتیم و نفس‌نفس می‌زدیم. رسیدیم به سربالایی یه تپه که حس کوه رو برامون تداعی کرد! آقای قربانی ایستاد، برگشت سمت ما و گفت: کی خسته‌ست؟ بعضیا نای جواب دادن هم نداشتن! مربی ادامه داد: بچه‌ها ما بیشتر راه رو اومدیم. سختی‌هاش گذشت و حالا فقط چند قدم تا مقصد فاصله داریم. زندگی هم همین‌جوریه… مهم اینه که "بمونید تو راه" و ناامید نشید. این همون چیزیه که حضرت آقا هم همیشه بهش تأکید می‌کنن.» 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
صبح اون روز آکنده بود از عطر شهدا. نوجوانان پایگاه کوثر درونکلا غربی با گام‌هایی استوار و دل‌هایی لبریز از ایمان، راهی خانه‌ای شدند که ایثار و صبر درش جریان داره. خانهٔ مادر «شهید علی‌اکبر دانشی». این دیدار، تجدید عهدی با آرمان‌های شهدا بود. کلاس درسی زنده برای تعلیم دل‌ها و تربیت جان‌ها شد. در کنار مادران، فرماندهان و مربیان، نوجوانان آموختند که بسیجی بودن یعنی تربیت نفس، یعنی بندگی خالصانه، یعنی زیستن برای ارزش‌ها. هدیه‌ها و تشویق‌ها بهانه بود؛ اصل ماجرا، پرورش نسلی بود که نماز را نه فقط بخواند، بلکه زندگی کند. تعلیم و تربیت، در این روز، رنگی از نور گرفت؛ نوری که از دل مادر شهید بر دل نسل فردا تابید. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا