eitaa logo
پلاک خاکی
2.6هزار دنبال‌کننده
13.2هزار عکس
7.7هزار ویدیو
48 فایل
به محفل رهروان شهدا خوش آمدید❤️🌷 شهدا اگر به دادم نرسید از دست رفته ام... کانال های دیگر ما متفاوت و ناب حتما عضو شوید👇 @saharshahriary @ghonooteghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸بعد از عملیات بهش گفتن بریم جنازه حمید رو بیاریم؟ گفت همه اونایی که جنازه‌شون اونجا مونده برای من حمید هستن. اگه اونارو آوردید، حمید منم بیارید. 🔹قبل انتخابات بهش گفتن داداشت تخلف کرده، گفت دست به داداشم بزنید، انتخابات رو برگزار نمی‌کنم... ⭕️مسئولینی از جنس باکری‌‌ها انتخاب کنید. 🗓۲۵ اسفند، سالروز شهادت مهندس #شهید_مهدی_باکری @pelakkhakii 👈👈🌷🌷
شهرداری شبیهِ وقتی مهدی باکری شهردار ارومیه بود،یک شب باران🌧 شدیدی بارید. به طوری که سیل جاری شد. ایشان همان شب ترتیب اعزام گروههای امداد را به منطقه سیل زده داد و خودش هم با آخرین گروه عازم منطقه شد. پا به پای دیگران در میان گل و لای کوچه ها که تا زیر زانو می رسید،به کمک مردم سیل زده شتافت. در این بین متوجه پیرزنی شد که با شیون و فریاد،از مردم کمک میخواست‌... تمام اسباب و اثاثیه پیرزن در داخل زیر زمین خانه آب گرفته بود بی درنگ به داخل زیرزمین رفت و مشغول کمک به او شد. کم کم کارها روبه راه شد.پیرزن به مهدی که مرتب در حال فعالیت بود نزدیک شد و گفت:خدا عوضت بده مادر،خیر ببینی. نمیدانم این شهردار فلان فلان شده کجاست تا شما رو ببینه و یک کم از غیرت و شرف شما یادبگیره. خنده ای کرد و گفت راست میگی مادر،کاش یاد میگرفت.... بهشت را به می دهند،نه به @pelakkhakii
❇️ بر اثر اصابت تیر، از ناحیه کتف مجروح شده بود. یک روز تصمیم گرفت برای سرکشی و کسب اطلاع از انبارهای لشکر بازدید کند مسئول انبار، پیرمردی بود به نام حاج امر ا... با محاسنی سفید که با هشت جوان بسیجی در حال خالی کردن کامیون مهمات بود، او که آقا مهدی را نمی شناخت تا دید ایشان در کناری ایستاده و آن ها را تماشا می کند فریاد زد جوان چرا همین طور ایستاده‌ای و ما را نگاه می کنی بیا کمک کن بارها را خالی کنیم یادت باشد آمده ای جبهه که کار کنی شهید باکری با معصومیتی صمیمی پاسخ داد : « بله چشم» و با آن کتف مجروح به حمل بار سنگین پرداخت نزدیکی های ظهر بود که حاج امرا... متوجه شد که او آقا مهدی فرمانده لشکر است بعض آلود برای معذرت خواهی جلو آمد که مهدی گفت : « حاج امر ا... من یک بسیجی ام .» @pelakkhakii 👈👈
🍃در سال‌های دفاع مقدس ... مرهمِ جسمیِ رزمندگان اسلام بود. در میان لشکرها رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا اُنس و الفت بیشتری با چـای داشتند. 🍃روزی در محضر آقا مهدی باکری و شهید حاج ابراهیم همت (فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله ﷺ) بودیم که در آن صحبت از مناطق عملیاتی بود. 🍃حاج همت به آقا مهدی گفت : نگهبانان لشکر شما برای نیروهـای سایر لشکرها می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند راحت عبور و مرور کنند مگر بلد باشند 🍃آقای مهدی در پاسخ گفت: شما دارید که آنها نگهبانان لشکر ما هستند؟! حاج همت گفت: من نه تنها نگهبانان لشکر شما را می‌شناسم حتی حدّ خط را هم می‌شناسم! 🍃آقا مهدی با تعجب پرسید چطور چگونه می‌شناسید؟ حاج همت در جواب گفت : شناختن حد و حدود لشکر شما کاری ندارد، اصلاً نیست! 🍃هر خطی ڪہ از آن دود به هوا بلند شده باشد آن خطِ لشکر عاشوراست چون همیشه شما روی آتش می‌جوشد ... همگی خندیدیم .. دعوتید به پلاک خاکی🌷🕊 @pelakkhakii 👈👈
🍃🌸🍃🌸🍃 🔹گرگ و میش سحر، برای خرید نان از خانه خارج شدم. چشمم به محله افتاد که مثل همیشه در حال کار بود؛ دیدم امروز صورت خود را با پارچه ای پوشانده است. نزدیکتر رفتم، او رفتگر همیشگی محله ی ما نبود. کنجکاو شدم، سلام دادم و دیدم رفتگر امروز، است. 🔸آقا مهدی، شما اینجا چیکار میکنی؟ آقا مهدی علاقه ای به جواب دادن نداشت.... 🔹ادامه دادم، آقا مهدی شما ، اینجا چیکار میکنی؟ رفتگر همیشگی چرا نیست؟ شما رو چه به این کارا. رو بدین من، آخه چرا شما؟؟؟؟ 🔸خیلی تلاش کردم تا بالاخره زیر زبون اقامهدی رو کشیدم. زن رفتگرمحله، مریض شده بود.. بهش نمیدادن میگفتن اگه توبری نفرجایگزین نداریم. 🔹رفته بود پیش شهردار و اقامهدی بهش مرخصی داده بود و خودش اومده بود جاش... اشک تو چشام جمع شد هرچی اصرار کردم اقامهدی جارو رو به من، نداد. 🔸خواهش کرد که هرچه سریعتر برم تا کسی متوجه نشه. رفتگر آن روز ما، بود... 🌷 🍃🌹🍃🌹 @pelakkhakii 👈👈
سلام ما به لبخندشهیدان😊 به ذکرروی سربندشهیدان سلام مابه گمنامان لشگر به تسبیحات یازهرای معبر📿 همان‌هایی که عمری نذرکردند اگررفتنددیگربرنگردند😔 🍃سلام بر شهدا🍃 🌷🕊🕊🌷 مرز مُردن و شهادت خونی شدن نیست.... خودی شدن است. خدایا ما را مثل شهدا خودی کن... شهیدان بر شهادت خنده کردند شهیدان راه حق را زنده کردند به روی لب چنین می گفت لاله شهیدان لاله را شرمنده کردند 🌹 گام برداشتن در جاده عشق هزینه میخواهـد ! هزینه هایی که انسان را عاشق  و بعد شهید میکند  @pelakkhakii 👈👈دعوتید‌به‌پلاک‌خاکی🌷🕊
2.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 مکالمه ی عجیب یک ساعت قبل از شهادت🕊 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
♥️ مهندس باشی و شهید شوی معلوم است، راهی به آسمان هم خواهی ساخت🕊 ... ❤️❤️❤️ @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
💌 خانم یکی از پاکبانان محله مریض شده بود، بهش مرخصی نمی‌دادند و می‌گفتند: نفر جایگزین نداریم. رفته بود پیش شهردار، آقای شهردار بهش مرخصی داده بود و خودش رفته بود جاش ... شهردار کی بود؟ ❤️ 🌷🌷🌷 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🔆 برای چی باید با تو دعوا کنم؟! 🔻 خصوصیات اخلاقی مهدی منحصربه‌فرد بود. به‌طور مثال، اصلاً عصبانی نمی‌شد. من یاد ندارم طی چهار سال زندگی مشترکی که با مهدی داشتم، دعوایمان شده باشد. حتی یکی دوبار از عمد کاری کردم که عصبانی‌اش کنم، اما هربار با ملایمت و مهربانی عکس‌العمل نشان داد. می‌گفتم: «مهدی! چرا تو اصلاً عصبانی نمی‌شی؟» در جواب، آیهٔ «رحماء بینهم اشداء علی الکفار» را می‌خواند و می‌گفت: «خدا توی قرآن این‌جوری گفته؛ گفته با کفار با خشونت رفتار کنید، با اطرافیانتون با محبت. برای چی باید با تو دعوا کنم؟!» 📚 از کتاب «ف.ل.۳۱» روایت زندگی ، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
✳️ بگو ورشکست شدم دیگه! 🔻 آقا مهدی بعد از اینکه خوب به حرف‌هایم گوش کرد، گفت: «تو چقدر قرآن می‌خونی؟» گفتم: «اگه وقتی بشه می‌خونم؛ ولی وقت نمی‌شه. بیست و چهار ساعته دارم می‌دوم.» گفت: «نهج البلاغه چی؟ نهج البلاغه چقدر می‌خونی؟» باز همان جواب را دادم. چند تا کتاب دیگر را اسم برد و وقتی جوابم برای همه منفی بود، با عصبانیت دستش را بالا برد و گفت: «بدبخت! بگو ورشکست شدم دیگه!» گفتم: «چطور آقا مهدی؟» گفت: «تو با همون ایمان سنتی‌ای که داشتی اومدی جبهه. اونو خرج کردی، حالا دیگه اندوخته‌ای نداری؛ نه مطالعه‌ای داری، نه قرآن می‌خونی، نه نهج البلاغه. اون سرمایه‌ای که داشتی رو خرج کردی، اما چیزی بهش اضافه نکردی؛ این یعنی ورشکستگی! من می‌گم روزی یک ساعت درِ اتاقت رو ببند و مطالعه کن؛ ولو این که دشمن بیاد.» 🎙 راوی: میرمصطفی الموسوی، مسئول واحد مخابرات لشکر ۳۱ عاشورا 📚 از کتاب «ف.ل.۳۱» روایت زندگی ، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا 📖 ص ۲۱۴ ❤️ پ.ن: ۲۵ اسفند سالروز شهادت سردار مهدی باکری بود. دعوتید به پلاک خاکی 👇💚 @pelakkhakii
همین اقا مهدی باکری از خدای خودش عاجزانه خواسته بود که ...! خُدایا من رو یه طوری از این دنیا ببر که بدنم‌ حتی یک وجب از خاک این دنیا رو اشغال نکنه ...!. دعوتید به پلاک خاکی 👇💚 @pelakkhakii