هدایت شده از آهوهابازمیگَردند.
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی،
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم.
ققنوس
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی، من چه گویم که غریب است دلم در وطنم.
بی تو دیگر غزل سایه ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
هدایت شده از آهوهابازمیگَردند.
آه که ای عزیزِ من، ما را به یاد بیاور!
ما را که جوانانی بودیم در لبهٔ پرتگاه و در تمنّای عشقو زندگی، دستانمان تهی و امّا قلبمان مالامالِ غم، عشق، امید. ما را به یاد بیاور که شوری داشتیم مثالزدنی که پیشینِ آنکه ز طعم عشق لبریز کنیم خویشرا و بوسه بر گونهی معشوق بکاریم، بر خاکِ رفتگان گونه ساییدیمو خون گریستیم بر این خاکِ خونبوسیده. اگر روزی عشّاقی سرسپرده دیدی، خندههایی بیمهابا و فردای روشنِ دیروزها؛ ما را به یاد بیاور! مایی که قرار بود زندگی کنیم. به خدا قسم، حقّ ما این نبود.