eitaa logo
دانلود
Alireza Ghorbani www.IRNM.org02. Alireza Ghorbani - Monajaat.mp3
زمان: حجم: 19.2M
7:06 دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد جان را سپر تیر بلا خواهم کرد عمری که نه در عشق تو بگذاشته ام امروز به خون دل قضا خواهم کرد پ.ن: قسمتی که مشخص کردم پایان‌بندی شاهکار این قطعه‌ی زیباست. خیلی خیلی این قسمت رو دوست دارم.
ققنوس
بیاید به این عکس نگاه کنیم و ذوق کنیم.
ققنوس
و این گروه یکی از زیباترین گروه های موسیقی ایرانه.
همون‌طور که گفتم، اگه یه نفر باشه که حاضره این کار رو با تمام عواقبش انجام بده، اون یه نفر علیرضا قربانیه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من در این کار فقط یک هدف داشتم و به آن هم رسیده‌ام. قصد داشتم بین موسیقی خودم و صدای همایون و مخاطبان یک رابطه دلی ایجاد کنم. به جز اینکه یک عشقی بین من و شنونده کارها باشد، هیچ هدف دیگری نبوده است. -تهمورس پورناظری
Homayoun Shajarian (www.BiaMusic.us)05 Hicham.mp3
زمان: حجم: 13.3M
3:21 نه حق حقم، نه ناحق نه بدم، نه خوب مطلق سیه و سپیدم: ابلق! که به نیک و بد عجینم تب بوسه ایم از آن لب به غنیمت است امشب که نه آگهم که فردا چه نشسته در کمینم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اگر دقت کنید، پایه‌ی این قطعه هیچ وقت به نت خاتمه نمی‌رسه و روی نت پایان نمی‌مونه. انگار همیشه یه چیزی کم داره. این موضوع برای ۵۳ میزان تکرار میشه تا در نهایت روی شور فرود میاد. بخش آواز هم با آقای قربانی کلی کار کردیم که بتونیم کاری کنیم که هم اون حس نیمه کاره بودن رو بده و هم دستگاه حفظ بشه. ولی این برای آواز بیشتر در شروع حس پایان نداشتن میده، در شروع هر جمله. من این قطعه رو خیلی دوست دارم. یعنی خب، ما می‌دونیم زیباترین دیلمان خوانده شده در ایران دیلمانِ بنان بود، بعد استاد شجریان با ساز فرامرز پایور اجرای دشتی زیبایی داشتند، دیلمانِ شجریان هم بی‌نهایت زیباست. اما اعتقاد من اینه که میشه گفت یک دیلمان زیبای دیگه به موسیقی اضافه شده و اون دیلمانِ آقای قربانیه. -سامان صمیمی
Alireza Ghorbani [ GisoMusic.com ]Alireza Ghorbani - Khergheye Raghsan.mp3
زمان: حجم: 16.8M
4:59 آسمان چون خرقه‌ی رقصان و صوفی ناپدید ای مسلمانان که دیده‌ست خرقه رقصان بی‌بدن؟ خرقه‌ رقصان از تن است و‌ جسم‌ رقصان ز‌ جان گردن جان را ببسته عشق جانان در رسن
وقتی که من نوزاد بودم، پدرم یک تنبور در گهواره‌ی من می‌گذاشت. خب، نوزاد خود به خود سعی می‌کنه سیم های ساز رو پاره کنه و بکشه، اما پدر من همچنان ساز رو می‌گذاشت. ما از همان سن کم با موسیقی بزرگ شدیم... -سهراب پورناظری