eitaa logo
دانلود
وقتی که من نوزاد بودم، پدرم یک تنبور در گهواره‌ی من می‌گذاشت. خب، نوزاد خود به خود سعی می‌کنه سیم های ساز رو پاره کنه و بکشه، اما پدر من همچنان ساز رو می‌گذاشت. ما از همان سن کم با موسیقی بزرگ شدیم... -سهراب پورناظری
ما نیز یکی از پرشورترین اجراهای خود را با شما تجربه کردیم؛ که ایکاش می‌توانستم در میانه شیراز بایستم و برای همه شما بخوانم که برگ سبزی باشد تحفه درویش. به امید چنان روزی... پیش‌تر اگر بود می‌نوشتم «از شما مردم شیراز ممنونم که میزبانم بودید با مهر» لیکن این‌بار حساب من با شما فرق دارد؛ حساب شیرازی است با شیرازی! پس می‌نویسم «مردم شهرم! چه خوش بودیم با هم. بازمی‌گردم به شیرازم...» -علیرضا قربانی پ.ن: به عنوان کسی که اجرا های آقای قربانی رو خیلی دنبال می‌کنه میگم، واقعا کنسرت شیراز فوق‌العاده بود. از همه نظر بی‌نظیر بود. و این قضیه‌ی شهروند افتخاری... خیلی حرکت جالب و قشنگی بود. کاش بیشتر از این چیزا ببینیم.
تجربه بهم نشون داده این قطعه یکی از پر مخاطب ترین و محبوب ترین قطعه های آقای قربانیه. حالا چرا؟ واقعا نمی‌دونم. یعنی از لحاظ معیار موسیقایی قطعه های خیلی زیباتری وجود داره که می‌تونست جایگاه این آهنگ رو بین مردم داشته باشه ولی نداره. نمی‌دونم چرا.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بعضی درد ها را فقط باید نواخت. صدای کمانچه‌ی کلهر صدای درد است...