eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4هزار دنبال‌کننده
37.1هزار عکس
17.6هزار ویدیو
134 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
...: 🌼🍃🍁 🍃 🍁 °•{مــــــدافــــــع حـــــرم 🍃🌹}•° 💢 ◽️بار آخر که محمد زخمی شد و برگشت، به مادرش گفته بود لیاقت نداشتم چون تو از ته قلبت راضی به رفتن من نیستی! دلت را با خدا صاف کن تا خدا مرا ببرد.🍃🕊 ◽️همین اتفاق هم افتاد. گویی مادرش خواسته محمد را اجابت کرد. وقتی رفت دیگر برنگشت و در مسیر دمشق درعا، در جنوب سوریه به 🌷 رسید. راوی 👈 دوست شهید نقل از مادرشهید ‌°•{نــشــــربمنــــــاسبتــــــــ 🍃💔}•° 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
🌸🍂 °•{مدافـــــع حـــــرم #شهید_شجاعـــــت_علمداری🍃🌹}•° #خاطراٺ_ماندگـــــار 📄 ◽️شب آخر، ابتدا با همکارانش به زیارت می‌روند و سپس حدود ساعت یازده شب به من زنگ می‌زند؛ صدایش را که می‌شنیدم، به گریه می‌افتادم، دسـت خـودم نبـود. داشت دلداری‌ام می‌داد که صدای خمپاره‌ای شنیدم. از او پرسیدم: «ایـن صـدای چـی بود؟» گفت: «چیزی نیست… باور کن جایمان امن امن است» ◽️همان شب وقتی که صحبتش با من تمام شد، خمپاره‌ی دیگری میزنند و او به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل می‌شود. ◽️سرانجام در ساعت دو بامداد روح بی‌قرار او در جوار امام عزیزش، آرام می‌گیرد و به لقاءاالله می‌پیوندد. راوی 👈 همسر شهید ‌°•{نــشــــربمنــــــاسبتــــــــ #ســالــــروزشھــــادتــــــــــــــ💔}•° #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
...: 🌸🍂 °•{مدافـــــع حـــــرم 🍃🌹}•° ♦️ آخرین پیامک مهدی به مادر ⇩⇩ 💠مهدی ساعت چهار بعد از ظهر از مشهد به مقصد سوریه به راه افتاد و ساعت ۴:۳۷ این پیامک را برای من فرستاد: 《سلام. اگر خوبی و بدی از من دیدید من را حلال کنید و هر موقع  شما را اندوه گرفت به یاد حضرت زینب(س) بیفتید و طوری اشک نریزید که دشمنان شاد شوند و صبر زینبی پیشه کنید. خدانگهدار ای یاران. "لبیک یا زینب(س)"》 راوی 👈 مادر شهید ‌°•{نــشــــربمنــــــاسبتــــــــ 💔}•° 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
🌸🕊 🔴 شهیدی که در خواب از خبر داد! 🔹روحانی کاروان با کلی پرس و جو من رو پیدا کرد و از من پرسید، شما حاج منصوری؟ 🔸گفتم بله. 🔹بعد پرسید: شما پدر شهیدی و اسم پسرت عباسه؟ 🔸گفتم بله، یکی از دو شهیدم عباسه. 🔹روحانی کاروان گفت: حاج منصور من که شما رو نمیشناختم و نمی‌دونستم پدر شهید هستی، شهید شما به خوابم اومد و گفت اسم من عباس فخارنیاست، برید پدر من رو تو کاروان خودتون پیدا کنید و بهش بگید چون قلبش مشکل داره امشب به مشعر و فردا به منا نرود، و از من خواست تا مراقب شما باشم. 🔸به روحانی کاروان گفتم، اینطوری که نمیشه. 🔹در جواب به من گفت: این چیزى بود که باید میامدم به شما می‌گفتم، شما هم مى‌توانید نایب بگیرید و خودتون از همین جا برگردید مکه به هتل‌تون. 🔻حاج منصور گفت: همین کار را انجام دادم و برای خودم و همسرم نایب گرفتم و برگشتیم هتل، و بعد از این که حادثه منا رخ داد، حکمت این اتفاق رو فهمیدم و به این که میگویند، بیشتر اعتقاد پیدا کردم. راوی 👈 پدر شهید 🍃🌹 ‌°•{نــشــــربمنــــــاسبتــــــــ 💔}•° 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo