eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4هزار دنبال‌کننده
37.1هزار عکس
17.6هزار ویدیو
134 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺دخترم زینب بسیار به پدرش وابسته بود. وقتی پدرش به مأموریت می‌رفت لحظه‌شماری می‌کرد تا او باز گردد. بعد از شنیدن خبر شهادت پدر بیمار شد. 🔺من هم به دخترم می‌گویم حضرت رقیه (س) را به یاد بیاور که همه عزیزانش را در دشت کربلا از دست داد. اما هنوز هم بعد از گذشت مدت‌ها، روحیه‌اش بهتر نشده است. 🔺همسرم به تربیت دخترش توجه ویژه‌ای داشت و همانطور که امام‌علی‌علیه‌السلام فرموده‌اند: حقّ فرزند بر پدر، آن است که نام خوب بر او بگذارد و او را خوب تربیت کند و قرآن به او بیاموزد، واقعا علی آقا پدر زینب خانم حق او را خوب ادا کرد و رفت. ✍به روایت همسربزرگوارشهید 🌷 https://eitaa.com/piyroo ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
#ستاره‌های_زینبی 🔺دخترم زینب بسیار به پدرش وابسته بود. وقتی پدرش به مأموریت می‌رفت لحظه‌شماری می‌کر
🌹علی از همان دوران کودکی علاقه‌ای خاص به قرآن داشت. سال 1375 که مردم جنگ زده خرمشهر به خانه‌هایشان باز می‌گشتند، علی بچه‌ها را جمع می‌کرد و به آنها قرآن آموزش می‌داد. هیچ دلبستگی‌ای در این دنیا او را خوشحال نمی‌کرد. در هر پست و مقام و موقعیتی که بود، دلبسته نمی‌شد. از بهترین چیزهایی که داشت به خاطر دیگران می‌گذشت. 🌹بعد از گرفتن لیسانسش، مهندس‌ آی تی شرکت نفت و گاز اروندان شد و موقعیت شغلی خوبی در این شرکت داشت. من با خوشحالی به او می‌گفتم علی آقا پست خوبی داری اما او اصلاً خوشحال نبود و هیچ گاه دنیایی نبود. 🌹مدتی بعد که زمزمه تجاوز و تعدی تروریست‌ها به خاک اسلام پیش آمد، کم‌کم حرف‌هایی از جنس رفتن از زبان علی می‌شنیدم. ابتدا باور نکردم که می‌خواهد راهی شود اما او ثبت‌نام کرده بود. 🌹همسرم گفت: قرار است بروم! گفتم یعنی چه‌؟ تو کار و زندگی داری. صبر داشته باش اگر به خاک ما و به سرزمین ما تعدی کردند آن وقت برو. 🌹اما علی با قاطعیت گفت: دلم آنجاست. مردانگی و غیرت اجازه نمی‌دهد که بمانم. نمی‌توانم منتظر بمانم که در کشور خودم جنگ پیش بیاید. گفت امروز مرجع من حکم جهاد داده‌اند، این ندا، ندایی است از سوی امام زمان که باید لبیک بگویم. 🌹هر چه اصرار کردم قبول نکرد. در نهایت با تلاش و پیگیری‌هایش توانست به عنوان یک نیروی مردمی به عراق برود. دو روز بعد از ماه مبارک رمضان رفت. ابتدا هم برای رهایی مردم جفرالسخر بسیار تلاش کرده بود و بعد از پیروزی‌های به دست آمده به لطف خدا مردم به خانه‌هایشان باز گشتند. امام حسن عسگری(ع)‌ برات شهادتش را امضا کرد. 🌹آخرین باری که علی برگشت، حال و روز خوبی نداشت. سه روزی در محاصره بودند که به لطف خدا با کمک نیروهای عراقی آزاد شده بودند. دستش جراحت برداشته بود. هر چه به علی اصرار کردم که بیشتر بمان و بعد از بهبودی برو، قبول نکرد. 🌹گفت: من بمانم و همرزمانم آنجا باشند؟ من چه فرماندهی هستم که سربازانم در میان نبرد و میدان کارزار باشند و من اینجا استراحت کنم. نه، من تاب ماندن ندارم. خیلی فرق کرده بود و نورانی شده بود. مثل همیشه نبود. برای رفتن عجله داشت. 🌹در نهایت بعد از چهار روز، دوباره راهی شد. مدتی بعد خبر شهادتش را برایمان آوردند. گویا ابتدا به شدت مجروح می‌شود و بچه‌ها تا او را به بیمارستان می‌رسانند در آنجا شهید می‌شود. می‌گویند تا مسیر رسیدن به بیمارستان علی شهادتین می‌گفت. قبل از عملیات از یکی از دوستانش که در سامرا بود خواست که برایش دعا کند و او هم در محضر امام حسن عسگری(ع) برای علی و شهادتش دعا می‌کند و این گونه امام برات شهادتش را امضا نمود. 🌷 ولادت : ۱۳۶۴ خرمشهر شهادت : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ سامرا https://eitaa.com/piyroo ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
یک زیارت عاشورا،به نیابت ازیک شهید امروز به نیابت از 🌷 ♦️به نیت تعجیل در امر فرج ♦️سلامتی رهبرمون ♦️عاقبت بخیری همه ما https://eitaa.com/piyroo ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🕊 🔸علی خودش که خیلی خوب بود بعد از 4 ماه خوبتر شده بود. علی از اول خیلی خالص بود. به تیپ و لباسش نمیخورد که بچه مذهبی باشه ولی اعتقاداتش تو قلبش بود. 🔹 میخواست به کسی بکنه اینکه بفهمه انجام میداد. مثلا نمیگفت من امروز رفتم به فلانی کمک کردم یا پول به فلانی دادم یا مشکل فلانی رو حل کردم ، ریاکار نبود. که میخواست انجام بده انجام میداد.من همیشه میگم چون خدایی کار میکرد خدایی نتیجه گرفت.خیلی واقعا خدایی بود خیلی. 🔸مثلا اگه از یه نفر یه خطایی میدید میکرد ،نمیومد بگه که مثلا فلانی همچین کاری کرد یا فلانی رو بافلان نفر دیدم یعنی واقعا از عیبهای مردم، از چیزایی که میدید چشم پوشی میکرد 🔹وقتی بعد از 4 ماه برگشت، خیلی تغییر کرده بود. نگاهاش، طرز رفتارش با ما، نمیدونم حالا شاید یه خرده ازمون دور شده بود، شاید بیشتر قدر خونه و قدر نعمتی که داشت رو بدونه و واقعا از لحاظ ایمانی خیلی ایمانش قوی تر شده بود. 🔸حالا رو خیلی تاکید میکرد که وقت بخونه، مخصوصا نماز رو. منو بیدار میکرد میگفت پاشو نماز صبحت رو اول وقت بخون . کسی که ملتزم به نمازش و به مسائل مذهبیش نباشه نمیتونه جهادگر خوبی باشه. :همسر_شهید 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo