eitaa logo
Pompos
13.7هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
465 ویدیو
203 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️پریشانی رقیه شبی با پریشانی از خواب پرید و گفت پدرم کجا رفت؟ اکنون او را دیدم! ساکنین خرابه، گریان شدند، فریاد زدند. یزید بیدار شد و پرسید چه خبر شده؟ ماجرا را شنید. دستور داد سر پدر را برای او ببرند. 📚 سحاب رحمت، ص۷۴۴ [ @pompos ]
بابا یکی من را به قصد کشت می‌زد هربار گفتم یا علی با مشت می‌زد یک بار گفتم اسم زهرا مادرت را دیدم که نـامردی لگد از پشت می‌زد [ @pompos ]
بسم الله الرحمن الرحیم السلام و علیک یا صاحب الزمان🏴
ꕥ ꕥ ꕥ ꕥ ꕥ خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. بقره 257 ꕥ ꕥ ꕥ ꕥ ꕥ [ @pompos ]
یاد آوری زیارت عاشورا🥀
امیرالمؤمنین علی بارالها! کوههاى ما از بى آبى از هم شکافته، زمين ما پرغبار و خشک و خالى از گياه شده، چهارپايان ما سخت تشنه گشته و در آغل هاى خويش سرگردان اند، همچون مادران فرزندمرده، ناله سرداده و از رفت وآمد زيادبه چراگاه ها و روى آوردن به آبگاه ها (و نيافتن آب و علف) خسته شده اند. بارخدايا! به ناله گوسفندان، و فرياد سوزناک شتران ما رحم فرما! بارالها! به سرگردانى آن ها در راه ها (از شدت گرسنگى و عطش) و ناله هاشان در آغل ها ترحم فرما! خداوندا! هنگامى به سوى تو بيرون آمديم که خشکسالى هاى پى درپى بر ما هجوم آورده، و ابرهاى پرباران به ما پشت کرده اند. تو مايه اميد هر بيچاره، وحلّال مشکلات هر طلب کننده اى، در اين هنگام که يأس و نوميدى بر مردم چيره گشته، و ابرها از باريدن بازداشته شده اند، وحيوانات بيابان، رو به هلاکت مى روند، تو را مى خوانيم که ما را به اعمالمان مواخذه نکنى، و به گناهانمان مگيرى. بارالها! رحمتت را به وسيله ابرهاى پرباران، و بهار پر آب و گياه، و گياهان سرسبز و پرطراوت بر ما بگستران؛ بارانى دانه درشت بر ما نازل کن آن چنان که زمين هاى مرده را با آن زنده کنى و آنچه را که از دست رفته به ما بازگردانى! نهج البلاغه خطبه 115 [ @pompos ]
▪️گریه‌ جبرئیل بر حضرت زینب علیهاالسلام نبی پرسید: «چرا گریه می‌کنی؟»  جبرئیل پاسخ داد: «این دختر از آغاز تا پایان زندگی‌اش، آرامش نخواهد دید؛ مصیبتِ تو، اندوه مادر و پدرش، شهادت برادرش حسن علیه‌السلام و فاجعه‌ای سخت‌تر از همه: کربلا... که موهایش را سفید و پشتش را خمیده می‌کند.» 📚ناسخ‌التواریخ، ص۴۵ [ @pompos ]
رسید روضه‌ی چارم، عقیله حیران است شب وساطت طفلان و اذن میدان است میان خیمه‌ی زینب دوباره طوفان است رسیده خدمت ارباب و دیده باران است [ @pompos ]
حضرت زینب علیهاالسلام با اندوه پرسید: «چرا برادرم را به خیمه نیاوردی؟» امام حسین علیه‌السلام فرمود: «خواهرم، بدنش آن‌قدر پاره‌پاره بود که نتوانستم حملش کنم...» بانو فریاد زد:  «آه برادرم! آه عباسم! آه از بی‌یاوری‌...» 📚معالی‌ السبطین، ج۱، ص۴۴۴ [ @pompos ]