امیرالمؤمنین علی
به خدا سوگند! آن ها (آتش روزان جنگ جمل) هيچ ايرادى (ايراد منطقى اى) بر من نداشتند، و ميان من و خود انصاف را مراعات نکردند، آن ها حقى را مطالبه مى کنند که خود آن را ترک کرده اند! و انتقام خونى را مى خواهند که خود آن را ريخته اند! اگر (به فرض،) من در ريختن اين خون شريک آن ها بوده ام آنان نيز در آن سهمى دارند. و اگر خودشان به تنهايى اين کار را کرده اند، بايد انتقام را از خود بگيرند! و نخستين مرحله عدالت اين است که خود را محکوم کنند. من بصيرت و بينايى خويش را به همراه دارم (و حقايق به طور کامل بر من روشن است). هيچ امرى را بر کسى مشتبه نساخته ام و چيزى نيز بر من مشتبه نشده است. آنان همان گروه سرکش و ستمگرند که (پيامبر (صلي الله عليه و آله) درباره آن ها به من خبر داد و فرمود:) فساد وزيان (در جامعه اسلامى) و شبهات ظلمانى همراه آن هاست، ولى مطلب (براى هوشياران) واضح است (به همين دليل) باطل از ريشه کنده شده و زبانش براى فتنه انگيزى بريده است.
به خدا سوگند! حوض آبى براى آن ها فراهم سازم که فقط خودم بتوانم آب آن را بکشم. به يقين آن ها از آن سيراب برنمى گردند و پس از آن ديگر آبى نخواهند نوشيد.
نهج البلاغه خطبه 137 بخش اول
[ @pompos ]
Pompos
امیرالمؤمنین علی به خدا سوگند! آن ها (آتش روزان جنگ جمل) هيچ ايرادى (ايراد منطقى اى) بر من نداشتند،
تفسیر بند آخر خطبه
همان گونه که در شرح خطبه دهم که از جهات زيادى به خطبه مورد بحث شباهت دارد بيان کرديم، منظور امام (عليه السلام) از اين تعبير آن است که من ميدان جنگ جمل را براى آن ها به گردابى خطرناک و سرشار از آب، تبديل مى کنم که راه فرار از آن نداشته باشند و ابتکار عمل را در دست مى گيرم و آتش فتنه را در همان جا خاموش مى کنم، آن گونه که در آينده فکر بازگشت به چنان صحنه اى براى آن ها پيدا نشود. و همان طور که تاريخ گواهى مى دهد امام (عليه السلام) به گفتار خود جامه عمل پوشانيد؛ سردمداران اصلى جنگ جمل کشته شدند و عايشه با شرمندگى تمام به مدينه بازگشت و فتنه انگيزان، رسوا و پراکنده شدند.
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
شما همچون مادرانى که از روى شوق به فرزندان خود روى مى آورند، به سوى من آمدید و مى گفتید: بیعت! بیعت! من دستم را بستم و شما آن را گشودید، من دست خود را عقب کشیدم و شما به سوى خود مى کشیدید!خداوندا! آن دو (طلحه و زبیر) از من بریدند و به من ستم کردند، بیعتم را شکستند و مردم را بر ضد من شوراندند (خداوندا!) بیعتى را که از مردم گرفته اند نافرجام کن، و کارهایى را که تصمیم بر آن گرفته اند، استحکام نبخش و آن ها را در آرزوهایى که به آن دل بسته اند و براى رسیدن به آن تلاش مى کنند ناکام کن، من پیش از جنگ از آن ها درخواست کردم که دست بردارند و بازگردند وانتظار بازگشتشان را نیز مى کشیدم، ولى آن ها پشت پا به نعمت زدند و دست رد بر سینه عافیت نهادند!
نهج البلاغه خطبه 137 بخش دوم
[ @pompos ]