امیرالمؤمنین علی
آگاه باشيد! اين دنيايى که شما پيوسته آن را آرزو مى کنيد و به آن عشق مى ورزيد، و آن نيز گاه شما را خشمگين و گاه خشنود مى سازد، خانه و منزلگاه اصلى شما نيست که براى آن آفريده شده و به سوى آن دعوت گرديده ايد.
آگاه باشيد! نه دنيا براى شما باقى مى ماند و نه سلطه شما بر آن باقى خواهد ماند. اين دنيا گرچه از جهتى شما را فريب داده، ولى از جهت ديگر، شما را از بدى هايش بر حذر داشته است؛ پس به دليل هشدارهايش، از فريبندگى هايش چشم بپوشيد و مظاهر هوس انگيزش را به دليل جنبه هاى هشدار دهنده اش رها سازيد و در اين جهان به سوى سرايى که به آن دعوت شده ايد سبقت جوييد و با جان و دل از دنياپرستى روى بگردانيد. نبايد هيچ يک از شما به سبب از دست دادن چيزى از دنيا همچون کنيزکان گريه سردهد؛ بلکه با صبر و استقامت بر طاعت خدا و حفظ آنچه از کتابش بر عهده شما گذاشته، نعمت هاى او را درباره خويش کامل سازيد.
آگاه باشيد! اگر اساس دين و ايمان خود را حفظ کنيد، از بين رفتن چيزى از دنيايتان به شما زيان نمى رساند و بدانيد که با تباه ساختن دين خود، آنچه از دنيا براى خويش نگه داشته ايد سودى به حالتان نخواهد داشت. خداوند، دل هاى ما و شما را به سوى حق متوجّه سازد و صبر و استقامت را به ما و شما ارزانى دارد.
نهج البلاغه خطبه 173 بخش آخر
[ @pompos ]
از سخنان امام (عليه السلام) است
درباره طلحه، هنگامى که از خروج او و زبير به سوى بصره
براى جنگ با آن حضرت آگاه شد
من هيچ گاه در گذشته به جنگ تهديد نمى شدم و هرگز کسى مرا از ضرب شمشير نمى ترسانيد (چراکه همه مى دانستند من مرد جنگم، به علاوه) من به همان وعده پيروزى که پروردگارم داده است باقى ام و به آن ايمان دارم. به خدا سوگند! او (طلحه) با شتاب براى خونخواهى عثمان اقدام نکرد؛ مگر به دليل اين که مى ترسيد خودش درباره خون عثمان بازخواست شود؛ زيرا او به اين کار متّهم بود و در ميان مردم، کسى حريص تر از او به قتل عثمان نبود و او درواقع مى خواست با جمع آورى گروهى گرد خود (به نام خونخواهى عثمان) غلط اندازى کند و امر را بر مردم مشتبه سازد و آن ها را به شک بيندازد. به خدا سوگند! او مى بايست درمورد عثمان يکى از سه کار (ذيل) را انجام مى داد؛ ولى هرگز چنين نکرد: (نخست اين که) اگر فرزند عفان (يعنى عثمان) ستمکار بود ـ چنان که او مى انديشيد ـ سزاوار بود با قاتلان او همکارى و با يارانش مبارزه کند و (دوم:) اگر او مظلوم بود سزاوار بود از قتل او جلوگيرى کند وبراى کارهايش عذرهاى موجهى ارائه دهد و (سوم:) اگر در ميان اين دو امر شک وترديد داشت خوب بود کناره گيرى مى کرد و به گوشه اى مى رفت و مردم را با او تنها مى گذاشت؛ ولى او هيچ کدام از اين سه را انجام نداد و به کارى دست زد که دليل روشنى براى آن نبود و عذرهاى ناموجهى براى کار خود آورد (نخست بر ضدّ عثمان قيام کرد سپس به خونخواهى او برخاست).
نهج البلاغه خطبه 174
[ @pompos ]