eitaa logo
کانال قزوین سلام 💠
2.4هزار دنبال‌کننده
112.1هزار عکس
28.4هزار ویدیو
598 فایل
امید مانند ستونی است که جهان را سرپا نگه می‌دارد. امید آفرینی سر مشق و سر تیتر ماست مقام معظم رهبری: هر کسی مردم را از آینده‌ نا امید کند برای دشمن کار می کند چه بداند و چه نداند
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دوستداران ولایت
جنگ با شدت هر چه تمام تر تا نزدیک نیمروز (ظهر)ادامه یافت و هر دو سوی نبرد ، بی رحمانه و بی باکانه می جنگیدند ، نادر از دور همه پهنه نبرد را زیر نظر داشت ، در آن سوی میدان ، سردار خانِ دوران ، پیاده نظام و فیل های جنگی را آماده نگهداشته بود تا پس از خسته شدن سپاهیان ایران ، که از همه طرف زیر فشارهای طاقت فرسائی بودند ، حمله اصلی را توسط فیل ها ، آغاز کند تا پیادگان هندی پشت سر فیل ها ، زخمی ها و فراریان ایرانی را تار و مار ، و یا به اسارت در آوَرُند نادر که از دور تمام تحرکات میدان را زیر نظر داشت به سردار جلایر فرمان آماده باش داده بود ، روز به نیمه رسیده بود که سواران هندی در یک اقدام هماهنگ ناگهان عقب نشستند و به یکباره ستون فیل های جنگی به حرکت درآمد ، غوغائی دلهره آور به پا شد ، در پشت سر فیل ها پیادگان هندی آرام آرام به پیش می آمدند و به خط دفاعی ایران نزدیک و نزدیک تر می شدند ، سواران هندی نیز پشت سر پیادگان ، برای حملات بعدی آماده می شدند با هجوم فیل ها بدستور نادر توپخانه ایران با شدت شروع به شلیک به ستون فیل ها نمود که اثر چندانی نداشت و دو هزار فیل جنگی جیغ کشان با خرطوم هائی که شمشیرهای دو دم بر آن بسته شده بود به پیش می آمدند بدستور نادر غرش توپخانه ایران متوقف و پاتیل های بسته شده بر پشت شتران را که (تشت های بزرگ) مملو از بوته های خشک و هیزم آغشته به نفت و قیر بود را آتش زده و با ایجاد سر و صداهای ناهنجار ، شتران را دنبال کرده و آنها را به سمت جلو و در مقابل فیل های جنگی ، رَم دادند فریاد و هلهله سپاهیان ایران بهمراه صدای گوشخراش بوق و کوس و کرنا ، ولوله ای در سراسر دشت کرنا بر پا کرد ، لهیب و گرمای آتش به پشت شتران رسید و آنها را به جست و خیز و نعره کشیدن و این سو و آن سو دویدن واداشت ، سر و صدا ، هلهله مردان جنگی سپاه ایران ، عربده شتران بوی نفت و قیر و روغن ، و دود و آتش متحرک بر پشت شتران ، هراسی شدید به جان فیل ها انداخت هر چه فیل بانان کوشیدند نتوانستند آن ها را به جلو برانند دود و آتش چنان فضای دشت را آکنده کرده بود که فیلبانان نیز به هراس افتاده و آنرا ناشی از جادوی نادر پنداشتند هر چه شتران حامل آتش به فیل ها نزدیک تر می شدند بر وحشت آنان افزوده می شد تا جائی که از راه رفتن بجلو بازمانده و راه خود را کج ، و رو به سوی نیروهای خودی نهادند و بنا بر غریزه طبیعی که هنگام خطر گِرد یکدیگر جمع می شوند به هم نزدیک شده و چند گله بزرگ تشکیل دادند درست در همین زمان بدستور نادر توپخانه ایران گروه جمع شده فیل ها را زیر آتش شدید قرار داد پس از نیم ساعت گلوله باران سخت بدستور نادر شیپور تاخت و تاز نیروهای ایران نواخته شد و بدنبال آن سیلی خانمان برانداز به حرکت درآمد ، سواره نظام ایران و در پشت سر آنان پیاده نظام حمله همه جانبه ای را آغاز کردند فیل ها که رسیدن شتران نعره کش را می دیدند رو بسوی پیاده نظام خودی نهادند و از همه سو ، پیاده های هندی را درو کردند فیل ها همه چیز را می کوبیدند و پیش می رفتند ، برای آنها سنگر و چادر و توپ و خیمه و خرگاه فرقی نداشت همه را لگد کوب می کردند و راه خود را می گشودند و به پیش می رفتند و از دود و آتشی که از پشت شتران زبانه می کشید می گریختند و هزاران هندی را لِه و لگدکوب می کردند سپاهیان ایران که از جای کنده شده بودند مانند موج های بی پایان دریا بدنبال فیل ها به پیش می رفتند و هنگامی که به خط مقدم هندیان رسیدند همه چیز آنها کوفته و درهم کوبیده شده بود مجددا جنگ و کشتار بی رحمانه ای آغاز شد سواران ایرانی از کشته پُشته می ساختند محمد شاه گورکانی که از دور با حیرت صحنه نبرد را می نگریست و متوجه شده بود فیل هایش بلای جان نیروهایش شده اند بیدرنگ فرمان داد نیمی از نیروهای ذخیره یکصد هزار نفره سپاهش را وارد میدان نمایند نیروهای ذخیره هندی که هرگز تصور نمی کردند نیازی به آنها پیدا شود بدستور محمد شاه رو به سوی میدان نهادند آتش جنگ هر لحظه گرم تر می شد و با ورود نیروهای ذخیره هندی به نقطه جوش رسید نادر پیشاپیش سپاهیان ایران تبرزین به دست به میدان آمد وی دستور اکید داده بود سواران ایرانی به هر طریق ممکن فرماندهان لشگر هندیان را هدف قرار داده و آنها را از پای درآوَرَند و یا به اسارت بگیرند در میان جنگجویان هندی جوانی بسیار دلیر و نیرومند شمشیر می زد ، او فرزند سردار خانِ دوران فرمانده کل نیروهای هندی بود نادر متوجه او شد و از او خوشش آمد و بدون اینکه بداند او کیست چون دید وی بسیار ماهرانه با هر ضربت شمشیر سواری را از صدر زین اسب سرنگون می کند بیست نفر را مامور محاصره و اسارت او کرد # دوستداران _ولايت https://eitaa.com/doostdaranvelayat