معیار نخبگی تغییر میکند
🔹قائممقام بنیاد ملی نخبگان: معیار ما برای نخبگی، توانایی فرد برای حل مسائل جامعه خواهد بود و نخبه کسی نیست که معدل بالا داشته باشد.
🔹سامانۀ یکپارچهای تهیه شده که بتوانیم براساس خروجی کار افراد، نخبگان را شناسایی کنیم.
🔸پیش از این رئیسجمهور گفته بود معیار نخبگی باید «توانایی حل مسائل جامعه» باشد.
@Farsna
هدایت شده از اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نودُ_چهار
آن قدر سوال نابهنگام بود که به شوخی گرفتم!
«شما نورانی هستید! منم نورانیه صورتم، نه؟!»
خندیدم «نور داری ولی نورِ پشت سرت بیشتره به خاطر آفتاب!»
جدی شد «نه واقعاً! نورانی نیستم؟!»
جا خوردم؛ داشت جدی میگفت. جمعش کردم «اینجا همه نور دارن!»
خندید. شکمش تکانتکان خورد. دست گذاشت روی سرش «بیشتر نورم مال سرِ کچلمه!»
و عارف شد «باید نورمون رو حفظ کنیم! مثلِ حضرت آقا که همیشه نور داره!»
کفشش را در میآورد برود توی موکب استراحت کند که گفت «برای آقا دعا کنید!»
گفتم «دعاگوش هستیم همیشه؛ و سربازش...»
توی راه با ناصر درباره عشق حرف زدیم. از اینکه دنیا روی دور عشق به صلاح میرسد. ناصر گفت از خیاطِ خانمی که شلوار جِر خوردهی زائری خجالتزده را دوخته بود و من از آقایی که توی مسجد کوفه ازم برای امام زمان صلوات و دعا گرفته بود!
میرسیم موکبی برای استراحت. دنبال کولر خوبیم که صاحبِ موکب برایمان جفت و جور میکند. دلم میافتد چفیهی متبرک بدهم دستش. میدهم. میگویم متبرک حرمِ امام رضاست و دلش از نجفکربلا میپَرد مشهد. ممنون میشود. روبوسی میکند. میرود با پسرش برمیگردد...
جعفرِ هفتهشت ساله را معرفی میکند. یاد علیرضام میافتم. به جعفر میگوید من را ببوسد. پیشقدم شدم و لُپّش را ماچ کردم. چفیه دومِ موکب را خرج پسر کردم. به جعفر گفت فارسی بگوید «خیلی ممنون!» گفت. و پدر رفت متکا آورد، جعفر آب و چایی؛ و...
راه که میافتم به ناصر میگویم «آخرش این عشقه که دنیا رو فتح میکنه، نه از این عشق پلاستیکیهایِ مجازی! عشق واقعی بر مدار امام حسین. و ما داریم زیر سایهی سیدالشهداء عاشقِ هم میشویم...»
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT
💠 استاد جاودان:
🔸يكی از راه های نجات از گناه، گناهی که آدم به آن عادت کرده است، پناه بردن به امام زمان(عج)است.
🔸ايشان امام زنده ی زمان ما هستند امام حی ما هستند.
🔸آن بزرگوار به انتظار نشسته اند تا كسي دستش را به سمتشان دراز كند تا ايشان او را هدايت كنند.
🔸امامت ایشان اینجاست که شما از ایشان بخواهی و ایشان از شما دستگیری نماید.
🔸بنده به آن بزرگوار پناه بردم، خیلی سریع نتیجه گرفتم. شماهم به ایشان پناه ببرید به زودی نتیجه می دهد ان شاء الله
🔸اگر به طور جدی ترک گناه کردی، خداوند نیز به طور جدی در مورد تو اعمال ولایت می کند.به اندازه ای که زحمت می کشید ، در مورد اعمال ولایت می شود.
🔸یعنی برای رشد وتربیت شمامیکوشند؛
آنگاه انسان واقعا رشد میکند.
«سرزمین فتح | وعده صادق ۳» در مایکت:
https://myket.ir/app/com.shunico.fath
منتشر شد............🌱
نظر مثبت در مایکت و بازخورد و نظرات شما باعث دلگرمی ماست ......
@ketabdun
#صدای_مردم
✅سلام بگو هرکه تو مسیر پیاده روی کربلا هست بیاد عمود510 یه موکب بسیار بزرگ هست در حد صحن کوثر امام رضا به نام موکب وحسینیه الرایه با تمام امکانات تخت ،رو تختی نو ،حمام و سرویس بهداشتی تمیز وشیک،ماشین لباسشویی برای شستن لباس های زائران ،صبحانه و رستوران ،نماز خانه بزرگ و اقامه نماز جماعت در هر ۳وعده.واقعا دمشون گرم اجرشون با ابا عبدالله الحسین....
📡 سوژه خبری 👇
📸→ @sujeh_news
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سحر امامی در نوحه عراقیها!
ذکر شجاعت خانم سحر امامی توسط مداح عراقی در مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در عراق
💬 #navaa_iranseda_ir
@insta_enghelabi
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸*مجیدک امام حسین(ع)*
روایت های اربعینی موکب الغدیر قسمت اول
......
#صدای_اربعین
#دلهای_زائر
#انا_علی_العهد
#روایت_اربعین
🤲 تعجیل در فرج ، سلامتی بیماران و شادی روح شهدا صلوات
#موکب_الغدیر_یزد
https://eitaa.com/moukeb_alghadir_yazd
32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ی ماساژعالی
برای پیاده روی اربعین حسینی
*باعث رفع خستگي پاها میشه
*باعث رفع اسپاسم عضله های پاها میشه
*باعث افزایش گردش خون در پاها میشه
*باعث .......
┄┅┅┅❅❁❁❅┅┅┅┄
هدایت شده از اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نودُ_پنج
من را یادِ یک نقطه از یکی از شهرهای کشور میاندازد، کارِ عراقیها! وقتی رد میشدیم از پیادهرو میآمدند آرام کنار گوشمان میگفتند «پاسور... سیدی... فلان... بهمان...!» یعنی اهلش هستی جنسِ ما جور است، نیستی هم برو اینجا نایست که...!
عراقیهای صاحبخانه هم قالبِ کار آن یاروهایِ خلاف را انجام میدهند، با یک تفاوتِ جدی آن هم در کیفیت محتوای کار!
آرام ایرانیهای مشّایه را میپایند، میآیند کنار گوششان میگویند «خانه موجود!» یا «مَبیت!» و اصرار در اصرار که «حمام موجود، وایفای موجود، غذا موجود و...!»
مثل این آقای ایستاده کنار دخترش. جوری آمد توی سینهمان که یعنی «ببین! این تعارفْ تعارفِ سرِ کوچهگذرِ شهرتون نیست، زبونی باشه! باید بیای خونهمون، راه فرار هم نداری!»
برگ برندهمان را رو کردیم «پخش و پلاییم و نفرات کثیر! بیخیال شو تا مفقودمان نکردی از دنبالهی رفقا!»
فهمید از ما نه آبی گرم میشود نه چیزی سرد. رهایمان کرد. لابد چیزی که پُر است زائر ایرانی! و رفت سراغ بقیهی زائرها...
آقای صاحبخانه دارد چند نفر ایرانی را راضی میکند که عکس میگیرم ازش. و میدانم که تا چند تا ایرانی را تور نکند، قرار نیست ول کند برود خانه!
#روایت_حسین
@ALEF_KAF_NEVESHT