eitaa logo
قصه‌ی شب
5.5هزار دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بچه که بودم هرشب از رادیو قصه‌های زیبایی پخش میشد...🎶 و ما هر روز منتظر بودیم تا ببینیم ادامه‌ی داستان چی میشه. الان دوست دارم قصه هایی که شنیدم رو شما هم گوش کنید ♥️ 🆔 @qheseyeshab
مشاهده در ایتا
دانلود
هویت.mp3
43.18M
⁉️ هویت دختر جوانی با مراجعه به شرلوک هولمز می‌گوید نامزدش در روز ازدواج ناپدید شده‌است. دوشیزه «ماری ساندرلند» که با مادر و ناپدری‌‌اش زندگی می‌کند، از طرف عمویش اوراق بهاداری به ارزش ۲۵۰۰ پوند انگلیس برایش به ارث گذاشته شده‌، ولی او تا پیش ازدواج اجازه دارد که فقط ۱۰۰ پوند در سال از این ارث را بردارد که آن را هم به پدرخوانده و مادرش می‌‌دهد. در پی مشاوره خواستن دختر از او، سرانجام همه‌‌چیز را درمی‌یابد، ولی از آن‌جا که می‌داند دختر واقعیت ماجرا را باور نخواهد کرد، به او چیزی نمی‌گوید... . 👥 صدا پیشگان: احمد هاشمی/ فریبا طاهری/ محسن بهرامی/ امیر منوچهری/ معصومه عزیزمحمدی 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
انجمن سرخ مویان.mp3
41.98M
🏤 انجمن سرخ مویان «جبز ویلسون»، پیرمرد امانت‌فروش اهل لندن، برای مشورت درباره‌ی آگهی عجیب استخدام انجمن سرخ‌‌مویان، به دیدار و دکتر واتسون می‌‌رود. آقای ویلسون به آنها میگوید که چند هفته قبل، دستیار جوانش، وینسنت اسپالدینگ، به او اصرار کرده تا به آگهی «انجمن موقرمزها» که کار پردرآمدی را فقط به متقاضیان مرد با موهای موقرمز پیشنهاد کرده، پاسخ بدهد. صبح روز بعد، ویلسون در صف طولانی مردان موقرمز منتظر مانده تا با او مصاحبه شود و او تنها متقاضیای بوده که استخدام شده. ویلسون به هولمز میگوید که چون کسب‌وکارش با مشکل مواجه شده و نیاز به درآمدی اضافه داشت، با حضور در این انجمن و دریافت هفته‌ای ۴ پوند دستمزد، خیلی از مشکلاتش حل می‌شد؛ به‌ویژه که هم ساعت کاری آن خیلی مناسب بود و هم کار خاصی نباید انجام میداد... اما پس از چهار هفته، یک روز صبح به تابلویی بر روی در قفل شده‌‌ی دفتر برخورد که به شکل عجیبی اعلام کرده بود: «انجمن موقرمزها منحل شده‌است. — ۹ اکتبر ۱۸۹۰.» 👥 صدا پیشگان: محسن بهرامی/ امیر منوچهری/ علی میلانی/ نورالدین جوادیان/ احمد هاشمی/ محمدرضا قلمبر 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
الماس گم شده.mp3
36.08M
💎 الماس گمشده الماس سلطنتی معروف‌ به « سنگ زرد » مازارین از کاخ سلطنتی انگیس به سرقت رفته‌است. دکتر واتسن برای دیدار با به خانه‌ی او می‌رود و خانم هاتسون به او می‌گوید که این روزها رفتار شرلوک خیلی عجیب شده، حتی غذا خوردن را هم فراموش می‌کند. پرونده‌ی جدید او مربوط به سرقت الماس بزرگ سلطنتی است که توسط کنت نگرتو سیلویوس دزدیده شده و احتمال قتل شرلوک هم در این ماجرا وجود دارد؛ به همین دلیل دکتر واتسن باید خیلی زود نزد پلیس برود و آنها را به خانه‌ی شرلوک بیاورد. 👥 صدا پیشگان: امیر منوچهری/ نوشین حسن زاده / محسن بهرامی/ حمید یزدانی/ بهرام سروری نژاد/ احمد هاشمی 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
عهدنامه دریایی.mp3
48.03M
📜 عهد نامه دریایی دکتر واتسون نامه‌ای از یکی از هم‌شاگردی‌های قدیمی‌اش به نام «پرسی فلپس» دریافت می‌کند که از واتسون خواسته بود را به منزل او بیاورد... . تفاهم‌نامه‌ی مهم بین ایتالیا و بریتانیا برقرار شده و هیچ‌کس، به‌ویژه در کشورهای همسایه، نباید از مفاد این تفاهم‌نامه آگاه شود، اما همان روز این تفاهم‌نامه از دفتر وزارت امور خارجه دزدیده می‌شود و کارآگاه خصوصی،شرلوک هلمز، به همراه همکارش، دکتر واتسون، مأمور رسیدگی به این پرونده می‌شوند. دکتر واتسون نامه‌ای از یکی از هم‌شاگردی‌های قدیمی‌اش، پرسی فلپس، دریافت می‌کند که از او خواسته بود شرلوک هلمز را به منزل او بیاورد. پرسی که خواهرزاده‌ی وزیر امور خارجه است، در نامه‌اش نوشته بود بنا به مشکلی، مدت ۹ هفته در بستر بیماری افتاده‌است و اکنون تنها امید او برای حل مشکل شرلوک هلمز است. وقتی دکتر واتسون و شرلوک هلمز به منزل او رفتند، درابتدا با جوان نیرومندی به نام «جوزف هریسون» روبه‌رو شدند که برادر دختری به نام «آنی» بود و قرار بود پرسی با آن دختر ازدواج کند و … . 👥 صدا پیشگان: مهرداد مهماندوست/ امیر منوچهری/ محسن بهرامی / شقایق فتحی/ نوشین حسن زاده/ سعید سلطانی/ حمید یزدانی/ سعیده فرضی/ محمدرضا قلمبر/ شهریار حمزیان/ علی میلانی 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
دوچرخه سوارتنها.mp3
40.33M
🚴‍♂ دوچرخه سوار تنها شنبه صبح، درحال انجام آزمایش‌های شیمی برای حل یک پرونده، در حضور دکتر واتسون است که پیش‌خدمت خبر می‌دهد کسی به ملاقات آن‌ها آمده‌است. خانم «ویولت اسمیت» اهل فارنهام است که پدرش به‌تازگی فوت کرده و همسر و دخترش را در فقر رها کرده‌‌است. خانم ویولت با دیدن آگهی‌ای که به‌دنبال او و مادرش می‌گردد، با آقای «کاروترز» و آقای «وودلی» ملاقات می‌کند. آنها از آفریقای جنوبی آمده بودند و «رالف اسمیت»، عموی ویولت، را می‌شناختند که به‌تازگی او نیز در فقر مرده بود و ظاهراً می‌خواست ببیند که بستگانش از نظر مالی تأمین هستند یا نه. این مسئله برای ویولت عجیب بود، زیرا او و خانواده‌اش از زمان خروج اسمیت از آفریقای جنوبی در ۲۵ سال پیش خبری از او نداشتند. کاروترز و وودلی توضیح دادند که رالف قبل از مرگ، خبر مرگ برادرش را شنیده بود و در برابر رفاه بازماندگان خود احساس مسئولیت می‌کرد. با این حال، نکته‌ی خاصی که ویولت را بهی دنبال خدمات هولمز کشاند، مرد عجیبی است که او را با دوچرخه تعقیب می‌کند. این مرد همیشه پشت ویولت راه می‌افتد و فاصله‌ی خود را از او حفظ می‌کند و بدون هیچ اثری ناپدید می‌شود. او هرگز اجازه نمی‌دهد ویولت به او نزدیک شود و همیشه تنها در امتداد همان مسیر قرار دارد. 👥 صدا پیشگان: محسن بهرامی/ امیر منوچهری/ حمید منوچهری/ احمد هاشمی/ سعیده فرضی/ نوشین حسن زاده/ علی میلانی/ سعید سلطانی/ محمدرضا قلمبر 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
ارباب رجوع سرشناس.mp3
36.46M
👨‍💼 ارباب رجوع سرشناس «سر جیمز دامری»، سیاست‌‌مدار مشهور، برا ی نجات دختر «ژنرال دومیر ویل» از عشقی خطرناک، نزد می‌رود. «ویولت»، دختر ژنرال دومیرویل که در جنگ‌های هندوستان شهرتی جهانی کسب کرده‌است، در یک مسافرت تفریحی با شخصی به نام «بارون گرونر» آشنا شده و دیوانه‌وار عاشق این شخص شده‌است. بارون متهم به قتل همسر سابق خود در پراگ است که توانسته از دست قانون فرار کند و حال ژنرال احساس می‌کند زندگی دخترش در خطر است. 👥 صدا پیشگان: محسن بهرامی/ احمد هاشمی/ نوشین حسن زاده/ نازنین مهیمنی/ سیما خوش چشم/ ایوب آقاخانی/ میرطاهر مظلومی/ محمدرضا قلمبر 📚 قصه‌ی شب https://eitaa.com/joinchat/3474522196C60cdbe7778
افسانه ها و اسطوره‌‌ها پایه‌‌های هر تمدنی هستند. داستان‌‌هایی که نسل‌‌به‌‌نسل انتقال یافته‌‌اند تا پاسخ‌‌گویِ پرسش‌‌های بدونِ پاسخ آنها باشند. بدون تردید حکایت های هزار و یک شب از مهمترین افسانه های بشری هستند در عین زیبایی بسیار پند اموز هم می باشند. امیدواریم با شنیدن این کتاب گویا لذت ببرید.
قصه‌ی شب
افسانه ها و اسطوره‌‌ها پایه‌‌های هر تمدنی هستند. داستان‌‌هایی که نسل‌‌به‌‌نسل انتقال یافته‌‌اند تا پ
کتاب هزار و یک شب مجموعه‌ایست از داستان‌های افسانه‌ای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران می‌گذرد. «هزار و یک شب» نامی است که از زمان ترجمه طسوجی در دوره قاجار شهرت یافته و نام قدیم آن «هزار افسان» بوده است. نخستین ترجمه هزار و یک شب به زبان‌های اروپایی در قرن شانزدهم میلادی به دست آنتوان گالان به فرانسوی درآمد و در سال ۱۷۰۴ میلادی منتشر شد. سر ریچارد برتون نخستین ترجمه انگلیسی این کتاب را در ۱۸۸۵ عرضه کرد. بورخس همه آثارش را مدیون هزار و یک‌ شب می‌دانست و تاثیر آن بر بسیاری از نویسندگان معروف جهان از جمله جیمز جویس انکارناپذیر است. این کتاب با زبان‌های متعددی منتشر شده و یکی از کتاب‌های کهن و باارزش است و بهترین یادگاری می‌باشد که از آداب و رسوم قدیم مشرق زمین باقی مانده است.
قصه‌ی شب
کتاب هزار و یک شب مجموعه‌ایست از داستان‌های افسانه‌ای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پاد
به نام خدا هزار و یک شب» داستان دو شاهزاده برادر، به نام‌های "شهریار" و "شاه زمان" است، . "شاه زمان" که شاهد خیانت همسرش بود ترک پادشاهی کرده و راهی دیار برادر می‌شود اما در آنجا نیز متوجه خیانت همسر برادرش می شود. "شاه زمان" ناامید "شهریار" را از ماجرا آگاه می کنند. "شهریار" به همراه "شاه زمان" سر به بیابان می گذارد و به انتقام خیانت همسرش هر شب دختری را به نکاح خود در می‌آورد و بامداد دستور قتلش را می‌داد. تا اینکه وزیرش دیگر نمی تواند دختری را برای همسری شهریار بیابد. "شهرزاد" که پدر خود یعنی وزیر "شهریار" را مستاصل می بیند از او می خواهد تا او را به عقد شهریار دربیاورد چرا که راه چاره ی نجات خود و سایر دختران و همینطور "شهریار" را می داند در ازدواج می بیند و پدرش چنین می کند. "شهرزاد" در شب اول بعد از اینکه به عقد "شهریار" در آمد با گفتن قصه ی دیو و بازرگان و نا تمام گذاردن آن ، "شهریار" را مشتاق شنیدن نگاه می دارد و اینگونه از مرگ می رهد و هر شب تا سحر گاه این کار را انجام می دهد.
قصه‌ی شب
به نام خدا هزار و یک شب» داستان دو شاهزاده برادر، به نام‌های "شهریار" و "شاه زمان" است، . "شاه زمان
در این مجموعه "شهرزاد" برای رهایی از مرگ حکایت «دیو و مرد بازرگان» را برای شهریار می گوید و سپس حکایت های « مرد ماهیگیر و دیو» ، « مرد باربر و سه دختر » ، «قلندر اول» ، « سندباد شاه »را می گوید و با شروع حکایت « زبیده» شب را به صبح می رساند.