eitaa logo
راعِــد!
57 دنبال‌کننده
78 عکس
2 ویدیو
8 فایل
اینجا ما نَفَس میکِشیم،تا در بندِ نَفس نباشیم! -داداش‌جان! شاید نگاره‌های ما حوصله سر بر باشد ولی حرفِ دل است. "راعِـد صدام کن"
مشاهده در ایتا
دانلود
/راعد core:
راعِــد!
/راعد core:
کجا فور زدی؟:))))
/سرنوشت تو، شاید تنهایی باشد! -راعِدنوشت. @raaeiid-
/..
راعِــد!
/..
/دلتنگی. گفتمَش حالِ ناخوشی دارم از این عشق، مرا آواره کرده، مجنون ساخته و خود دست در دستِ دیگری رفته. زخم دارم و دلتنگم و غمگین. دانی چه حسی دارد که تو را یار نخواهد؟ سکوت کرد و با نگاهی که سرمایَش از چند کیلومتری احساس می‌شد نگاهم کرد، آن چَشم‌ها همیشه حال و هوای سرما را داشتند، آبیِ یخی که همین باعث می‌شد چَشم‌های عسل‌گونه‌ام که گرم‌تر از گرمای خورشید بودند، کنارش آب شوند! با زبانَش لب‌هایش را تر کرد و گفت:« مثل خودت! عشقم را نفهمیدی و هر بار من را پس زدی. حال، هم تو من را درک می‌کنی، هم من تو را. تو توسطِ آن نااهل پس زده شدی و من توسطِ تو!». نگاهم را به زمین دوختم، سرمایِ نگاه و زبانش در وجودِ ناچیز‌م رخنه کرده بود. حق با او بود. چه باید می‌کردم؟.. -راعِدنوشت. @raaeiid-
این عاشقونه‌ها چیه من می‌نویسم؟:)))))
/..
راعِــد!
/..
/عشق. تمامِ خود را گذاشتم تا عشق را از سوی آن موجودات دوپا دریافت کنم، عشقی کم رنگ اما سفید، پاک و به دور از آلودگی‌ها و مریضی‌ها. اما آنان انگار که برگه‌ی سفیدِ قلب‌شان که سرشار از عشق پاک بود، به سیاهی‌ای که از شب‌ هم سیاه‌تر بود آلوده شده بود و حال من باید میانِ آن همه تاریکی با قلبی سفید و پاک چه می‌کردم؟ آنچه در سینه‌ی من بود مانند گنج بود و آنان قصد داشتند به من رنج برسانند. اما من زاده‌ٔ نور بودم، پس باید بر تاریکی چیره شوم! -راعِدنوشت. @raaeiid-
میخونین نوشته‌ها رو؟:)
/از تفریحاتم اینه که میرم پینترست و دنبال عکس‌هایی می‌گردم که احساس میکنم بخشی از وجودم اگه قرار بود عکس بشه، اون می‌شد. -رندوم.
شروع شد! از نوک انگشتان پاهایش. ناخن‌هایش داشتند میشکستند. دستهایش را هر چه خواست ببرد سمتشان تا بلکه این درد وامانده کم شود نشد، نتوانست. همانطور نیم خیز خشکش زد. ساق پاهایش تیر کشیدند، نه؛ انگار یک نفر چاقو برداشته بود به جان رگ و پیِ عضلاتش. تیغه‌ی کمرش را هم درید.افتاد روی تخت. سرش را چرخاند سمت سایه‌ی کنارش. سایه هم. زیر لب گفت: پس روح که میگویند تویی؟! /شما نوشتین‌. .... خیلی ایولا داری.
میتونین شخصیتی که از من براتون به چشم میخوره رو به صورت داستان گونه بنویسین؟ مثلا شخصیت یک داستان، و برداشت‌های خودتون از من رو، روی اون شخصیت پیاده کنین؟ -دوست دارم دیدگاه‌هاتون رو بدونم.