eitaa logo
خط رهبری
3.6هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.9هزار ویدیو
131 فایل
🔰«خط رهبری»: صفحه ویژه تولیدات مربوط به رهبر انقلاب در خبرگزاری #فارس ✔️ تبیینِ شخصیت، مواضع، مطالبات و نظام فکری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 | نگاهی به شش کتاب درباره‌ی قهرمانان ایثار و شهادت که رهبر انقلاب بر آن‌ها تقریظ نوشتند _ ۲ 🔸 قسمت جذّاب ماجرا آنجا است که وقتی زندگی شهدا را از بالا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که علی‌رغم داشتن شباهت‌هایی با یکدیگر، به‌شدّت در جزئیّات با هم متفاوت بوده‌اند و هر یک ماجرایی خاص دارند. سیّدمصطفیٰ موسوی از آن‌هایی بود که در این جزئیّات با دیگران بسیار بود. از سبکِ کتاب‌هایی که می‌خواند گرفته تا مدل رفتار با پدر و مادر و حضور در جمع دوستان تا تیپ و ظاهر و مدل‌موی او، همگی سبب می‌شد که زندگی او خواندنی و، به‌خصوص برای ، متفاوت باشد؛ نسلی که نیاز دارد بداند که شهدا افرادی بودند از جنس خودشان و در همین کوچه‌پس‌کوچه‌های قدم می‌زدند، کافه می‌رفتند، برای ظاهرشان ساعت‌ها وقت می‌گذاشتند و، خلاصه، افرادی بودند که می شود به آن‌ها دست پیدا کرد و در آسمان هفتم آشیانه نداشتند. * نفوذ از دل خاک 🔹 اهمّیّتش را بعد از ماجرای هفتم اکتبر بیشتر فهمیدیم؛ آنجا که رزمندگان ، با استفاده از این راهبرد، باند تروریست را به معنی واقعی کلمه به زانو درآوردند و توانستند با امکاناتی بسیار کمتر و با خلّاقیّتی بسیار بیشتر، جنگ را به نفع خود پیش ببرند. از «تونل‌های زیرزمینی» صحبت می‌کنیم؛ تونل‌هایی که بلای جان صهیون‌ها شد و جنگ را به نفع مبارزان فلسطینی مغلوبه کرد. ما نیز تجربه‌ی حفر تونل را بیش از سی سال پیش و در دفاع مقدّس خودمان داشتیم و درست در روزهایی که جنگمان گره خورده بود، توانسته بودیم با استفاده از این روش، عملیّات را به نفع خودمان به پایان برسانیم. 🔸 کتاب «» روایت یکی از همین گره‌ها است؛ گرهی که به واسطه‌ی دشت باز و بدون مانع بین دو خطّ نبرد، و خاک‌ریز بلند بعثی‌ها و اشراف کامل آنان به منطقه به وجود آمده بود و امکان هیچ گونه پیشروی را به نیروهای خودی نمی‌داد. اینجا است که حاج غلامحسین رعیّت رکن‌آبادی وارد قصّه می‌شود و پس از بررسی کامل منطقه، اعلام می‌کند که می‌تواند به یاری خدا این گرهِ کور را باز کند؛ گرهی که باز کردن آن، در آن گرمای طاقت‌فرسا، مرد یل می‌خواهد و هر کسی از عهده‌ی آن برنمی‌آید. برای این کار، او جمعی از مقنّیان شهر را جمع می‌کند و با مینی‌بوس به منطقه می‌رود. * از «مجیدبربری» تا «شهید مجید قربان‌خانی» 🔹 پیش‌تر، جایی در متن نوشته بودم که وقتی از بالا به زندگی شهدا نگاه می‌کنیم، با وجود اختلاف در جزئیّات، قرابت‌های زیادی در زندگی آنان می‌بینیم؛ گویی همه شبیه به هم بودند و از یک الگوی خاص در زندگی پیروی می‌کردند. امّا مجید قربان‌خانی از آن‌هایی بود که اگر از صدفرسخی هم به زندگی او نگاه می‌کردیم، هیچ شباهتی بین او و دیگر شهدا پیدا نمی‌کردیم. ما با صفحات کتاب «» مسیرِ رفته‌ی یک جوان را زندگی می‌کنیم: از روزهای تاریک و آغشته به منم‌ بودن‌هایش تا روزهای پاک و سفیدی که جز نجات جان دیگر انسان‌ها دغدغه‌ای ندارد؛ از شلوارهای زخمی جین و در‌به‌در دنبال خال‌کوب گشتن تا سر‌و‌کلّه زدن با آدم‌خوارهای داعشی با گوشت و پوست و استخوان و تن و جان. کتاب «مجیدبربری» روایتی است جانانه از مجیدی که با تمام اعتقادات غریبه بود، امّا یک اتّفاق مسیر زندگی‌اش را به‌کلّی عوض کرد و او را در مسیری قرار داد که پایان آن به فُوز عظیم ختم شد. * آخرین فرصت 🔸 زندگی‌اش را که نگاه می‌کنی، به طرز عجیبی عجین شده با کلمات حضرت ؛ نه‌فقط با کلمات، که با راه و رسم و مرام حضرت حیدر. از همان ابتدای انقلاب که در مسجد محل، کلاس تفسیر داشت، تا تولّدش که در روز غدیر بود، تا روز ازدواجش که در روز غدیر بود، تا آرزو برای شهادتش که باز هم در روز غدیر بود، همه و همه باعث شد تا ما این شهید عزیز را به «شهید غدیری کشور» بشناسیم. 🔹 کتاب «» روایتی است از زندگی مشترک شهید علی کسایی و همسر ایشان، خانم قافلان‌کوهی، که با قلمی روان و گیرا به رشته‌ تحریر درآمده است. این روایت نیز مثل همه‌ داستان‌های دیگر، مملو از شیرینی‌ها و تلخی‌ها در کنار یکدیگر است؛ امّا آنچه را پای کتاب می‌نشاند، تماشای سبک زندگی شهید است: سبکی از زندگی که در تمام جزئیّات رفتاری او، مطلبی برای یاد گرفتن دارد، همراه با عشقی به مولا امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام که چنان در وجود حاج‌علی‌آقای کسایی رسوخ کرده که در همه‌ی ابعاد شخصیّتی‌اش، به‌وضوح، آن را نمایان کرده است. @rahbari_plus
🔰 | «حوزه پیشرو و سرآمد» و مواجهه با یک متن ✍ محمد رستم‌پور 🔸 مواجهه با پیام یا محتوای بسیار ارزشمند و مهم و خطیری مانند آنچه به عنوان پیام تفصیلی رهبر انقلاب درباره الزامات یک منتشر شد، باید فراتر و بابرنامه‌تر از فرآیند انتشار یا ضریب‌دهی به یک خبر مهم باشد. این ضرورت ایجاب می‌کند سراغ از روش‌های جدیدتر مواجهه یک متن برویم و چه بسا قالب‌های متفاوت‌تر و متمایزتری نسبت به آنچه در امروز رسانه - رسمی یا اجتماعی - می‌بینیم، اتخاذ کنیم. 🔹 از جمله روش‌های جدید که می‌تواند توجه مخاطب را برانگیزد، استفاده از ابرکلمات و توجه به دایره واژگانی انتخاب شده در پیام است. برای نمونه، جالب است بدانیم پس از کلمه «حوزه» و «اسلامی» با فراوانی‌های ۶۶ و ۲۳، ما با متنی روبه‌رو هستیم که ۲۲ بار از قید «» استفاده کرده است. در نتیجه مؤلف یا مصنف در پی آن بوده زمان‌مندی و زمان‌بندی را در ذهن مخاطب برجسته کند. 🔸 مراجعه به متن نیز نشان می‌دهد آیت‌الله خامنه‌ای در پی تأسیس یک نهاد ذهنی از حوزه علمیه هستند که البته طرح و نقشی برآمده از قابل اعتنایی دارد. گویی یک نقاش، ابعاد یک منظره را در یک دورنمای دیگری بالا برده. در نتیجه «حوزه پیشرو و سرآمد» در نظر رهبر انقلاب، غیریتی جز آنچه امروز در ساختار حوزه‌های علمیه جاری است، ندارد. جدا از تفسیر «ظاهر» متن، روش‌های جدید برداشت محتوا نیز نشان می‌دهد متن، در اصطلاح، انتقادی نیست، بلکه به یک معنا، تکمیلی و اصلاحی است. 🔹 با این حال، اصل صدور چنین پیامی، همچنین کاربرد ۲۳ «باید» و «نباید» در متن، جایی که بیشترین تعداد کلمات، فراوانی ۶۶ را نشان می‌دهد، به این معناست که متن رو به جلو و به دنبال طرح جدیت‌ها و جدیدهایی است که لازم است بدان توجه کرد. مرور بایدها و نبایدها، نقطه اتصال با کلمه بعدی با بیشترین فراوانی است؛ یعنی «» و «» که با ۲۲ بار تکرار، رتبه چهارم بیشترین تعداد کلمات به کار رفته را به خود اختصاص داده است. 🔸 آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند حوزه علمیه باید فقط یک آموزشگاه نباشد و تربیت نیرو کند، ابعاد مختلف را تبیین کند، به‌روز باشد، در برابر آسیب‌ها و ضربه‌ها تحمل بالایی بروز دهد و در عین حال، هر گونه کنش و رفتار و سیاست‌گذاری و اقدامی از سوی او باید برآمده از متون اسلام باشد تا به ناخالصی‌های معمول زیست زمانه آلوده نشود. 🔹 آنچه اعتبار و ارزش درخشان در قرون مختلف و متمادی بوده است، پایمردی بر چارچوب فقهی مبتکرانه در مواجهه با رخدادها و رویدادهای نوین است. در نتیجه حفظ اصالت، در عین تذکرات موردی مانند پرخوانی متنی یک طلبه در فرآیند یا نامگذاری سطوح یا مدارک حوزه، باید در صدر بایسته‌های مورد نظر آیت‌الله خامنه‌ای در نظر گرفته شود. 🔸 نباید فراموش کرد مهم‌تر از اهمیت متن ابلاغی، توجه کردن به سطور بین خطوط متن است. در مواجهه با این متن، آسیب‌شناسی پنهان از وضعیت دین و توجه به امکان‌هایی که حوزه برای دستیابی به یک نهاد تمدن‌ساز دارد، باید آشکارتر، پررنگ‌تر و درشت‌تر شود. به نظر می‌رسد حوزه علمیه مطلوب رهبر انقلاب باید یک مرکز تربیت «مجاهد فرهنگی» باشد تا یک نیروی بادانش و مسلح به توانمندی‌های ارتباطی و اقناعی در برابر سیل توفنده و مخرب نیروپروری در برخی عرصه‌های مهم پدید آید؛ کسی که بتواند با وفادار و مدافع دین ارتباط جدی برقرار کند و برای او فرآورده‌های مفید و ارزشمند فکری داشته باشد. 🔹 تجربه گفت‌وگو با جوانان در محیط‌های نشان می‌دهد نجابت، کنجکاوی و حقیقت‌طلبی آنان اگر با شکلی از گفت‌وگوی رفاقت‌آمیز روبه‌رو شود، می‌تواند پرسش‌های اساسی نسل‌های جدید مانند چرایی دینداری را پاسخ گوید. اتکا به ۲ نیروی «فقهای تازه‌نفس» و «فضلای جوان» که در کلام رهبر انقلاب منعکس شده، می‌تواند فاصله قابل توجه حوزه علمیه قم با حوزه پیشرو و سرآمد را که آیت‌الله خامنه‌ای بدان اشاره دارند، پر کند. 🔸 در نتیجه، مواجهه با متن پیام در جهان پیام‌زده امروز باید از یک حالت رسانه‌ای و سیاسی-به واسطه جایگاه حاکمیتی رهبر انقلاب - خارج شود و شکل آموزشی و البته سیاست‌گذارانه پیدا کند. همان فکری که روزی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم را عطف به نیازهای تربیتی جامعه ساخت، می‌تواند رهنمودهای کاملا رهبر انقلاب را عملیاتی کند. 🔹 علاوه بر این نباید از نظر دور داشت این متن همچون بسیاری از پیام‌ها و سخنرانی‌ها، ۲ گونه خاص و عام دارد. اعتنا به مخاطب عام نباید تکلیف مخاطب خاص را به حاشیه برد. @rahbari_plus