eitaa logo
✳️ جُستارهای قرآنی رحیق
2.8هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
800 فایل
«رحیق» نوشیدنی گوارا و ناب بهشتیان. ۲۵مطففین . مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد غنچهٔ خاموش، بلبل را به گفتار آورد صائب @Sayyedali1997 @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
✅نشانه صلوات خدا بر مؤمنان: بي تابي براي نماز و لذّت جان دادن 🔸فرمود هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلاَئِكَتُهُ؛ خداي سبحان آن تصليه، آن رحمت خاص را نصيب شما مي‌كند. 🔸آن رحمت تشريعي را كه نصيب همه كرده است ولي اين گرايش، اين علاقه، اين كوشش [چيز ديگر است] 🔸مي‌بينيد بعضي‌ها همين كه اول وقت مي‌شود براي نماز اول وقت بي‌تاب‌اند. 🔸بعضي‌ها متأسفانه مي‌بينيد با اينكه دارند اذان مي‌گويند اينها مرتب اطراف حرم دارند مي‌گردند، مشغول بيع و شراء هستند، نماز مي‌خوانند امّا آن حساسيّت را ندارند. 🔸اين گرايش، اين طپش، اين علاقه كه من با خداي خودم در اولين فرصت گفتگو كنم اين يك نورانيّتي است در قلب هر كسي نيست. 🔸اگر اين نورانيّت پيدا شد بداند اين صلوات الهي است ... 🔸اگر كسي مؤمن باشد خدا در دنيا نسبت به او يك برخورد خاص دارد (يك)، بعد از دنيا هم نسبت به او يك برخورد ويژه دارد (دو) 🔸در دنيا اين گرايش‌ها و اين علاقه‌ها و اين محبت‌ها و اين فرصت‌ها را در اختيار او قرار مي‌دهد؛ بعد از مرگ هم با سلامت هستند. 🔸درست است هنگام مُردن فشار هست، يا در طليعه قبر و برزخ فشار هست، يا در ساهره قيامت فشار هست ... اما در همه اين موارد كه يوم‌‌اللّقاء است او راحت راحت است، در کمال سلامت است، تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ ... بعد از دنيا هم تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ 🔸انسان در حال احتضار تمام مجاري ادراكي‌اش بسته مي‌شود، يعني حتي نزديك‌ترين ارحامش را كه فرزندان او هستند نمي‌شناسد، لكن فرشته‌هاي رحمت و اولياي الهي را -كه مي‌آيند در كنار او- مي‌بيند... 🔸الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمُ؛ فرشته‌ها با سلام وارد مي‌شوند، با سلام عرض ارادت مي‌كنند، با سلام قبض روح مي‌كنند. 🔸هيچ لذّتي براي مؤمن در تمام مدت عمر به اندازه لذّت جان دادن نيست؛ چنين فضيلتي است! ... 🔸او در كمال راحتي اصلاً يادش نيست كه زن و بچه داشت؛ وقتي يادش نباشد كه نگران نيست! 🔹برگرفته از درس تفسير قرآن حضرت آیت الله العظمی /سوره احزاب، آيات 41 الي 48 ✅نشر و تبلیغ آموزه های ناب وحیانی را از دیگران دریغ نکنیم. @rahighemakhtoom
اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی عشق مےورزد کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است اما کسی که عشقش خداست ارزشش اندازه خداست ˝علامه جعفری(ره)˝ . . @rahighemakhtoom
📌 حقوق جسم و جان 🔸 انسان از آن جهت كه انسان است جانی دارد كه باید به حقّش برسد و جسمی دارد كه باید به حقّش نایل آید. مهم‌ ترین حق برای جان جوامع بشری، توحید است و عدل و مهم ‌ترین حق برای جسم، حیات است و سلامت آن حیاتِ عقلی است و این حیات مادّی است؛ هر دو را قرآن كریم تبیین كرده است. نه می ‌توان عقل جامعه را از جسم آنها جدا كرد و نه می‌توان جسم را جدای از جان به حساب آورد. سرّ اینكه قرآن چنین جامعیتی را به همراه دارد آن است كه یك كتاب عادی نیست؛ زیرا نه متكلّم و كاتب این كتاب عادی است و نه نحوه گفتن و تنظیم این كتاب عادی است. 🔸 سلامت جامعه از نظر اعتقاد به صورت توحید است كه قرآن كریم توحید را به خوبی معنا كرده كه یك حقیقت است كه بالاصالة موجود است و آن خداست با اسماء و صفاتش که دارد جهان فرشته ‌ها و بشر و گیاهان و نبات و حیوان و جماد را اداره می ‌كند، دنیا و قیامت را اداره می ‌كند، شریك هم ندارد و هر چه در عالم فرض می ‌شود به اذن او كار می ‌كنند و دیگر هیچ! عدل است كه در مسائل اجرای واقعاً حیات‌ بخش است. 🔸 مستحضرید كه در قوانین عمومی، حقوق عمومی، حقوق سازمان ملل و مانند آن موادّی را به عنوان حقوق بشر تدوین كردند كه آن مواد دارای مبانی است، مبانی آن مواد عبارت از عدل است، آزادی است، استقلال است، امنیت است، امانت است، حُسن تفاهم است، زندگی مسالمت‌ آمیز است، محیط زیست است و مانند آن، اما این مبانی را از كجا می ‌گیرند دستشان كوتاه است. عدل یعنی «وَضْعُ كُلِّ شَی‌ءٍ فی مَوْضِعِه»[1] هر چیزی را در جای خود قرار دادن، مفهوم این عدل جاذبه دارد، خیلی شفاف و روشن است؛ اما اشیاء جایش كجاست اشخاص جایش كجاست؟ ما چه شیئی را باید در جای معین بگذاریم و چه شخصی را باید به سِمت معین نصب بكنیم؟ اشیاء جایشان مشخص نیست، اشخاص جایشان مشخص نیست، با عقل مقدار كمی از این امور معلوم می‌ شود، اما بخش وسیعی از امور را وحی باید شكوفا كند. بنابراین اگر مسئله حقوق بشر است، سلامت بین ‌المللی است قرآن باید تعیین كند، سلامت منطقه‌ ای است قرآن باید تعیین كند، سلامت محلّی است قرآن باید تعیین كند. [1] . ر.ک: نهج البلاغه، حکمت437؛ «الْعَدْلُ یضَعُ‏ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا». 📚 پیام به همایش بهداشت و سلامت تاریخ: 1390/08/23 🆔 @rahighemakhtoom
12.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅نشر و تبلیغ آموزه های ناب وحیانی را از دیگران دریغ نکنیم. @rahighemakhtoom
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانسنگ (87) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) 📌 لطایف و اشارات 📈 3 ـ ظهور مالكيت مطلقه در قيامت 📐 بر اين اساس، «يومئذٍ» در (والأمر يومئذٍ لله)، ظرف انكشاف حق است، نه ظرف اختصاص يا مالكيت و اين آيه ناظر به مقام اثبات و كشف است، نه ثبوت و تحقّق و اين همان مسلك «توحيد افعالي» است كه به مقتضاي آن، انسان و هر فاعل ديگر درجه اي از درجات و شأني از شئون فاعليت خداي سبحان است؛ آب و غذا كه برطرف كننده‌ي تشنگي و گرسنگي است و آتش كه حرارت بخش و دارو كه شفابخش است، همه از شئون فعلي و درجات فاعليت خداوند است و هيچ گونه استقلالي در تأثير و فاعليت ندارد؛ زيرا كارها به آنها سپرده نشده است و فاعليت و مقام فعل حق تعالي امري نامحدود است و از اين رو مي توان همه‌ي كارها و از جمله شفا را به او نسبت داد: (وإذا مرضتُ فهو يشفينِ) [سوره‌ي شعراء، آيه‌ي 80.]؛ زيرا خداي سبحان، در مقام فعل (ونه در مقام ذات) با دارو به بيمار شفا مي دهد. انسان نيز در كارهاي خود درجه اي از درجات فاعليت خداي سبحان است[1]. 📝 پی نوشت: [1]ـ توحيد افعالي غير از جبر است؛ خداوند انسان را موجودي دوبُعدي آفريده و بين دو راه خير و شرّ قرار داده است: وهديناه النجدين (سوره‌ي بلد، آيه‌ي 10) و هر يك از اين دو راه، پاياني مشخص دارد. عقل و نقل را نيز راهنماي صراط مستقيم قرار داده است. اگر انسان با حُسن اختيار خود راه خير را برگزيد، اين كار خير چون امري وجودي و كمال و نعمت است به خدا مرتبط است؛ اما اگر راه شرّ را پيمود و عصيان كرد، چون گناه و نافرماني جز فقدان ونقص نيست، به مبادي عاليه ارتباطي ندارد. پس خيرات كه كمال وجودي است به ربوبيّت برمي گردد و شرّ و نقص مبداي بالذات ندارد و اين بحث به خواست خداي سبحان در ذيل آيه‌ي 79 سوره‌ي نساء خواهد آمد. 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ، همواره با قرآن باشیم 🖥با باز نشر مطالب ،مبلغ و پیام رسان آموزه های وحیانی باشید. @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانسنگ (88) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) 📌 لطایف و اشارات 📈 3 ـ ظهور مالكيت مطلقه در قيامت 📐 پس در قيامت آشكار مي شود كه خداي سبحان فرمانرواي مطلق بوده، هست و خواهد بود و اين مطلب از آيات ديگري نيز استفاده مي شود، مانند: 📈 الف: (يومَ هم بارزون لايخفي علي الله منهم شي ء لمن الملك اليومَ لله الواحد القهّار) [سوره‌ي غافر، آيه‌ي 16.]؛ در آن روز سؤال مي شود كه مُلك و سلطنت از آنِ كيست و اين بدان معنا نيست كه ديروز از آنِ ديگري بوده است و پاسخ اين است كه فرمانروايي مخصوص خداي واحد قهّار است. 📈 ب: (فتعالي اللهُ المَلِكُ الحقّ)[ سوره‌ي طه، آيه‌ي 114.]. اين آيه‌ي كريمه خداوند را به طور مطلق «مَلِك» معرفي مي كند و بر اين اساس فرض ندارد كه او در دنيا مَلِك و نافذ الكلمه نباشد. او كه مالك مُلْك و سلطنت است، گاه اين سلطنت را مي دهد و گاهي مي گيرد؛ مثلاً انسان را مالك چشم و گوش مي كند: (أمّن يملك السمع والأبصار)[ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 31.]. مالك حقيقي چشم و گوش انسان، خداي سبحان است و مالكيت انسان نسبت به اندام و جوارح خود به اعطاي الهي است و در لحظه اي كه اراده كند آن را بستاند، ديگر اجازه‌ي بستن چشم گشوده را نيز به انسان نخواهد داد و با اين كه ساده ترين كارها به ظاهر، همين بستن چشم است، گروهي در هنگام احتضار از انجام اين عمل نيز عاجزند و با چشم باز مي ميرند. 📐 بنابراين، نفوذ و تسلط مطلق خدا در قيامت «ظاهر» مي شود، نه «حادث»؛ گرچه براي برخي انسانها امروز نيز اين حقيقت آشكار است. موحّد كامل آنچه را ديگران پس از مرگ مي بينند، هم اكنون مشاهده مي كند. ادعيه‌ي امامان معصوم (عليهم السلام) نشانه‌ي آن است كه آنان حقيقت (والأمر يومئذ لله) را در دنيا مي ديدند و اين اثر توحيد افعالي است. حضرت امام رضا (عليه السلام) در سجده‌ي نماز به خدا عرض مي كرد: در احسانهايي كه بر من روا داشتي نه خود نقش داشتم و نه ديگران... و هر نيكي كه به من رسيد از جانب تو بود: «لك الحمد إن أطعتك ولا حجة لى إن عصيتك ولا صنع لى ولا لغيرى فى إحسانك ولا عذر لى إن أسأت، ما أصابنى من حسنة فمنك يا كريم اغفر لمن فى مشارق الأرض ومغاربها من المؤمنين والمؤمنات»[ بحار، ج49، ص117.]. ج: (لله ملك السماوات والأرض)[ سوره‌ي مائده، آيه‌ي 120.]. 📐 آيات گذشته مالكيت و فرمانروايي خداي سبحان را به زبان اثبات بيان مي كرد. برخي از آيات نيز همين حقيقت را به لسان نفي بيان مي كند؛ مانند: 📈 الف: (ولم يكن له شريك في الملك)[ سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 111.]. اگر از آياتي همچون (لله ملك السماوات والأرض) كه به لسان اثبات است، انحصار مِلك و مُلك در خداي سبحان را استفاده نكنيم، از آياتي مانند (ولم يكن له شريك في الملك) به خوبي استفاده مي شود. 📈 ب: خداي سبحان درباره‌ي مؤمنان و موحدان راستين مي فرمايد: اينان كساني هستند كه به هيچ نحو براي خدا شريك قائل نيستند: (يعبدونني لا يشركون بي شيئاً) [سوره‌ي نور، آيه‌ي 55. كلمه‌ي «شريك» در جمله‌ي لم يكن له شريك في المُلك و «شيئاً» در لايشركون بي شيئاً چون نكره در سياق نفي است، افاده‌ي عموم مي كند و هر شريكي در مُلك را از خداي سبحان نفي مي كند.]و چون خدا هيچ شريكي در مُلك ندارد، قهراً ملك و سلطنت و نفوذ تنها از آنِ اوست. 📈 ج: خداي سبحان به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد: بگو من مالك هيچ سود و زياني براي خودم نيستم (چه رسد براي شما)، مگر آنچه را خداوند بخواهد: (قل لا أملك لنفسي ضَرّاً ولا نفعاً إلاّ ما شاء الله)[ سوره‌ي يونس، آيه‌ي 49.]. اين آيه كه صريحتر از آيات گذشته است به خوبي بر اختصاص مالكيت مطلق به خداي سبحان دلالت دارد[1]. 📝 پانوشت: [1]. اما سخن موساي كليم (عليه السلام): ربّ إنّي لا أملك إلّا نفسي وأخي (سوره‌ي مائده، آيه‌ي 25) نيز منافاتي با آيات گذشته ندارد؛ زيرا مربوط به مقام تشريع است، نه تكوين و مقصود اين نيست كه من مالك خويشم و برادرم نيز مالك خودش است، بلكه به اين معناست كه خدايا! هدايت و پيامت را به مردم رسانديم. من تنها اختيارِ ايمان خود را داشتم و مؤمن شدم. برادرم هارون نيز تنها اختيار ايمان خود را داشت و ايمان آورد؛ اما زمام ايمان ديگران به دست من نيست. بنابراين، جز خداي سبحان در دنيا و آخرت، احدي مالك تكويني اصيلِ چيزي نيست. 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ، همواره با قرآن باشیم 🖥با باز نشر مطالب ،مبلغ و پیام رسان آموزه های وحیانی باشید. @rahighemakhtoom
(گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 📌نگاشت4:محتوای تفسیری سوره تکاثر أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ «1» حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ «2» كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «3» ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «4» كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ «5» لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ «6» ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ «7» ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ «8» ▫ «تكاثر» از «كثرت» به معناى فزون‌طلبى و فخرفروشى به ديگران به واسطه كثرت اموال و اولاد است. 📈 جلوه‌هاى تكاثر ✳ تكاثر در شرك و چند خدايى. «أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ» « يوسف، 29.» (حضرت يوسف به هم زندانى‌هاى خود كه مشرك بودند، گفت: آيا ارباب متفرق بهتر است يا خداوند يكتاى قهار؟) ✳ تكاثر در غذا. بنى اسرائيل مى‌گفتند: ما بر يك نوع غذا صبر نداريم‌ «لَنْ نَصْبِرَ عَلى‌ طَعامٍ واحِدٍ» ما خوردنى‌هاى ديگر همچون پياز و سير و عدس و خيار مى‌خواهيم. «قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها» « بقره، 61.» ✳ تكاثر در عمر. چنان كه بعضى دوست دارند هزار سال عمر كنند. «يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ» « بقره، 96.» ✳ تكاثر در مال. قرآن مى‌فرمايد: برخى افراد به دنبال جمع مال و شمارش آن هستند. «الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ» « همزه، 2.» ✳ تكاثر در مسكن. قرآن در مقام سرزنش بعضى مى‌فرمايد: در دامنه هر كوهى ساختمان‌هاى بلند بنا مى‌كنيد. «أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ» « شعراء، 128.» تكاثر در شهوت. اسلام براى مسئله جنسى، راه ازدواج را تجويز كرده و بهره‌گيرى از همسر را بدون ملامت شمرده: «إِلَّا عَلى‌ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ» « مؤمنون، 7.»* و ارضاى شهوت از غير راه ازدواج را تجاوز دانسته است. «فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ» « مؤمنون، 7.»* ▫ «أَلْهاكُمُ» از «لهو» به معناى سرگرم شدن به امور جزئى و ناچيز است كه انسان را از اهداف بلند باز دارد. ▫ «زُرْتُمُ» از زيارت و «مقابر» جمع مقبره است. 🔹 ميان دو قبيله بر سر تعداد نفرات گفتگو شد، تصميم گرفتند سرشمارى كنند بعد از زنده‌ها به قبرستان رفتند تا آمار مردگان را نيز به حساب آورند. ❇ حضرت على عليه السلام در خطبه 221 نهج البلاغه، بعد از تلاوت اين سوره مطالبى دارند كه ابن ابى الحديد در شرح آن مى‌گويد: در طول پنجاه سال، بيش از هزار بار اين خطبه را خوانده‌ام و عظمت اين خطبه به قدرى است كه سزاوار است بهترين گويندگان عرب جمع شوند و اين خطبه برايشان تلاوت شود و همه به سجده افتند، همانگونه كه هنگام تلاوت بعضى از آيات قرآن، همه به سجده مى‌افتند. « شرح ابن ابى الحديد، ج 11، ص 153.» 🔹 دو جمله از آن خطبه را در اينجا بازگو مى‌كنيم: «آبائهم يفخرون» آيا به مقبره پدرانشان افتخار مى‌كنند؟ «ام بعديد الهلكى يتكاثرون» يا به تعداد معدومين فزون‌طلبى مى‌كنند؟ «اجساد خرت و حركات سكنت» آنان جسدهايى بودند كه متلاشى شدند و متحرك‌هايى بودند كه ساكن شدند. «و لئن يكونوا عبرا احق من ان يكونا مفتخرا» آن جسدها سزاوارترند كه سبب عبرت شوند تا مايه افتخار. 🔹 از حضرت على عليه السلام حديثى نقل شده كه فرمودند: اولين‌ «سَوْفَ تَعْلَمُونَ» مربوط به عذاب قبر است و دومى مربوط به عذاب آخرت. « تفسير كبير فخررازى.» 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ، همواره با قرآن باشیم 🖥با باز نشر مطالب ،مبلغ و پیام رسان آموزه های وحیانی باشید. @rahighemakhtoom
(گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 📌نگاشت5:محتوا و پیام های تفسیری سوره تکاثر 📈 یقین و نشانه ها ✳ يقين، باور قلبى است كه عميق‌تر از دانستن است. مثلا همه مردم مى‌دانند كه مرده كارى به كسى ندارد ولى حاضر نيستند در كنار مرده بخوابند، ولى مرده‌شور در كنار مرده به راحتى مى‌خوابد، زيرا مردم فقط مى‌دانند ولى مرده‌شور باور كرده و به يقين رسيده است. راه بدست آوردن يقين عمل به دستورات الهى است، همانگونه كه مرده‌شور در اثر تكرار عمل به اين باور رسيده است. ✳ بر اساس روايات، نشانه يقين، توكل بر خداوند و تسليم او شدن و راضى بودن به مقدرات او و واگذارى امور به اوست. « بحارالانوار، ج 70، ص 138.» ✳ يقين درجاتى دارد كه دو مرحله‌اش در اين سوره آمده و مرحله ديگرش در آيه 95 سوره‌ واقعه آمده است. مراحل يقين عبارتند از: علم اليقين، حق اليقين و عين اليقين. انسان، گاهى از ديدن دود پى به آتش مى‌برد كه اين علم اليقين است، گاهى خودِ آتش را مى‌بيند كه عين اليقين است و گاهى دستى بر آتش مى‌نهد و سوزندگى آن را احساس مى‌كند كه حق اليقين است. ✳ مراد از ديدن آتش در «لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ»، يا ديدن آن در قيامت است و يا ديدن آن با چشم برزخى و مكاشفه در همين دنيا كه اين معنا با يقين سازگارتر است. 📐 بر اساس احاديث، مراد از نعمتى كه در قيامت مورد سوال قرار مى‌گيرد، آب و نان نيست، كه بر خداوند قبيح است از اين امور سؤال كند. بلكه مراد نعمت ولايت و رهبرى معصوم است‌ « تفسير نور الثقلين.» امام رضا عليه السلام فرمود: سؤال از آب و نان و ... از مردم قبيح است تا چه رسد به خداوند، بنابراين مراد از سؤال از نعمت، همان نعمت رهبرى معصوم است. « عيون الاخبار، ج 2، ص 129.» ⏪ تكاثر تنها در آمار و نفرات جمعيّت نيست، بلكه گاهى در ثروت و فرزند است. «وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» « حديد، 20.» و لذا در قرآن سفارش شده كه مال و فرزند شما را سرگرم نكند. «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ» « منافقون، 9.» ⏪ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به دنبال تلاوت اين سوره فرمودند: «تكاثر الاموال جمعها من غير حقها و منعها من حقها و سدها فى الاوعية» « تفسير نور الثقلين.» گردآورى اموال از راه نامشروع و نپرداختن حقوق واجب آنها و نگهدارى آنها در صندوق‌ها تكاثر است. ❇ در شعرى منسوب به حضرت على عليه السلام آمده است: يا من بدنياه اشتغل‌ قد غرّه طول الامل‌ الموت يأتى بغتة والقبر صندوق العمل‌ 📈 پیام های سوره تکاثر ✅ 1- فزون طلبى و فخرفروشى انسان را به كارهاى بيهوده و عبث مى‌كشاند. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ» ✅ 2- فزون‌طلبى، عامل غفلت از حساب قيامت است. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ- لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» ✅ 3- دامنه فزون‌طلبى تا شمارش مردگان پيش مى‌رود. «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» ✅ 4- بى‌خبرى از احوال قيامت، انسان را به انحراف مى‌كشاند. أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ... كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ‌ ✅ 5- در برابر افكار و رفتار انحرافى بايد هشدار را تكرار كرد. «كَلَّا- ثُمَّ كَلَّا- كَلَّا» ✅ 6- از طريق ايمان و يقين انسان مى‌تواند آينده را ببيند. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ» ✅ 7- در فرهنگ جاهلى، كميّت و جمعيّت، تا آنجا ارزش دارد كه حتى مردگان را در شمارش به حساب مى‌آورند. «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» ✅ 8- تكاثر و تفاخر، كيفر سختى دارد. أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ... لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ‌ ✅ 9- عاقبت انديشى مانع فخر فروشى است. كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ‌ ... ✅ 10- بايد براى رسيدن به يقين و شناخت حقايق تلاش كرد تا از خطرات قيامت درامان بود. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ» ✅ 11- كسانى‌كه به دنيا سرگرم هستند، هرگز به درجه يقين نمى‌رسند. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ» (كلمه لو در موارد نشدنى بكار مى‌رود.) ✅ 12- ايمان و يقين، درجاتى دارد. عِلْمَ الْيَقِينِ‌ ... عَيْنَ الْيَقِينِ‌ ✅ 13- حساب قيامت بر اساس امكاناتى است كه خداوند به هركس داده است و لذا هر كس متفاوت از ديگرى است. «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ، همواره با قرآن باشیم 🖥با باز نشر مطالب ،مبلغ و پیام رسان آموزه های وحیانی باشید. @rahighemakhtoom
واکاوی دعای 23 صحیفه1-99.mp3
7.41M
23 📌واکاوی دعای 23 1 وَ كان مِن دعائِه عليه‏السلام اذا سَئَلَ اللّهَ‏ العافيةَ و شُكرَها « وقتى که عافیت و شکر آن را از خداوند مى‏خواست» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْبِسْنِی عَافِیتَک، وَ جَلِّلْنِی عَافِیتَک، وَ حَصِّنِّی بِعَافِیتِک، وَ أَکرِمْنِی بِعَافِیتِک، وَ أَغْنِنِی بِعَافِیتِک، وَ تَصَدَّقْ عَلَی بِعَافِیتِک، وَ هَبْ لِی عَافِیتَک وَ أَفْرِشْنِی عَافِیتَک، وَ أَصْلِحْ لِی عَافِیتَک، وَ لَا تُفَرِّقْ بَینِی وَ بَینَ عَافِیتِک فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و لباس عافیت بر من بپوشان، و سراپایم را به عافیت فراگیر، و به عافیت محفوظم دار، و به عافیت گرامی‌ام دار، و به عافیت بی‌نیازم کن، و عافیتت را بر من صدقه ده، و مرا عافیت بخش، و و برایم بستر عافیت بگستر، و عافیت را برایم از هر مانعی پیراسته ساز، و در دنیا و آخرت بین من و عافیت جدایی مینداز. 💻برای ترویج و تبلیغ و انتشارآموزه های اسلامی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
076.mp3
5.11M
2 🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی ▪️با هشتگ در کانال تمام فایل ها را می توانید گوش کنید. 🔅 به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. @rahighemakhtoom
14.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅🔅🔅 📌 تلاوت استاد الشیخ محمد صدیق منشاوی 🕑 زمان: 29دقیقه 📈 این تلاوت شامل آیات ۲۵ تا ۵۰ سوره مبارکه بقره است .. 🔅🔅🔅 ✅نشر و تبلیغ آموزه های ناب وحیانی را از دیگران دریغ نکنیم. @rahighemakhtoom