رهرو
چرا ؟ چون موقع انتخاب درگیر یسری خوبیها شدیم و گاهاً به خاطر خوب بودنش درست فکر نکردیم برای همون
گریزی میزنم به اتفاقات زندگی خودم!
۳ سال تمام رفتم پیش امام رضا
بار اول... بار دوم... بار دهم.. هیچ!
نذر و دعا و آیه ؟ بازم هیچ...
هیچ جوابی نگرفتم... گاهیم نشونه
میدیدم اما سر بزنگاه ، خراب میشد.
با این حال همچنان سِمِج بودم!
حتی اگر دستم به مشهد نمیرسید زنگ میزدم
حرم و با یه سیس لاتی پشت تلفن میگفتم
ببین مشتی من امیدم بند نگاه ِ تو اِ
یه وقت امیدم نا امید نکنیا...!
اوایل این جمله رو با ذوق و شوق میگفتم
اما وقتی داشتم به تهش میرسیدم با گفتن
این جمله علاوهبر بغض ، کمرمم میشکست :)
فکر میکردم امید به امام رضا یعنی همون چیزی
که تو دل منه رو سریعاً تو زندگیم پیاده کنه...
۳ سال رفتم و اومدم دیدم نه!
انگار قرار نیست حاجت دل مارو بدن..
مدام میگفتم
نکنه امام رضا نمیشنوه ؟ دوستم نداره ؟
بعد از اون همه تجربه که از زهر مار
کشنده تر بود ، باید صبور میشدم...
#دلبر_زرد 💛
رهرو
گریزی میزنم به اتفاقات زندگی خودم! ۳ سال تمام رفتم پیش امام رضا بار اول... بار دوم... بار دهم..
زخم ، زخم سادهای نبود
تبدیل شده بود به حفرهای عمیق....
مخصوصاً وقتی فکر کنی اینهمه مدت رفتی
و اومدی و امام رضا نگاهتم نکرده...
برای کنار اومدن و صبور شدن
راه خیلی زیادی پیش روم بود!
برای پر کردن حفرهای به اعماق ۳ سال زمان
لازم داشتم.... مگه میشه تک تک استخونهایی
که خورد شدن یه شبه سر پا بشن ؟
تو دور و زمونهای که مردم برای مشکلات کوچیک
و بزرگشون دنبال ِ تراپی و مشاور و... میگردن
به جای روی آوردن به این افراد ، با اینکه از
امام رضا دلخور و نا امید بودم ، بازم رفتم
سراغ خودش!
هنوز یک روز از اومدن نگذشته بود که
بعد مدتها از ته دل خندیدم!
بعد مدتها حس آرامش مهمون قلبم شد و از
اون روز حال ِ بد و فکر و خیال تموم شد.
کسی فکرش نمیکرد اون حفره یه شبه پر بشه
انگار امام رضا آب خنک ریخته بود روی
سری که مدتها تو تب میسوخت :)
اینجا فهمیدم مشکل امام رضا و خدا و تقدیر
و قسمت و.... نبود! اتفاقاً امام رضا هم دوستم
داشت و هم صدام میشنید
حتی تحمل ناراحتی یکی از شیعه هاش نداشت
وگرنه یه شبه اون قلب ترک خورده رو شفا نمیداد!
اره... آقا جان سر حرفش وایساد ، امیدم نا امید نکرد!
ما دست کم گرفتیمشون (:
+ ادامه دارد....
#دلبر_زرد 💛
رهرو
زخم ، زخم سادهای نبود تبدیل شده بود به حفرهای عمیق.... مخصوصاً وقتی فکر کنی اینهمه مدت رفتی و ا
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام حسین زنگ زد!
امام رضا پیامک داد!
ندادم :)
#دلبر_زرد 💛
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
رشد درد داره. ولی میارزه. خوش رنگ و لعابت میکنه، تراشت میده، جلات میده، برق میفته به ریخت و قیافت. درد دارهها، تا دلت بخواد، صدای شکستن استخوناتو میشنوی، ولی می ارزه.
@ir_tavabin
تغییر از دولت شهید رئیسی
به دولت پزشکیان مصداق آیهی
یخرجونهم من النور الی ظلمات ...
- میدونی سختتر از جذب کردن دختر نوجوونی
که هیچ اعتقادی نداره ، جذب کردن چه کسیه ؟
+ جذب کردن اون دختر نوجوونی که مذهبیه
ولی داره از همچی ضده میشه و یا راه اشتباه
میره.. اما نه تنها متوجهی تغییراتش نمیشه
بلکه حرفای امثال تو براش خندهداره! چون
فکر میکنه همچی بلده ، پس جدی نمیگیرتت.
اگرم ولش کنی بدترین اجحاف در حق
خودت ، دینت ، جامعه و اون دختر کردی :)
رهرو
امام حسین زنگ زد! امام رضا پیامک داد! ندادم :) #دلبر_زرد 💛
به مناسبت سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم
که دیروز بود ، میخوام یکی از عنایات امام رضا
به شهید رو براتون تعریف کنم.
شهید طهرانی مقدم رفته بودن
روسیه تا موشک جدید رو تحویل بگیرن
ژنرال روسی با تمسخر و خنده رو به شهید
میگن ، این دفعه نمیتونید از روی این موشک
بسازید ، چون فناوریش فقط در اختیار روسیهست!
شهید نگاهی میکنن و میگن اینم میسازیم :)
ژنرال بازم میخندن....
شهید نقل میکنن :
خیلی تلاش کردم نمونه اون موشک بسازم
ولی مدام به دَرِ بسته میخوردم. تا اینکه رفتم
در جوار آقا امام رضا و سه روزِ تو حرم متوسل
شدم تا آقا راهی به ذهنم برسونن!
روز سوم احساس کردم عنایتی شد
سریع دفتر نقاشی دخترم برداشتم
و شروع کردم به نقاشی کردن اون
طرحی که به فکرم اومد.
وقتی عملی شد دیدیم
از مدل روس هم بهتر در اومده!
امام رضا گره سخت رو تو
دفتر نقاشی دختر باز کرده بود :)
#دلبر_زرد 💛
استادا گند زدن به اعصابم؟
راهیان نورمم کنسل شده؟
برقم این وسط قطع شد؟
فدای سرم از بوی بارون لذت میبرم.
رهرو
استادا گند زدن به اعصابم؟ راهیان نورمم کنسل شده؟ برقم این وسط قطع شد؟ فدای سرم از بوی بارون لذت می
همیشهی اینطور مواقع میگفتم خدایا چرا من ، خستم کردی و و و.... ولی اینسری با تموم وجود و چشمایی که شیر فلکهشون باز شده شکر میکنم و میگم هرچه خدا خواست همان میشود و آنچه دلم خواست نه آن میشود.....
خدا بنده هایی دوست داره که تو هر شرایطی بگن خداروشکر، مگه نه؟ :)
داشتم تو دلم میگفتم بلاخره رخت عزا حضرت مادر رو به تن کردیم.... که یهو راننده اسنپ آهنگ پلی کرد ، خواننده محترم میگفت [ منم رخت عزام درمیارم ] 😂🤦🏻♀