تقریباً دوماه قبل
باهام تماس گرفت و گفت وسایلت جمع کن
که امام حسین طلبیدت ، قراره بری کربلا !
گفتم بدون خانواده ؟ گفت آره.
به خودم لحظهای اجازهی فکر ندادم و سریع
گفتم نه! من بدون خانوادم کربلا نمیرم.
طرف پشت گوشی خشکش زد ، گفت مطمئنی ؟
نمیخوای فکر کنی ؟ میخوای قطع کنم تا فردا
خبرش بهم بدی ؟ گفتم نه ، بزارید یکی دیگه به جام بره.
وقتی گوشی قطع کردم پدرم گفت چرا گفتی نه ؟
تو حالا برو ، بعداً باهم میریم.
سعی کردم بغضم قورت بدم و نزارم ته دلم بلرزه
و گفتم امام حسین هم با خانوادش رفت اونوقت
من تک و تنها برم و خانوادم دلشون تو کربلا باشه ؟
یا باهم میریم یا منم نمیرم ..
مادرم صدامون شنید و گفت حالا شاید
هیچوقت قسمت نشه بریم ، تو دلت میمونه ها :)
گفتم اگر امام حسینه که نمیزاره تو دلم بمونه
خودش کاری میکنه هممون باهم بریم!
این روزا مدام خطاب به امام حسین میگم چه
حکمتی داری که هرکار میکنم نمیشه ؟ چه حکمتی
داری که جلوی خانواده شرمندم کردی ؟ :)
منکه با افتخار بهشون گفتم امام حسین ِ من ، نمیزاره
دلم بشکنه و اگه منو دعوت کرده باید خانوادمم ببره
اونوقت داری دست رد به سینم میزنی با مرام ؟
و دلم با این جمله که اربعین نه رفتن کسی مشخصه که
قراره بره نه رفتن کسی مشخصه که قرار نیست بره آروم میکنم ..
به قول اون شعر ؛
کربلا خواستم اما چه کنم ؟ قسمت نیست!
حتی پنجره فولاد مرا یادش نیست ..
#قلم
دیشب بچهی خواهرم وقتی دید آرین سلیمی الله وسط پرچم میبوسه ، رفت و پرچم ایران آورد و الله وسطش بوسید :)
هدایت شده از تأملات | تولايى
@Aminikhaahجواد ظریف.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
و اما جواد ظریف!
اتفاقی یکی از رفقا اینو امشب، وسط غوغای مردِ پرحاشیه دولت فرستاد؛ منم دیدم اتفاقی بگذارم، شما هم اتفاقی گوش کنین ضرر نداره...
@m_a_tavallaie
رهرو
و اما جواد ظریف! اتفاقی یکی از رفقا اینو امشب، وسط غوغای مردِ پرحاشیه دولت فرستاد؛ منم دیدم اتفاقی
رفقا گوش بدید :)
این صوت بخشی از روایتگری صوتی مستند و کتاب شنود هست ..