eitaa logo
رهرو
497 دنبال‌کننده
344 عکس
170 ویدیو
8 فایل
‌ ‌صاحب نطقیم اما چو قلم لالیم ما. ‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید دلیل حواس پرتیامون همین باشه عاشق دنیا میشیم ، عاشق چیزای جزئی...!
رهرو
تو حرف دل ِ خدایی دختر ❤️‍🩹
‌‌‌ دوست خواهرم که دهه شصتیه رو بردم سر مزار فائزه .. - الهی بگردم چقدر صورتش جوونه! دانشجو معلم بوده ؟ مگه چند سالشه ؟ فکر کنم دهه هفتادی بوده .. چقدر جوون ....... + نه! دهه هشتادی :) متولد ۸۲ .. - باورم نمیشه .. دهه هشتادیا کِی به اینجاها رسیدن ؟ دارید چیکار میکنید شما دهه هشتادیا ..
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادمه رنگ کاکائوییش داشتم :)))
کسالت جسم ، با استراحت رفع می‌شود اما کسالت روح را ، باید به درمانگاه نجف برد!
كاری که برای خداست گفتن نداره .. امروزم یه کارایی بکن که نتونی بگی!
داشتم تو گالری می‌چرخیدم که یهو این عکس دیدم ......
رهرو
داشتم تو گالری می‌چرخیدم که یهو این عکس دیدم ......
یادمه یه مدت هرکی قاب گوشیم میدید می‌پرسید این چیه گذاشتی زیر قابت ؟ کفنه ؟ ‌ داستان از این قراره که اواسط تابستون ساعت ۳ و نیم صبح رفته بودم داخل حرم و خب بجز چندتا خادم خانم و آقا که درحال غبارروبی ضریح بودن هیچکس اونجا نبود. جلوی ضریح هم نرده کشی شده بود ولی یه تیکه از ضریح باز گذاشته بودن. بعد از زیارت اومدم برگردم که یه خادم خانم سریع اومد کنارم و زد رو شونم و یه تیکه پارچه خیس که بوی گلاب میداد انداخت تو دستم و گفت با این پارچه قبر مطهر حضرت معصومه رو تمیز کردیم! جونم براتون بگه که چون علاقه خاصی به حضرت معصومه دارم ، بعد از اینکه دیدم پارچه خشک شده به سرم خورد بزارمش پشت گوشیم تا هر روز نگاهش کنم و اکلیلی بشم ✨ ولی نکته‌ای که بیشتر قلبم اکلیلی کرد این بود که تا چندماه هربار قابم باز می‌کردم و به پارچه دست میزدم همچنان پارچه خیس بود و بوی گلابش تو فضا پخش می‌شد :)))
خوش به حال فرش های ِ حرم چه برو و بیایی دارند...
تو بر ممكن گريه ميكنی... در حالی که اوخداوند ناممكن هاست :)
در جهان از بس که نزدیکان خیانت کرده‌اند هرکجا دزدی شود گویند کار آشناست.....
-
رهرو
-
ای کاش مثل گل نرگس بودی.... در سرمای زمستان که همه زیر پتو و کرسی خوابیده اند و هیچ‌کجا خبری از گل های خوش آب و رنگ نیست ، تو از درون خاک می‌درخشیدی و وجود خسته و رنجور مرا از عطر و زیبایی خود ، سرشار می‌کردی! با آغوشت ، زمستان و سرما را از دل و دستان یخ زده‌ام می‌بردی و گاه سوژه‌ی عکاسی ام می‌شدی .. اما صد حیف که مانند گل نرگس زود رنج بودی و با تلنگری از جنس چشمان سرد و سوزناک دیگران به خود لرزیدی و از سوی ما قهر کردی و پژمرده شدی .. حتی نیم نگاهی به این خاک سرزنده که منتظر شادابی‌ات بود، نیانداختی... درست است رسم تو بی‌وفاییست اما حال که از دستمان رفتی و پژمرده شدی ما رسممان دور انداختنت در پشت و پستوهایِ بازار نیست! تو را پر پر میکنیم و لا به لای کتاب ها و طاقچه‌ی قرآنمان می‌گذاریم .. پر پر می‌کنیم و به یادگار می‌گذاریم از روزهایی که خاطراتِ خوش درآنها گذر کرده‌اند! القصه ؛ معرفتتان که هیچ .. اما بودنتان مانند گل نرگس ، کوتاه بود :)