رهرو
داشتم تو گالری میچرخیدم که یهو این عکس دیدم ......
یادمه یه مدت هرکی قاب گوشیم میدید میپرسید این چیه گذاشتی زیر قابت ؟ کفنه ؟
داستان از این قراره که اواسط تابستون ساعت ۳ و نیم صبح رفته بودم داخل حرم و خب بجز چندتا خادم خانم و آقا که درحال غبارروبی ضریح بودن هیچکس اونجا نبود. جلوی ضریح هم نرده کشی شده بود ولی یه تیکه از ضریح باز گذاشته بودن. بعد از زیارت اومدم برگردم که یه خادم خانم سریع اومد کنارم و زد رو شونم و یه تیکه پارچه خیس که بوی گلاب میداد انداخت تو دستم و گفت با این پارچه قبر مطهر حضرت معصومه رو تمیز کردیم!
جونم براتون بگه که چون علاقه خاصی به حضرت معصومه دارم ، بعد از اینکه دیدم پارچه خشک شده به سرم خورد بزارمش پشت گوشیم تا هر روز نگاهش کنم و اکلیلی بشم ✨
ولی نکتهای که بیشتر قلبم اکلیلی کرد این بود که تا چندماه هربار قابم باز میکردم و به پارچه دست میزدم همچنان پارچه خیس بود و بوی گلابش تو فضا پخش میشد :)))
رهرو
-
ای کاش مثل گل نرگس بودی....
در سرمای زمستان که همه زیر پتو
و کرسی خوابیده اند و هیچکجا
خبری از گل های خوش آب و رنگ نیست ،
تو از درون خاک میدرخشیدی و وجود خسته
و رنجور مرا از عطر و زیبایی خود ، سرشار میکردی!
با آغوشت ، زمستان و سرما را از دل و دستان یخ زدهام
میبردی و گاه سوژهی عکاسی ام میشدی ..
اما صد حیف که مانند گل نرگس زود رنج بودی
و با تلنگری از جنس چشمان سرد و سوزناک دیگران
به خود لرزیدی و از سوی ما قهر کردی و پژمرده شدی ..
حتی نیم نگاهی به این خاک سرزنده
که منتظر شادابیات بود، نیانداختی...
درست است رسم تو بیوفاییست
اما حال که از دستمان رفتی و پژمرده شدی
ما رسممان دور انداختنت
در پشت و پستوهایِ بازار نیست!
تو را پر پر میکنیم و لا به لای کتاب ها
و طاقچهی قرآنمان میگذاریم ..
پر پر میکنیم و به یادگار میگذاریم
از روزهایی که خاطراتِ خوش
درآنها گذر کردهاند!
القصه ؛
معرفتتان که هیچ ..
اما بودنتان مانند گل نرگس ، کوتاه بود :)
#قلم ✨
46.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی مثل کش شلوار یه جا بند نمیشی و ساعت ۱ و نیم نصفه شب با دیدن برف از پشت پنجره ، از رختخواب خیز برمیداری دست خانواده میگیری و میری به سمت خیابون.....
هدایت شده از 🪞همون جایی که دلبر خونه داره.
GandomMusic.irBe Yek Negahe To ( GandomMusic.ir )(1).mp3
زمان:
حجم:
2.4M
-
*/ هوای گرگ و میش،
مسجدِ گوهرشاد،
روبروی گنبدِ طلایی،
ادای احترام :)
رهرو
با من از درد حرف نزن! امشب تولدشه ولی من کنج اتاقم ..
من در سرزمینی که تو را در آن نبینم ، غریبم ..
واکنش صادقانم وقتی کتاب طبیب ورق میزنم :
صد طبیب آمد ندانست دردِ این شوریده دل!
کیستی تا آمدی صد دردِ ما درمان بشد..؟
داشتم مثنوی معنوی میخوندم ، رسیدم به یسری از اشعار که حقیقتاً درکش برام سخت بود و چندباری از روش خوندم و معنی کردم تا شاید بفهممش!
به فکر فرو رفتم.... انگار یکی زیر گوشم گفت مایی که تو درک و معنی دو خط شعر میمونیم چطور ادعا داریم مخاطب اشعار [ خدا ] رو به خوبی میشناسیم ؟ :)