یه حرفی از آیت الله بهجت خوندم که میگفتن، دیدید بعضی وقتا یه حال خوش و حالت نورانی داریم ولی هرچقدر فکر میکنیم دلیلش نمیدونیم ؟ نه کار خاصی کردیم، نه نماز خاصی خوندیم... هیچ کاری نکردیم!
درحالی که تو کوچه، جایی، رد میشدیم و آقا امام زمان از کنارمون رد شدن، اون نورانیّت و حس و حال خوشمونم به خاطر همین بوده :)))
هیچ زندگی شبیه به هم نیست که بخواد راه حلش شبیه به هم باشه، پس برای همه یه نسخه نپیچید.
حس میکنم اگر یکی اتفاقی کانال رو باز کنه و موضوع حرفم ندونه... مشتی، رجب رو مشتیرجب میخونه و مغزش نیم سوز میشه 😂
+ باشد تا به ویرگول ایمان بیاریم.
به قول دیالوگ سریال تاسیان....
- تو با این سن کمت اینهمه کتاب خوندی؟
+ من بله، تموم حقوقمم، تموم پول تو جیبیهام
یا کتاب میشد یا بلیط سینما :)
هدایت شده از تأملات | تولايى
«چشم بستم تا هجوم اشک را مخفی کنم
چشم وا کردم بیاموزم کمی از دین تو
با خودم میگویم از این دو چه چیزی برتر است؟
خونِ بر عمامه یا عمامۀ خونین تو؟
میرود از سینهات رنج تمام سالها
آن زمانی که میآید عشق بر بالین تو»
✍سیده فرشته حسینی
@m_a_tavallaie