نگو ترقه بازی بود!
بگو پدافندمون خفن بود ترکوندشون.
نگو کاری نکردن که انتقام بگیریم!
بگو قبح تجاوز به تهران رو ریختن
باید با خاک یکسانشون کنیم.
نگو اگه حمله کنیم جنگ میشه!
بگو اگه جوابشونو ندیم راه برای
تجاوزهای بیشتر براشون باز میشه.
- ابنحیدر
حالا که امشب شب ِ سالگرد شهادت شهید آرمان علی وردی ِ ، گفتم یه تیکه از کتاب شهید رو براتون بنویسم :)
رهرو
حالا که امشب شب ِ سالگرد شهادت شهید آرمان علی وردی ِ ، گفتم یه تیکه از کتاب شهید رو براتون بنویسم :)
محمد مهدی فروغی که هم
حوزهای شهید بود روایت میکرد :
در پایه اول حوزه ، شهریه ما برقرار نشده بود. در پایه دوم هم اولین کسانی که شهریه به حسابشان واریز شد ، من و آقای روزبهانی بودیم. هنوز شهریه آرمان و دیگر طلبه ها برقرار نشده بود. ماهم اذیتشان میکردیم و میگفتیم : «حوزه تشخیص داده فقط ما دونفر طلبه واقعی هستیم. چون شماها واقعاً طلبه نیستین و ادعای طلبه بودن رو در میآرین ، شهریهتون واریز نشده» بچه ها از این حرف ، هم میخندیدن و هم حرص میخوردند ، اما آرمان خیلی حاضر جواب بود. بلافاصله گفت : «نه خیر. این طور نیست. اتفاقاً حوزه فهمیده ما طلبه های واقعی هستیم و دنبال علم و درسیم. حتی اگه شهریه هم ندن ، حاضریم تمام هزینه هارو از جیب خودمون بدیم ، ولی شما دونفر رو باید با پول نگه دارن. اگه پول به حسابتون نریزن ، حوزه ول میکنین. اون هم چقدر پول!؟ فقط ماهانه ۸۰۰ هزار تومن. لااقل با پول بیشتریمیموندین» طلبه ها خندیدند و گفتند «آرمان ، دمتگرم! همینه! حقشون بود» جوابی برای حرف های دندان شکن آرمان نداشتیم. ماهم میخندیدیم :)
- کتاب آرمان عزیز 📚